X
تبلیغات
نویسندگی
نویسندگی مقاله
چرا باید چیزی باشیم که اون نیستیم؟

چرا کمی به واقعیت اینکه ماهم می توانیم کسی باشیم که بقیه بخوان از آن تقلید کنن نمی رسند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 9:25  توسط جوینده  | 

سلام دوستان عزیز من ازشما سوال کنم آیا روزی خواهد رسید که بتوانیم دراین سرزمین آزادانه نفس بکشیم آزادانه لباس بپوشیم آزادانه حرف بزنیم وبه ابتدایی ترین حقوق خود که ازنظرمن آزادی بیان است برسیم؟ لطفا جواب بدهید چطور ممکن است؟
+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 11:52  توسط جوینده  | 

سلام به همه ی انسانهای آزاد اندیش.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 9:1  توسط جوینده  | 

دوستان عزیز آن چه را که من در مورد واقعیت بیان می کنم آن است که من سی سال می شود که از نزدیک در مورد آن چه را که می گویم از نزدیک آن را صددرصد لمس کرده ام و زندگی ام را با آنها      گذرانده ام و شاید شما هم یکی از آنهایی باشید که این حقیقت را خوب می دانید اما شاید در مورد نوشته های من توافق نظر نداشته باشید هر نظری که شما داشته باشید برای من محترم می باشد حتی در مورد خودم هر نظری را که داشته باشید من به آن اعتراض ندارم و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 11:17  توسط جوینده  | 

hello:(salam doostan aziz mikhastam nazaram ra dar mored eslam vagheei
 benewisam dar chand gomle. be nazar man eslam yani ghalb aloode az nefrat
va kine dar mored digaran _eslam yani khod ra az digaran bar tar danestan_
eslam yani bekhater nadashtan fekr salm az yek shahr piyade rah oftadan be
modat chand shabane rooz baray anjam ziarat va an ham bray ziarat shakhsi
ke zendegi  uo ra beiad darand va didan ke hezaran jawan ra bekhater eteghadateshan
edam kardand va...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 10:52  توسط جوینده  | 

تلفات انسانی جنگ جهانی دوم بر اساس کشورها








جمعیت در سال ۱۹۳۹ درگذشتگان نظامی درگذشتگان غیرنظامی یهودیان درگذشته در جریان هولوکاست مجموع درگذشتگان ٪ درگذشتگان به نسبت جمعیت در سال ۱۹۳۹
آلبانی ۱٬۰۷۳٬۰۰۰ ۲۸٬۰۰۰
۲۰۰ ۲۸٬۲۰۰ ۲٫۶۳٪
استرالیا ۶٬۹۹۸٬۰۰۰ ۳۹٬۴۰۰ ۷۰۰
۴۰٬۱۰۰ ۰٫۵۷٪
اتریش ۶٬۶۵۳٬۰۰۰
۴۰٬۵۰۰ ۶۵٬۰۰۰ ۱۰۵٬۵۰۰ ۱٫۵۹٪
بلژیک ۸٬۳۸۷٬۰۰۰ ۱۲٬۱۰۰ ۴۹٬۶۰۰ ۲۴٬۴۰۰ ۸۶٬۱۰۰ ۱٫۰۲٪
برزیل ۴۰٬۲۸۹٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰
۲٬۰۰۰ ۰٫۰۰٪
بلغارستان ۶٬۴۵۸٬۰۰۰ ۲۲٬۰۰۰ ۳٬۰۰۰
۲۵٬۰۰۰ ۰٫۳۸٪
برمه ۱۶٬۱۱۹٬۰۰۰ ۲۲٬۰۰۰ ۲۵۰٬۰۰۰
۲۷۲٬۰۰۰ ۱٫۱۶٪
کانادا ۱۱٬۲۶۷٬۰۰۰ ۴۵٬۳۰۰

۴۵٬۳۰۰ ۰٫۴۰٪
جمهوری چین ۵۱۷٬۵۶۸٬۰۰۰ ۳٬۸۰۰٬۰۰۰ ۱۶٬۲۰۰٬۰۰۰
۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ۳٫۸۶٪
کوبا ۴٬۲۳۵٬۰۰۰
۱۰۰
۱۰۰ ۰٫۰۰٪
چکسلواکی ۱۵٬۳۰۰٬۰۰۰ ۲۵٬۰۰۰ ۴۳٬۰۰۰ ۲۷۷٬۰۰۰ ۳۴۵٬۰۰۰ ۲٫۲۵٪
دانمارک ۳٬۷۹۵٬۰۰۰ ۲٬۱۰۰ ۱٬۰۰۰ ۱۰۰ ۳٬۲۰۰ ۰٫۰۸٪
استونی ۱٬۱۳۴٬۰۰۰
۴۰٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰ ۴۱٬۰۰۰ ۳٫۶۲٪
اتیوپی ۱۷٬۷۰۰٬۰۰۰ ۵٬۰۰۰ ۹۵٬۰۰۰
۱۰۰٬۰۰۰ ۰٫۶٪
فنلاند ۳٬۷۰۰٬۰۰۰ ۹۵٬۰۰۰ ۲٬۰۰۰
۹۷٬۰۰۰ ۲٫۶۲٪
فرانسه ۴۱٬۷۰۰٬۰۰۰ ۲۱۷٬۶۰۰ ۲۶۷٬۰۰۰ ۸۳٬۰۰۰ ۵۶۷٬۶۰۰ ۱٫۳۵٪
هندوچین فرانسه ۲۴٬۶۰۰٬۰۰۰
۱٬۰۰۰٬۰۰۰
۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ۴٫۰۷٪
آلمان نازی ۶۹٬۶۲۳٬۰۰۰ ۵٬۵۳۳٬۰۰۰ ۱٬۶۰۰٬۰۰۰ ۱۶۰٬۰۰۰ ۷٬۲۹۳٬۰۰۰ ۱۰٫۴۷٪
یونان ۷٬۲۲۲٬۰۰۰ ۲۰٬۰۰۰ ۲۲۰٬۰۰۰ ۷۱٬۳۰۰ ۳۱۱٬۳۰۰ ۴٫۳۱٪
مجارستان ۹٬۱۲۹٬۰۰۰ ۳۰۰٬۰۰۰ ۸۰٬۰۰۰ ۲۰۰٬۰۰۰ ۵۸۰٬۰۰۰ ۶٫۳۵٪
ایسلند ۱۱۹٬۰۰۰
۲۰۰
۲۰۰ ۰٫۱۷٪
هند بریتانیا ۳۷۸٬۰۰۰٬۰۰۰ ۸۷٬۰۰۰ ۱٬۵۰۰٬۰۰۰
۱٬۵۸۷٬۰۰۰ ۰٫۴۲٪
اندونزی ۶۹٬۴۳۵٬۰۰۰
۴٬۰۰۰٬۰۰۰
۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ۵٫۷۶٪
ایران ۱۴٬۳۴۰٬۰۰۰ ۲۰۰

۲۰۰ ۰٫۰۰٪
عراق ۳٬۶۹۸٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰

۱٬۰۰۰ ۰٫۰۳٪
ایرلند ۲٬۹۶۰٬۰۰۰
۲۰۰
۲۰۰ ۰٫۰۰٪
ایتالیا ۴۴٬۳۹۴٬۰۰۰ ۳۰۱٬۴۰۰ ۱۴۵٬۱۰۰ ۸٬۰۰۰ ۴۵۴٬۵۰۰ ۱٫۰۲٪
ژاپن ۷۱٬۳۸۰٬۰۰۰ ۲٬۱۲۰٬۰۰۰ ۵۸۰٬۰۰۰
۲٬۷۰۰٬۰۰۰ ۳٫۷۸٪
کره ۲۳٬۴۰۰٬۰۰۰
۳۷۸٬۰۰۰
۳۷۸٬۰۰۰ ۱٫۶٪
لاتویا ۱٬۹۹۵٬۰۰۰
۱۴۷٬۰۰۰ ۸۰٬۰۰۰ ۲۲۷٬۰۰۰ ۱۱٫۳۸٪
لیتوانی ۲٬۵۷۵٬۰۰۰
۲۱۲٬۰۰۰ ۱۴۱٬۰۰۰ ۳۵۳٬۰۰۰ ۱۳٫۷۱٪
لوکزامبورگ ۲۹۵٬۰۰۰
۱٬۳۰۰ ۷۰۰ ۲٬۰۰۰ ۰٫۶۸٪
فدراسیون مالایا (مالزی کنونی) ۴٬۳۹۱٬۰۰۰
۱۰۰٬۰۰۰
۱۰۰٬۰۰۰ ۲٫۲۸٪
مالت ۲۶۹٬۰۰۰
۱٬۵۰۰
۱٬۵۰۰ ۰٫۵۶٪
مکزیک ۱۹٬۳۲۰٬۰۰۰
۱۰۰
۱۰۰ ۰٫۰۰٪
مغولستان ۸۱۹٬۰۰۰ ۳۰۰

۳۰۰ ۰٫۰۴٪
هلند ۸٬۷۲۹٬۰۰۰ ۱۵٬۸۰۰ ۱۰۹٬۳۰۰ ۱۰۶٬۰۰۰ ۲۳۱٬۱۰۰ ۲٫۶۵٪
نیوفاندلند ۳۰۰٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰ ۱۰۰
۱٬۱۰۰ ۰٫۳۷٪
نیوزلند ۱٬۶۲۹٬۰۰۰ ۱۱٬۹۰۰

۱۱٬۹۰۰ ۰٫۶۷٪
نروژ ۲٬۹۴۵٬۰۰۰ ۳٬۰۰۰ ۵٬۸۰۰ ۷۰۰ ۹٬۵۰۰ ۰٫۳۲٪
فیلیپین ۱۶٬۰۰۰٬۰۰۰ ۵۷٬۰۰۰ ۹۰٬۰۰۰
۱۴۷٬۰۰۰ ۰٫۹۲٪
میکرونزی ۱٬۹۰۰٬۰۰۰
۵۷٬۰۰۰
۵۷٬۰۰۰ ۳٫۰۰٪
لهستان ۳۴٬۸۴۹٬۰۰۰ ۱۶۰٬۰۰۰ ۲٬۴۴۰٬۰۰۰ ۳٬۰۰۰٬۰۰۰ ۵٬۶۰۰٬۰۰۰ ۱۶٫۰۷٪
تیمور پرتغال ۵۰۰٬۰۰۰
۵۵٬۰۰۰
۵۵٬۰۰۰ ۱۱٫۰۰٪
رومانی ۱۹٬۹۳۴٬۰۰۰ ۳۰۰٬۰۰۰ ۶۴٬۰۰۰ ۴۶۹٬۰۰۰ ۸۳۳٬۰۰۰ ۴٫۲۲٪
سنگاپور ۷۲۸٬۰۰۰
۵۰٬۰۰۰
۵۰٬۰۰۰ ۶٫۸۷٪
آفریقای جنوبی ۱۰٬۱۶۰٬۰۰۰ ۱۱٬۹۰۰

۱۱٬۹۰۰ ۰٫۱۲٪
اتحاد جماهیر شوروی ۱۶۸٬۵۰۰٬۰۰۰ ۱۰٬۷۰۰٬۰۰۰ ۱۱٬۴۰۰٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ۲۳٬۱۰۰٬۰۰۰ ۱۳٫۷۱٪
اسپانیا ۲۵٬۶۳۷٬۰۰۰ ۴٬۵۰۰

۴٬۵۰۰ ۰٫۰۲٪
سوئد ۶٬۳۴۱٬۰۰۰ ۲۰۰ ۲٬۰۰۰
۲٬۲۰۰ ۰٫۰۳٪
سوئیس ۴٬۲۱۰٬۰۰۰
۱۰۰
۱۰۰ ۰٫۰۰٪
تایلند ۱۵٬۰۲۳٬۰۰۰ ۵٬۶۰۰ ۳۰۰
۵٬۹۰۰ ۰٫۰۴٪
پادشاهی متحده بریتانیا ۴۷٬۷۶۰٬۰۰۰ ۳۸۲٬۶۰۰ ۶۷٬۸۰۰
۴۵۰٬۴۰۰ ۰٫۹۴٪
ایالات متحده آمریکا ۱۳۱٬۰۲۸٬۰۰۰ ۴۱۶٬۸۰۰ ۱٬۷۰۰
۴۱۸٬۵۰۰ ۰٫۳۲٪
یوگسلاوی ۱۵٬۴۰۰٬۰۰۰ ۴۴۶٬۰۰۰ ۵۱۴٬۰۰۰ ۶۷٬۰۰۰ ۱٬۰۲۷٬۰۰۰ ۶٫۶۷٪
مجموع ۱٬۹۶۱٬۹۱۳٬۰۰۰ ۲۵٬۱۹۳٬۷۰۰ ۴۱٬۸۱۵٬۴۰۰ ۵٬۷۵۴٬۴۰۰ ۷۲٬۷۶۳٬۵۰۰ ۳٫۷۱٪
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 7:14  توسط جوینده  | 

سلام دوستان برام دعا کنید من همنوع شما هستم اسیرم نمی توانم ... آیا میدانید چند سال است که من و...اسیرهستیم ؟به نظر من اگرتوانستید جواب درست که من به آن معتقد هستم بدهید مرادرک کردید. من به عنوان یک...میخواهم از زبان شما حقیقت را بشنوم خودم نمی توانم... لطفاْ نظرات خودرا برام ارسال کنید قناری که در قفس است منتظرسفیددم است تاصدای همنوع خودرابشنود.
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 17:53  توسط جوینده  | 

هم‏صحبتی با کتاب

کتاب‏ها نه فقط مرکّبی بر کاغذند، بلکه گویندگانی هستند که با شنونده خود سخن می‏گویند. کتابی که از سرزمین وحی و خانه دل ائمه(ع) و چشمان رازدار مؤمنان سخن بگوید، تو را به خیر و برکت و نور می‏کشاند و کتابی که از خانه سیاه دل ابلیس و سرزمین متعفن خودخواهی و دنیاگرایی حرف بزند، تو را به بلا و تباهی خواهد کشاند. امام جواد(ع) می‏فرماید: «هر کس سخن گوینده‏ای را با اطمینان به او بشنود، گویا او را پرستیده است؛ اگر گوینده الهی باشد، خدا را پرستیده و اگر گوینده از زبان ابلیس سخن بگوید، ابلیس را پرستیده است.»

جدّی‏تر فکر کنیم

بهار، همیشه خیلی زود می‏گذرد. بهار جوانی هم به یک چشم بر هم زدن از دست می‏رود، امّا همان مدّتِ کوتاه سرمایه همه زندگی است. کمی جدّی‏تر فکر کنیم تا این سرمایه به بطالت نگذرد. کتاب‏ها مثل نسیم بهاری روح و روان انسان را طراوت می‏بخشد، زلال دانش که در کتاب موج می‏زند، تشنگیِ جان را سیراب می‏کند و در سایه‏سار هم صحبتی و همدمی با کتاب، وجود انسان آرامش را حس می‏کند. اگر کتاب از خوبی‏ها، زیبایی‏ها و راستی‏ها بگوید، درخت زندگی، پربار و محکم خواهد شد.
مطالعه، فقط خواندن نیست، رفتن یک راه است، پا به پای جملات، دست در دست کلمات و لمس نزدیک همه آنچه در کتاب است. کتاب خواندن هنر است.

 

 

هدف خلقت

«اِقرَاء بِاسمِ رَبِّک الَّذی خَلَق». «بخوان»، این اولین گفته خدا با حبیبش است. «بخوان» تا هدف خلقت به دست آید، تا دین خدا استوار شود، تا آفرینش به هدف خود برسد، بخوان که کتاب، برترین معجزه جاوید آفرینش است. روز کتاب و کتابخوانی بر شما پیروان کتاب آسمانی، قرآن مبین مبارک باد.

شرافت کتاب

در عظمت و شرافت کتاب همین بس که خدای متعال به آن سوگند یاد می‏کند: «ن وَ القَلَم وَ ما یَسطُرُون؛ قسم به قلم و آن چه می‏نویسند» کتاب از برترین نعمت‏های الهی است که در پناهش بشر از حضیض و گرداب جهل به بلندای دانش می‏رسد و از تاریکی غفلت به روشنی دانایی پا می‏نهد. ما نیز کتاب را بزرگ بداریم.

نام خدا، آغازگر خوبی‏ها

کتاب اگر می‏خواهد روشنگر راه درست با شد، اگر می‏خواهد رشته رسیدن به روشنی‏ها و کشتی نجات از گرداب جهل باشد و اگر می‏خواهد دوست مهربان و مائده آسمانی روح و یار با وفا باشد، اگر می‏خواهد انتهایش خوبی و روشنی باشد، اگر هدفی دارد و اگر می‏خواهد شریف و عزیز باشد و خواندنش روح را صفا دهد، باید با نام خدا آغاز شود؛ امام ششم، امام صادق(ع) می‏فرماید: «لا تَدَع کِتابَةَ بِسمِ اللّه الرّحمن الرّحیم فی الْکِتابِ؛ در نوشتارت، بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را وا مگذار»

کتاب بیانگر شخصیت

کتاب‏ها پنجره‏هایی درون آینه تمام نمای ذهن نویسندگانشان هستند و بوستان‏هایی که از چهره دستی باغبانان نشان دارند. امیر مؤمنان؛ علی(ع) می‏فرماید: «کتابُّ الرَّجُلِ عُنوانُ عَقْلِهِ وَ بُرهانُ فَضْلِهِ؛ نوشته آدمی، نشان عقل و نشاندهنده میزان فضیلت اوست»

کتاب‏ها، سپری در برابر آتش

کتاب‏های مفید و علمی، در شرافت و افتخار، برتر از حتی خون شهیدان‏اند و چنان گران بهایند که حضرت رسول(ص) در این مورد می‏فرماید: «المؤمنُ اِذا ماتَ وَ تَرَکَ وَ رَقَة واحِدَةً عَلَیْها عِلْمٌ تَکُوُنُ تِلْکَ الورَقةُ یَوْمَ القیامَةِ سَتَرا فیما بینَهُ وَ بَیْنَ النّارِ؛ هرگاه مؤمنی از دنیا برود و و از او یک ورق که بر آن نکته علمی نگاشته شده باشد، باقی بماند، سپری بین او و آتش جهنّم خواهد بود.»

نهج البلاغه؛ کتاب دل

امسال، سال مولا علی(ع) است و نهج البلاغه، فخر همه کتاب‏هاست. در فصاحت و بلاغت، شریف‏ترین؛ در معرفت و شناخت، بهترین؛ در علم و ادب، برترین و در نورانیت و معنویت عالی‏ترین. فرخنده باد سال مولایمان علی(ع) ـ گرامی باد. روز کتاب بر شیعیانش عشق به این کتاب مبارک باد.

نهج البلاغه؛ زینت کتاب‏

روز کتاب و کتابخوانی را با نهج البلاغه گرانقدر آذین می‏بندیم. دریای پرشور معرفت و خداشناسی، دانستنی‏ها و پندها، روشنگری‏ها و بینش‏ها که روح مشتاق ما را به بلندای آسمانِ فهم و درک می‏برد و کدورت کج فهمی و کژی را می‏زداید و به گوهر معرفت و شناخت آراسته می‏کند. خوشا به جلال و شکوه این کتاب و آفرین به شیعیان علی(ع) در این روز!

ژرف‏ترین اعجاز

کتاب و نوشتارِ هدفمند و حکمت‏آمیز، چونان ساحری روح آدمی را سحر می‏کند و مرواریدِ درخشان حقیقت و معرفت را بر ساحل فهم و درک او می‏کشاند. از این روی آخرین معجزه جاویدان پیامبر، شگفت‏ترین و ژرف‏ترین اعجاز خدا، در قالب کتاب آمده است تا روح آدمیان را در میان امواج موّاجش به کرانه‏های سعادت بکشاند و جان‏های مشتاق را به لقای الهی نزدیک کند. گرامی باد معجزه جاوید، گرامی باد کتاب شگفت و تحسین برانگیز مسلمانان، گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی.

کتاب، نعمت بزرگ خدا

کتاب نعمت و بخشش بزرگ الهی، چراغ هدایت انسان و لطف بی‏پایان حضرت حق بر انسان است. کتاب آینه‏ای است که حوادث غایب از نظر و معانی نهفته در درون آفریده‏ها را روشن می‏کند و آن‏ها را از پسِ پرده مرور زمان و بُعدِ مکان حاضر می‏سازد، گویی حوادث قرن‏ها قبل و هزاران فرسنگ دور، در این لحظه اتفاق می‏افتد. و این نشان عظمتِ نعمت الهی است که بر بشر ارزانی شده است. سپس باید که متواضعانه قامت بلند ذهن را در برابرش خم کنیم و گرامیش بداریم.

کتاب‏های پاک

کتابی می‏آورم تا بخوانمش، کتابی که برایم از دل‏های بی ریا بگوید، از چشم‏های معصوم، از شهادت و دلیری شهادت طلبان. کتابی که برایم از نور بگوید، از پیامبر، از صورت زیبا و سیرت نیکویش، کتابی که برایم از عفاف بگوید، از پاک بودن، و از آسمانی و الهی بودن. کتابی که برایم از خوبی‏ها بگوید تا با آن در بهشت نیکی‏ها قدم زنم و دلخستگی‏ام را به سایه‏سار آرامش آرام دهم و تمام وجودم را از زیبایی‏ها و خوبی‏ها لبریز سازم. به راستی کتاب‏های پاک به اندازه دل‏های پاک، دوست داشتنی و مهربانند.

 

کتاب‏ها در سنجش ذهن

بعضی از کتاب‏ها چنان عمیقند که جهان با همه وسعتش در آن گم می‏شود. بعضی آن قدر کوچکند که خود را به زور نشان داده‏اند؛ فکرِ بلند هرگز کتاب‏های سطحی را نمی‏پسندد و فکر کوتاه و نارس هرگز نمی‏تواند به کتاب‏های عمیق و معنادار و با محتوا دست یابد. بنگریم چگونه کتابی می‏خوانیم!

قفسه‏های پر از کتاب

کتابخانه‏اش پر و پیمون بود، کتاب‏ها همه زرکوب و زرنگار و رنگ‏ها همه متناسب و چشم‏نواز. قفسه‏های کتاب چیده و آراسته و کتاب‏ها مرتب و یک اندازه. ظاهر کتابخانه زیبا بود، امّا چرا کتاب‏ها عطر هیچ گلی را نمی‏پراکند؟ چرا از هیچ معنا و رنگی در آن‏ها چیزی نبود؟ چرا در هیچ کدام زلال فهم و شفافیت دانش نبود. به نظر مثل کویری خشکیده، خالی از هر مفهومی.
روز کتاب و کتابخوانی، روز مسلمانان فرهنگ دوست و دانشور است که کتاب‏هایمان در آموزش معرفت و آداب، از همه آثار، برتر و والاترند. «قرآن» بزرگ‏ترین و آموزنده‏ترین کتاب آفرینش، کتاب ماست «نهج البلاغه» که دانستی‏ها و خورشید گرمی بخش هدایت و صلاح است، از آن ماست. صحیفه سجادیه که با شیرین‏ترین بیان، جامع دریای راز و نیازهاست، از ماست. ولی چرا می‏گوییم از آنِ ماست؟ از آن بشر است! از آنِ همگان است، زیرا «رحمةٌ للعالَمین» است.
روز کتاب و کتابخوانی بر پیروان بزرگترین کتاب خلقت، «قرآن مجید» گرامی باد.
کتاب مائده‏ای آسمانی برای روح است. بسیار ضروری‏تر از آن که فقط برای وقت گذرانی و سرگرمی خوانده شود. روح سرشار از استعدادمان را با خواندن کتاب‏های لهو و بیهوده، به سان بازیچه‏ها هدر ندهیم.

 

اساس و شالوده زندگی

خواندن کتاب‏های ارزشمند، اساس زندگی سعادتمندانه است. کتاب‏های ارزشمند، گوهرهای شب تاب زندگیِ پر از ظلمت و جهل‏اند. ریسمان‏های صعودند از ژرفای جهالت و تاریکی به اوج نورانیّت آسمان دانایی. دست از این گوهرها بر نداریم و آنها را گرامی بداریم.

سپاس از نویسندگان

کتاب ارزشمند، چونان درخت پرباری است که باغبانِ آن، سال‏ها عمرش را به پای آن صرف کرده و آن را با زلال دانستی‏ها و تجارب بارور نموده است؛ علف‏های هرز خیال وخطا را زدوده و با نور معانی و حقایق پرورش داده است؛ آن گاه با یک دنیا خلوص و مهر آن را در اختیار ما نهاده. باشد که مهربانیش را ارج بنهیم و سپاسش گوییم.

کتاب‏ها از عرش تا فرش

دنیای کتاب‏ها، دنیای شگرفی است. در این میان، نهج البلاغه نیز کتاب است؛ کتابی که قلب‏ها را روشن می‏کند و معرفتش در دل‏ها آتش عشق می‏افروزد و موج خداجویی و کمال‏طلبی‏اش، به سینه‏ها می‏کوبد. آیات شیطانی هم کتاب است. حاصل عمر سوخته فردی از تاریکی و ظلمت آمده. با این هدف پوچ که تمام چراغ‏های نوربخش دنیا را خاموش کند و ظلمت جهل و نادانی را در آسمان گیتی بپاشد. این کتاب است، آن هم کتاب؛ با تفاوتی به اندازه تفاوت نور و ظلمت.
کتاب‏های سودمندِ علمی، پل ارتباط فکری بین ما و پیشینیانند؛ تنها آینه تمام نمای تلاش گذشتگان و یکتا چراغ فروزنده آنچه زمان بر آن پرده ابهام افکنده است. کتاب‏ها را پاس بداریم.

 

 

سیری بر فراز زمان و مکان

کافی است یک کتاب خوب انتخاب کنی و ورق‏هایش را یکی پس از دیگری از صفحه ذهن و دیده بگذرانی، تا قفس کوچک روزمرگی زندگی‏ات بشکند و از بیرون به گرداب تشویش‏ها و هیجاناتی که در آن غرق شده‏ای بنگری. از سیلاب تندگذر زمان سربلند کنی و به فرا سو نظر بیندازی. پرده‏های مکان را کنار بزنی و تا دورترها بروی. کتاب بابی است برای پرواز ذهن و خیال، آفرین به بالی که به آسمان خوبی‏ها پروازت دهد.

کتاب را بشناسیم

در زندگی امروزی با فریب‏های هزار رنگ شیطان، با دام‏های پر از دانه‏های دورویی، اگر کتابی بخوانی که سردرگمت کند، بی هدف و با مقصد بارت بیاورد و راه را نشانت ندهد، راه را گم خواهی کرد و به هدف نخواهی رسید و بیهوده خواهی رفت. روز کتاب، فرصت مناسبی است برای نگاهی دوباره و تازه به کتاب‏هایی که می‏خوانیم.

در زلال کتاب

اگر فقط روزی یک بار روح آزرده از دود و دم تردیدها و نادانی‏ها و سر و صدای خودکامی‏ها را در زلال چشمه کتاب‏های راه‏نما شست و شو دهیم، هرگز غبار خطا و اشتباه و آلودگیِ ندانستن و نفهمیدن روحمان را بیمار نخواهد کرد.

دوستان آشنا

کتاب‏ها دوستانی بسیار مهربان و رئوفند. در کم‏ترین فرصت بیش‏ترین بهره را می‏دهند، هر جا که بخواهی به سراغَت می‏آیند و در هر حالتی با تو سخن می‏گویند. کم‏ترین فرصت را برای دیدار می‏پذیرند و بر آنچه می‏گویند استوارند. بی‏تکلف و بی زحمت، همیشه میهمان مهر تو می‏شوند و یک دنیا دانش و فهم را برایت هدیه می‏آورند. گر چه هستند کتابنماهایی که در لباس فرهنگ و معرفت و هدیه‏شان جز ضرر نیست، امّا اگر هوشیار باشی، چنین به تو نخواهد رسید.

کتاب و بهره‏مندی

خواندن کتاب، کاری بسیار لازم و ارزشمند است، نباید آن را با چاشنی بی حاصلگی و هرزگی آلوده کرد. کتاب باید که مفید باشد. باید وقتی کتاب می‏خواهی، چیزی بفهمی، چیزی را حس کنی، باید چیزی را به دست آوری، باید نفعی و معنایی ببری؛ حداقل به اندازه وقتی که گذرانده‏ای. باید کتاب‏ها بزرگوار باشند.
روز کتاب و کتابخوانی بر باغبانان بوستان معرفت و ادب، نویسندگان و اندیشورانی که دانسته‏ها و تجارب خود را در سفره اخلاص، بر صفحه‏های سفید کاغذ می‏نهند، خجسته و مبارک باد. دستانتان بر آفرینش و پرهیز و قلم‏هاتان همیشه استوار باد.

کتاب، رشته نجات

کتابی را باید خواند که از او بگوید؛ از او که جهان در ید حکمت و دانش اوست. کتابی را باید خواند که از انسان بگوید که از کجا آمده و به کجا خواهد رفت. کتابی را باید خواند که از بایدها و نبایدها بگوید؛ مثل چراغی در راه، در شبی تاریک. کتابی را باید خواند که دل را بیدار کند و قلب را امیدوار، دست و دل را به تلاش وا دارد و پای را به رفتن. کتابی را باید خواند که رشته‏ای برای بیرون آمدن از چاه جهل، به آسمان معرفت باشد. کتابی را باید خواند که شمیم عطرش مشام جان را از مستی معرفت و شناخت لبریز کند.
کتاب خواندن یعنی یافتن دوستی تازه، یعنی یک پله بالا رفتن در دانستن و معرفت، یعنی گشودن یک پنجره از نور به روی زندگی، یعنی کنار رفتن پرده نادانی از پیش چشم حکمت و دانش و یعنی نفس کشیدن در هوای تازه دانستن و آگاهی. روز کتاب، روز دوستی‏ها و روشنی‏ها گرامی باد.

پاسداری از کتاب‏های سپید

از اوّل انقلاب تا کنون یکسره کتاب‏های سپید را خواندیم، آن‏ها که از خدا گفتند، از هدف خلقت، از تلاش ارزنده، از عشق به خوبی‏ها، و درونمان سپید شد. مگذاریم کتاب‏های سیاه بین کتابهامان رخنه کنند. با فکر بلندمان، با نور ایمانمان بایستیم و راه بر سیاهی ببندیم. زنده‏باد کتاب‏های سپید، کتاب‏های نور، کتاب‏های آموزنده و ارزنده و دور باد هر چه در آن از پوچی و بی دینی نشانی هست.

کتاب؛ راه رهایی

کتاب خواندن آزادی است. شکستن دیوار جهل و نادانی، شکستن حصار ندانستن‏ها. از زندان تاریک ناآگاهی بیرون رفتن و به دنیای روشن و پر تحرک دانایی و آگاهی قدم گذاشتن؛ پاینده باد رهایی و آزادی از جهالت. عزیز و گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی.

خواندن کتاب؛ سیر در معنی

خواندن یک کتاب، هجی کردن کلمات آن است، کتاب خواندن، فهمیدن است. باید نور دانستن را احساس کنی، باید روحت تازه شود، باید پرده از ندانستنی‏ها کنار رود، باید حس کنی چیزی در تو جوشیده، چیزی به دست آورده‏ای و رازی را گشوده و کشف کرده‏ای باید کتاب را با وجودت حس کنی. گوارا باد دنیای روشنِ درک و فهم‏های تازه کتاب

 

 

سوگند به کتاب

بسم اللّه الرحمن الرحیم، ن، وَالقَلَم وَ ما یَسطُرُون
خداوندا! یاریمان کن تا کتاب‏ها و نوشتارمان، در راه تو روشنگری کند. چنان کن کتاب‏هایی را که می‏خوانیم یا می‏نویسیم، شمیم عطر ایمان به تو را بپراکند و مخواه که کتاب ـ این آفریده ارزشمند و گرامیت ـ دریچه‏ای به سوی کژی و انحراف و تاریکی باشد. خدایا! کتاب‏ها نعمت‏های عظیم و عزیز تواند که به آن‏ها قسم یاد کرده‏ای، یاریمان کن قدرشان را بدانیم و بتوانیم تو را سپاسگزار باشیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 19:11  توسط جوینده  | 

هر آن كس راكه دوست داريد به سوي خود جذب كنيد و با خود همراه سازيد.

شماهم می توانید مطمعن باش و...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 18:59  توسط جوینده  | 

تاریخ آمریکا بعنوان یک کشور به کمابیش چهارصد سال باز می‌گردد، کما اینکه روز استقلال رسمی آمریکا در سال ۱۷۷۶ بود. اما آمریکا بعنوان یک زیستگاه بشری قدمت بسیار بیشتری دارد.

ساکنین بومی آمریکا

اطلاعات بیشتر: تاریخ حوادث ساکنان بومی قاره آمریکا و سرخ‌پوستان آمریکایی

نخستین انسانهایی که به قاره آمریکا رسیدند، بخشی از موج مردمانی بودند که به آرامی از آفریقا گذر کرده به قاره‌های دیگر رفته بودند. پاره‌ای از این مردمان حدود یکصد هزار سال پیش ابتدا به آسیا و اروپا مهاجرت کردند. زمانی گروه‌های اندکی از همین مردمان به اقیانوس آرام رسیدند و حتی از اقیانوس نیز گذشتند و خود را به استرالیا رساندند.[۱] سرانجام در حدود ۱۴٬۰۰۰ سال پیش[۲][پیوند مرده][پیوند مرده] (به روایتی ۲۵٬۰۰۰ سال پیش) از آسیا و از راه آنچه امروز تنگه برینگ نامیده می‌شود به قاره آمریکا وارد شدند. از این نخستین آمریکاییان سنگ‌نگاره‌ها و گورستان‌های و برخی اشیا دیگر بجا مانده‌است. بومیان و سرخ‌پوستان بتدریج به درجات مختلف تکامل اجتماعی و فرهنگی رسیدند و نتیجه آن پدید آوردن تمدن‌هایی بود که در اوج شکوفایی به عالی‌ترین مدارج تمدن باستانی نایل شدند. این تمدن‌ها، مایا، تول تک‌ها، آزتک‌ها، اینکاها نام داشتند.[۳]

تمدن مایا

تمدن مایا از اتحاد و به هم پیوستن ۲۰ قبیله سرخ‌پوست در آمریکای مرکزی در کنار سواحل خلیج مکزیک در ۵۰۰سال پیش از میلاد شکل گرفته و در قرن‌های هشتم و نهم میلادی به اوج خود رسید. از لحاظ آثار هنری و معماری هیچ تمدن دیگری در قاره آمریکا نتوانست از مایاها پیشی بگیرد. تمدن مایا در قرن شانزدهم میلادی توسط فاتحین اسپانیایی افول کرد.

تمدن تول تک ها

در بین قرن‌های هشتم تا دهم مردمانی از سوی شمال به فلات مرکزی مکزیک هجوم آورده و اندکی پیش از سال ۱۰۰۰ میلادی امپراطوری تول تک‌ها را تشکیل دادند. سپس تهاجم خود به سمت جنوب ادامه داده و بخش‌هایی از سرزمین‌های متعلق به مایاها را تصرف کردند. تول تک‌ها نیز همانند مایاها دارای معماری و هنر پیشرفته‌ای بوده‌اند. امپراطوری تول تک‌ها در قرن دوازدهم میلادی به علت خشکسالی دراز مدت و قحطی و امواج جدید هجوم‌ها و یورشهای سرخ‌پوستان شمالی افول کرد.

تمدن آزتک‌ها

آزتک‌ها، قبیله کوچکی بودند که در قرن دوازدهم وارد فلات مرکزی مکزیک شده و به تدریج سرزمین‌های اطراف، از اقیانوس آرام تا خلیج مکزیک را تحت سلطه خود درآوردند. اوج توسعه امپراطوری آزتک‌ها در قرن‌های پانزدهم و شانزدهم میلادی رخ داده که در این زمان جمعیت کلی امپراطوری بالغ بر ۵ میلیون نفر بوده‌است. در نهایت در سال ۱۵۱۹ با تهاجم فاتحین اسپانیایی و کشته شدن آخرین پادشاه آنها، تمدن آزتک‌ها نابود می‌شود.

تمدن اینکاها

این تمدن در دره‌های بلند رشته کوه آند در آمریکای جنوبی و در بین قرن‌های یازدهم تا پانزدهم میلادی به تدریج شکل گرفت. اوج امپراطوری اینکاها در بین سالهای ۱۲۰۰ تا ۱۵۳۳ میلادی بوده بطوریکه جمعیت آنها در اوایل قرن شانزدهم به حدود ۶ میلیون نفر می‌رسد. امپراطوری اینکاها در اوج قدرت در جنگ با فاتحین اسپانیایی شکست خورده و نابود می‌شود.[۴]

 

 

 

اکتشافات و مهاجرت اروپاییان

تصویری از کشتی میفلاور در بندر پلیموث در بوستون. این واقعه امروزه یک نقطه مهم در تاریخ آمریکا محسوب می‌گردد.

نوشتار اصلی: کریستف کلمب


اگرچه گفته می‌شود که مردمان شمال اروپا مانند وایکینگ‌ها بارها به سواحل شرقی آمریکا آمده بودند ولی موج مهاجرت اروپایی‌ها، پس از سفر کریستف کلمب از کشور پرتغال به این قاره آغاز شد. در سال‌های ۱۶۰۰ به تدریج گروه‌های اروپاییان به قاره جدید آمده و در آنجا زندگی تازه‌ای را شروع کردند.

اسپانیایی‌ها در منطقه فلوریدای امروز ساکن شدند. بریتانیایی‌ها شهر جیمز تاون در ویرجینیای امروز را آباد کردند، هلندی‌ها نیو آمستردام را که اکنون نیویورک خوانده می‌شود، ساختند و فرانسوی‌ها نیز در ایالت جنوبی لوئیزیانا و اطراف رودخانه می‌سی سی پی ساکن شدند.

نام «آمریکا»

نام «آمریکا» به احتمال زیاد از نام دریانورد ایتالیایی آمریگو وسپوچی [۵] ‏ مشتق شده‌است. این دریانورد سفرهای اکتشافی خود در قاره جدید را از برزیل کنونی شروع کرد و در نقشه برداری از سواحل قاره آمریکا نقش مهمی ایفا کرد. اولین بار نام «آمریکا» در سال ۱۵۰۷ میلادی در نقشهٔ یک کشیش آلمانی به نام «مارتین ولدزموئلر» ظاهر شد[۶]. این اولین نقشهٔ شناخته شده در جهان است که برای اولین بار تصویر نسبتاً کاملی از نیمکره غربی ارائه می‌کند. این کشیش آلمانی که در شهر «سن دی» فرانسه مشغول به کار بود، از اطلاعات آمریگو وسپوچی برای انتشار این نقشه بهره برده بود. در این نقشه کلمهٔ آمریکا روی منطقه برزیل کنونی نقش بسته‌است یعنی منطقه‌ای که وسپوچی اکتشافات خود را از آنجا آغاز کرد. جالب اینجاست که مارتین ولدزموئلر آلمانی فقط همین یکبار از «آمریکا» برای نامیدن قاره جدید استفاده کرد. وی نقشهٔ بعدی خود را ۹ سال بعد یعنی در سال ۱۵۱۶ منتشر کرد و در آن قاره آمریکا را «سرزمین ناشناخته» یا به لاتین «Terra Incognita» خواند.

دوران استعمار

نوشتار اصلی: مستعمرات سیزده‌گانه

نوشتار اصلی: شورش شیز

مناطق مختلف شرقی آمریکا چند بار بین قدرت‌های بزرگ اروپایی دست به دست شد. مهاجران بریتانیایی در بخش‌های زیادی از سرزمین جدید مستقر شدند و این بخش‌ها به‌صورت مستعمرهٔ بریتانیا اداره می‌شد. نبردهایی نیز بین مهاجران اروپایی و مردمان بومی آمریکا بر سر مالکیت زمین در می‌گرفت. قسمت بزرگی از سرزمین‌های شرقی قاره آمریکا مستعمره بریتانیا بود و تجار بریتانیایی با استفاده از نیروی کار رایگان بردگان آفریقایی از طریق بندرهای غربی این کشور مثل منچستر و گلاسگو و لیورپول سیستم تجاری بسیار پرسود و بی سابقه‌ای ایجاد کردند. دولت بریتانیا برای تأمین مخارج جنگهای استعمار و رقابت با قدرتهای دیگر اروپایی ابتدا مالیاتهای تجارت بین این کشور و مستعمرات آمریکایی را بالا برد، و سپس بطور فزاینده اقدام به دخالت و کنترل تجارت نسبتاً آزاد بین بریتانیا و مستعمراتش در قاره آمریکا کرد. این دخالت‌ها تا حدی بود که اقتصاددان مشهور آدام اسمیت در مورد عواقب آن به دولت برتانیا هشدار داده بود. تجار و مستعمره‌نشینان از پرداخت این مالیات ناراضی بودند و بالاخره به شورش علیه حکومت بریتانیا دست زدند. دولتهای اسپانیا و فرانسه که در آن دوران بزرگ‌ترین رقیب امپراتوری بریتانیا بودند، اقدام به کمک مالی و تسلیحاتی شورشیان کردند به این امید که بتواند دست بریتانیا را از مستعمرات وسیع آمریکای شمالی کوتاه کرده، آمریکا را تبدیل به متحد خود در مقابل بریتانیا نمایند.

 

 

 

۱۶۰۰-۱۸۲۰: صلح با بریتانیا و استقلال مستعمرات

ژنرال جرج واشنگتن در مبارزه با بریتانیا، هنگام عبور از رودخانه دلاویر.

اطلاعات بیشتر: کنگره قاره‌ای، ارتش قاره‌ای، انقلاب آمریکا، اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا، و بنیانگذاران آمریکا

بدین ترتیب جنگ‌های انقلاب آمریکا از آوریل ۱۷۷۵ با نبرد لگزینگتون آغاز و در سال ۱۷۸۳ در پی امضای قرارداد صلح با بریتانیا پایان یافت. استقلال ۱۳ مستعمرهٔ آمریکای شمالی با صدور اعلامیه استقلال آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ بدست آمد. این ۱۳ مستعمره سابق در حالی اعلام استقلال کردند که هیچ یک هنوز دارای ویژگیهای حقوقی یک دولت/ایالت نبودند. با رفع مسائل حقوقی در ۱۷۷۷ و امضای اولین پیمان اتحاد در ۱۷۸۱، ایالات متحده آمریکا متشکل از ۱۳ ایالت بنیان گذاشته شد.

دولت فرانسه که استقلال آمریکا را پیروزی بزرگی برای خود در مقابل بریتانیا می‌دید، با افزایش کمک‌های مالی و علمی سعی در نزدیک کردن کشور جدید با فرانسه داشت. در این راستا، معمار شهیر فرانسوی پیر شارل لانفان (Pierre Charles L'enfent) مامور شد نخستین طرح جامع شهرسازی را برای شهر جدید واشینگتن، پایتخت کشور ایالات متحده، ارائه دهد.

فرانسه حتی تا یک سده پس از استقلال آمریکا از بریتانیا، کشور آمریکا را نزدیک و همسو و نمادی از صدور فرهنگ آزادی خواهی انقلابی فرانسوی می‌دید. به مناسبت صدمین سال استقلال آمریکا، دولت فرانسه در سال ۱۸۸۶ مجسمه بزرگی با عنوان «روشنایی آزادی در جهان می‌درخشد» به آمریکا هدیه کرد که هم اکنون در جزیره آزادی (Liberty Island) در بندر نیویورک نصب و به «مجسمه آزادی» مشهور است.

۱۸۲۰-۱۹۰۰: جنگهای داخلی

نبرد گتیزبرگ

اطلاعات بیشتر: جنگ داخلی آمریکا، بازسازی ایالات متحده آمریکا، ایالات مؤتلفه آمریکا، و جنگ آمریکا و مکزیک

سال ۱۸۶۱، جنگ داخلی آمریکا رخ داد که یکی از خونین‌ترین جنگ‌ها از این نوع در جهان می‌باشد. علت این جنگ به برده‌داری در ایالات جنوبی مربوط می‌شد که آبراهام لینکلن خواهان براندازی آن بود. این جنگ در سال ۱۸۶۵ با پیروزی شمالی‌ها به رهبری لینکلن، پایان گرفت.

۱۹۰۰-۱۹۵۰: جنگهای جهانی

نوشتار اصلی: نبرد ایو جیما


در جنگ جهانی اول، پس از یک پیروزی امپراتوری آلمان بر روسیه تزاری، آمریکا پس از اعلام جنگ زیردریایی آلمانی‌ها در سال ۱۹۱۷، به مداخله در جنگ کشیده شد. پس از شکست آلمانی‌ها و آغاز جنگ جهانی دوم آمریکا در کنار بریتانیا و سایر متفقین بر ضد رایش سوم می‌جنگید. آمریکا که در ابتدا در این جنگ نیز بی‌طرف بود در ۷ دسامبر ۱۹۴۱، با حمله هوایی ناگهانی ژاپن بر پرل هاربر (بندر مروارید) در هاوایی مواجه شد. این حمله که باعث کشته‌شدن تعداد زیادی از خدمه و سربازان نیروی دریایی آمریکا و بخش بزرگی از تجهیزات آن بود، بهانه اصلی حمله اتمی آمریکا به هیروشیما و ناکازاکی در پایان جنگ جهانی دوم می‌باشد.

با پیروزی متفقین، شکست نهایی آلمان نازی در این جنگ و تخریب شدید زیرساختارهای اقتصادی و صنعتی اروپا، آمریکا که کمترین خسارات را متحمل شده بود، به عنوان قدرت بزرگ جهانی پدیدار شد. با اینحال پیامد مستقیم این جنگ، منازعه‌ای گسترده تر بود که به جنگ سرد لقب یافت. تنش میان آمریکا و شوروی در این سال‌ها حتی منجر به ناپایداری‌های سیاسی در داخل آمریکا، همچون ظهور مک کارتیسم گردید.

 

تاریخ آمریکا

تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳٬۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹٪ قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است.

نظام حکومتی آمریکا در چارچوب قانون اساسی، و بر اساس سیستم جمهوری فدرال بنیان نهاده شده‌است. این کشور در سال ۱۷۷۶ میلادی (۱۱۵۵ ه.خ.)، در پی اعلام استقلال و اتحاد ۱۳ مستعمرهٔ سابق بریتانیا شکل گرفت.

کشور آمریکا از شرق با اقیانوس اطلس، در غرب با اقیانوس آرام، از شمال با کشور کانادا، و از جنوب با مکزیک همسایه‌است. این کشور از راه پایگاه دریایی گوانتانامو نیز مرز مشترک اندکی با کوبا دارد. آمریکا همچنین از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد. به علاوه، مجموعه‌ای از جزیره‌ها، ناحیه‌ها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکنده‌اند.

این کشور با نام‌های دیگری مانند ایالات متحدهٔ امریکا، (اِمریکا یا آمریکا) ایالات متحده، اتازونی (برگرفته از واژهٔ فرانسوی États-Unis، به معنای ایالت‌های متحد) و (بطور عامیانه) ینگه دنیا نیز خوانده می‌شود.

ایالات متحده آمریکا پس از حضور در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، قدرت اثرگذاری خود در جهان را گسترش داد. آمریکا به عضویت دائم شورای امنیت سازمان ملل در آمده‌است و از بنیانگذاران پیمان نظامی ناتو محسوب می‌شود. و پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد به عنوان یک ابرقدرت منحصر به فرد درآمد. شهروند ایالات متحدهٔ آمریکا را معمولاً «آمریکایی» می‌نامند.

بیش از ده هزار سال است که انسان در قارهٔ آمریکا زندگی می‌کند. قاره آمریکا توسط کریستف کلمب و در سال ۱۴۹۲ کشف شد اما او به اشتباه فکر کرد که آنجا هندوستان است اما مدت‌ها بعد آمریگو وسپوچی اعلام کرد که این قاره جدیدی است. اما تاریخ آمریکا به عنوان یک کشور مستقل به سال ۱۷۸۳ میلادی باز می‌گردد که در آن آمریکا بر طبق معاهدهٔ پاریس به رسمیت شناخته گردید.

قبل از اعلام استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۶، آمریکا مجموعه‌ای از مستعمرات اروپایی بود. بطور مثال، اسپانیایی‌ها در منطقهٔ فلوریدای امروزی ساکن شدند، بریتانیایی‌ها شهر جیمز تاون در ویرجینیای امروزی را آباد کردند، هلندی‌ها نیو آمستردام را که اکنون نیویورک خوانده می‌شود ساختند، و فرانسوی‌ها نیز در ایالت جنوبی لوئیزیانا و اطراف رودخانه میسیسیپی ساکن شدند.

به تدریج، بخش‌های زیادی از مستعمرات سیزده‌گانه شاهد درگیری و شورش علیه حکومت بریتانیا شدند. بدین ترتیب جنگ‌های انقلاب آمریکا از آوریل ۱۷۷۵ با نبرد لگزینگتون آغاز شد، و در سال ۱۷۸۳ در پی امضای قرارداد صلح با بریتانیا پایان یافت. استقلال ۱۳ مستعمرهٔ آمریکای شمالی با صدور اعلامیه استقلال آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ محقق شد.

آمریکا ابتدا متشکل از ۱۳ ایالت خودمختار بود که تعارض قوانین هر ایالت مانند مالیات بر واردات باعث رکود اقتصادی و در نتیجه شورش‌هایی مانند شورش شیمز شد به همین دلیل ۵۵ نماینده از ۱۲ ایالت (به جز رودآیلند) در فیلادلفیا منجمله جورج واشنگتن، بنجامین فرانکلین و جیمز مدیسون قانون اساسی ایالات متحده آمریکا را تصویب کردند که اکنون نیز قانون اساسی آمریکا است و از آن موقع ۲۵ اصلاحیه خورده‌است.

با شروع قرن جدید و انتقال پایتخت از فیلادلفیا به واشنگتن دی سی و خرید لوئیزیانا در سال ۱۸۰۳، در سال ۱۸۱۲ ارتش بریتانیا بار دیگر به آمریکا قشون کشی کرده و پایتخت جدید را به آتش کشانید، اما موفق به استقرار در منطقه نگردید.

دوواقعهٔ بزرگ و پر تنش دیگر در تاریخ آمریکا یکی جنگ داخلی آمریکا در قرن نوزدهم، و سقوط بازار آزاد در اواخر دهه ۱۹۲۰ میلادی بود. سال ۱۸۶۱ شاهد جنگ داخلی آمریکا بود که با ۶۰۰٬۰۰۰ تلفات و ۵۰۰٬۰۰۰ نفر زخمی، خونین‌ترین جنگ در تاریخ این کشور بوده‌است. علت این جنگ به برده‌داری در ۱۱ ایالت جنوبی مشهور به ایالات مؤتلفه آمریکا مربوط می‌شد که آبراهام لینکلن خواهان براندازی آن بود. این جنگ در سال ۱۸۶۵ با پیروزی شمالی‌ها به فرماندهی یولیسیز سایمن گرانت، پایان گرفت. سقوط بازار آزاد آمریکا در ۱۹۲۹ آغازگر یک دوره رکود اقتصادی چند ساله بود که در آن نزدیک به یک چهارم جمعیت آمریکا شغل‌های خود را از دست دادند.

با پیروزی در جنگ جهانی اول، و غلبهٔ متفقین در جنگ جهانی دوم و شکست نهایی آلمان نازی در این جنگ و تخریب شدید زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی اروپا، آمریکا که کمترین خسارات را متحمل شده بود، به عنوان قدرت بزرگ جهانی پدیدار شد. حذف شدن اتحاد جماهیر شوروی از صحنهٔ رقابت با آمریکا در میادینی چون جنگ سرد، جنگ ویتنام، و جنگ کره، عملاً آمریکا را رفته رفته در موقعیت منحصربفردی در جهان قرار داد.

تاریخ آمریکای باستان


نمونه ای از اهرام قاره آمریکا در 2500 سال گذشته

تاریخ آمریکا پیش از رسیدن اروپائیان به آنجا تقریبآ ناگتفه مانده است، بطوریکه هم اکنون نیز همه ساله بخش های تازه ای از آن آشکار می شود.

نخستین انسانهایی که به قاره آمریکا رسیدند، بخشی از موج مردمانی بودند که به آرامی از آفریقا گذر کرده به قاره های دیگر رفته بودند. پاره ای از این مردمان حدود یکصد هزار سال پیش ابتدا به آسیا و اروپا مهاجرت کردند. زمانی گروه های اندکی از همین مردمان به اقیانوس آرام رسیدند و حتی از اقیانوس نیز گذشتند و خود را به استرالیا رساندند. سر انجام چهارده هزار سال پیش یا اندکی زودتر گروه های انسانی از آسیا گذر کردند و خود را به قاره آمریکا رساندند.

این گروه های انسانی، مانند سایر گروه های آن دوران، هنر و مهارت بقا و زنده ماندن را داشتند و نیز صاحب ابزارهای سنگی، استخوانی و چوبی بودند. به همین ترتیب دارای فرهنگ پر اهمیت در کنار هم و باهم زیستن بودند که در نتیجه برایشان جا و مکانی در جهان فراهم می آورد. اما هنوز به کشاورزی دست نیافته بودند و با راه های پر پیچ و خمی که در زندگی امروز تمدن نامیده می شود آشنا نشده بودند.


از صنایع دستی استک (aztec)

طی هزاران سال پیش از کشف آمریکا به دست کاشفان اروپایی در سال 1492 ، مردمانی که امروز به بومی آمریکایی یا سرخپوست معروفند در جدایی و انزوای مطلق از قسمت های دیگر جهان تکامل یافتند. جدایی این بومیان بدان معنا نیست که آنان همگی یک شکل و یکسان ماندند. اجتماعاتی متنوع و گونه گون در میان آنان پدید آمد. گروه هایی از آنان به شیوه خود و با استعدادهای خاص خویش تکامل یافتند، گروه هایی نیز نابود شدند و از میان رفتند ...

مردمان و اقوام گوناگون دو قاره آمریکا هر یک تاریخ مخصوص به خود را داشتند، دقیقا" مانند اروپاییان. هر گروهی افسانه آفرینش مخصوص به خود را داشت، افسانه ای که مردمان آن گروه را به همان بخش از زمین خودشان مربوط می ساخت. سالخوردگان در تمام جوامع بومی حافظ خاطرات گذشته بودند. آنان با داستانها، ترانه ها، اشعار و مراسم در زنده نگه داشتن سنت ها و وقایع معنا دار می کوشیدند. علاوه بر آن اشیاء نیز معرف گذشته بودند. یک چپق ممکن بود نیای آنان را که سازنده چپق بود به یاد آورد و دود کردن و کشیدن تنباکو توسط آن چپق، احترام به روح نیاکان ...

ورود اروپاییان

 

 


یک زن بومی آمریکایی

از آثار وحشتناک ورود اروپائیان به آمریکا، انکار اهمیت و حتی وجود تاریخ پر شکوه بومیان در آمریکا بود. از آن چا که نست های دو قاره آمریکا با سنت های اروپا بسیار متفاوت بود، برای اروپائیان تقریبا" غیر ممکن بود که درک کنند این مردمان هم برای خود تاریخی داشته اند مردمی که حتی برای ثبت و ضبط تاریخ خود روش معتبری داشتند.

علائم سابقه های تاریخی بومیان که به شکل اشیا، نوشتار یا تصویر وجود داشتند غالبا" توسط اروپایی ها منهدم و نابود می شد. چون طبق سلیقه مذهبی و طرز تفکر آنان نبود. تاریخ را بزرگسالان و سالخوردگان به جوانان منتقل می کردند ولی هنگامی که بیماری، جنگ، و جابجایی اجباری، کار تربیت کودکان و تشریفات قبیله ای را مختل می کرد، تاریخ رنگ می باخت. بنابراین در خلال چند نسل پس از ورود اروپائیان قسمت عمده تاریخ آمریکا از میان رفت.

با این همه، این حقیقت تلخ پایان ماجرا نیست با وجود تخریب گذشته این مردمان، بومیان موفق شدند از راه های گوناگونی تاریخ خود را زنده نگه دارند. این تاریخ در نام مکانها، آوازها، داستانهای خانوادگی، اسطوره ها و آداب و رسوم، هستی خود را نشان می دهد ... تاریخ آمریکای باستان در اشیاء بسیار کهن که در مجموعه های خصوصی یا در موزه ها نگهداری می شود زندگی می کند.



علت ظهور اسلام در حجاز ارزش نهادن به اصل آدمیت و نجات گروهی ضعیف از گروهی غنی و ستمگر بود و سر و سامان دادن به شرایط اخلاقی زنان و مردان و رابطه این دو با یکدیگر . در قرآن ذکر شده "لا اکراه فی الدین" " در دین هیچ اجباری نیست " . آیا این آیه تفسیر و معنای نهانی در خود دارد که اعراب آنرا نادیده گرفتند؟
اعراب با حمله خود به ایران بنیاد چندین هزاره ساله ایرانیان را در هم شکستند. وحشیانی که ایرانیان تا به آنزمان مانند آنها در دزدی و غارت ندیده بودند . زنانی که به زور به کنیزی درآمده بودند و مجبور بودند یا در راه اسلام بمیرند و یا زیر خواب تازیان شوند. این است تفسیر این آیه؟ آیا اجبار به این معناست ؟ ایرانیانی که 1400 سال خداوند یکتا را پرستش نمودند مجبور شدند تن به الله اکبری بدهند که اعراب جاهل و غارتگر آن زمان تازه آنرا شناخته بودند و شروع به پرستش آن کرده بودند. جالب اینجاست که الله اعراب برای ترغیب آنها وعده حورالعین و بهشت در آن دنیا و گرفتن غنیمت و کنیز برای این دنیا داده بود تا آنها راضی به جهاد شوند و این کاملا با خدای ایرانیان متفاوت بود . آنها اهورا مزدا را خدای دانش و بخشش میدانستند در حالی که خدای اعراب ببخشش در کارش نبود. چه بسیار از ایرانیانی که مرتکب خطا میشدند در میادین شهرها بر ایشان حد زدند . مطلب درباره جنایات اعراب بسیار زیاد است . چند سال پس از مرگ محمد اسلام شروع به خونریزی کرد مانند کارخانه آدمکشی . یا مسلمان شوید یا بمیرید این دقیقا معنایی بود که اعراب آن زمان از آیه لااکراه فی الدین کرده بودند . این اصلا عاقلانه نیست . چون چیزی را که بزور به کسی تحمیل کنند همیشه از آن متنفر خواهد بود . ایرانیانی که هر چه اعراب به آنها وعده میدادند را میدانستند . بهشتی که هزاران سال ایرانیان به آن اعتقاد داشتند را اعراب جاهل به یکتاپرستان ایرانی وعده میدادند . جهنمی که جایگاه "انگرمینوان" ایرانی بود را تازه اعراب میخواستند به ایرانیان معرفی کنند و بسیاری دیگر ...

تحریف و تغییر بزرگی که در تاریخ از جانب برخی مورخان عرب صورت گرفت (( ایرانیان خیلی راحت و با اشتیاق اسلام را قبول کردند )) یک تقلب بزرگ در تاریخ است. زیرا به نوشته بسیاری از مورخان جهان اسلام آن زمان و پژوهش پژوهشگران و مورخان حال حاضر, پس از حمله اعراب به ایران بخش بزرگی از ایران همچنان بر آیین زرتشتی بوده اند. با توجه به آثار برخی نویسندگان جهان اسلام میشود به نتیجه رسید.

مثلا در کتاب "مسالک والممالک" نوشته اصطخری :
"اکثریت مردم فارس را در حال حاضر زرتشتیان تشکیل میدهند و هیچ شهر و یا دهکده ای نیست که در آن آتشکده وجود نداشته باشد"
در جای دیگر این کتاب مینویسد : "در نزد بسیاری از دهقانان و مردم تصاویر پادشاهان و پهلوانان ایران با علاقه بسیار نگهداری میشود"

ویا در کتاب "تذکرالموضوعات" نوشته مقدسی:
"در بخش غربی ایران جماعت عظیمی از خرم دینان هنوز بر آیین خود باقی مانده اند"


ویا در کتاب "مروج الذهب" نوشته مسعودی:
"در خراسان و نواحی دریای خزر و طبرستان و دیلم و نیز در کرمان عده زرتشتیان بسیار زیاد است"


و یا در کتاب "صوره العرض" نوشته ابن حوقل:
"در فارس شهری و روستایی نیست مگر آنکه آتشکده ای داشته باشد و در جبل (شمال غربی ایران) هنوز زرتشتیان در اکثریت هستند"

این مطالب نمونه ای از هزاران کتاب چاپ شده در این راستا میباشد .

درکتابی دیگر راجع به رفتار اعراب با ایرانیان نوشته شده:
"عربان مجموع سد هائی را که در میان رودخانه ها نهاده شده بود ویران کردند چندانکه کشتزارهای مردم کلا نابود و خشک شد و به ایشان ضرر های بسیار وارد میکردند و سدها را شکسته رودخانه هایشان را میشکافتند و منحرف میساختند و لاجرم مردم چون در دفع آنان هیچ چاره ای نداشتند و گرسنه و فقیر شده بودند به ناچار از آنها پیروی میکردند و چون عرب بانگ نماز سر میداد دهقانان و مردم آن ناحیه به وی دشنام میدادند"(کتاب تاریخ قم)


در مقاله ای که "ادوارد براون" منتشر کرد به تعبیر خود ایرانیان آن زمان را اینچنین توصیف می کند:
"تغییرات ناشی از قبول اسلام در نزد ایرانیان از پوست فراتر نرفت و به درون نرسید. ایرانیان با نوآوریهایی چون تشیع و عرفان خیلی زود آئینی را که با شمشیر عرب به کشورشان وارد و تحمیل شده بود به چیزی تبدیل کردند که گرچه همچنان شباهتی با اسلام داشت ولی محتوای آن با آنچه محمد احتمالا میخواست بسیار متفاوت بود"


این یک راه هوشمندانه توسط ایرانیان برای مبارزه با اسلام و زور و آیین اجباری بود که ایرانیان آن را به خوبی انجام دادند.


به گفته رنان (renan):
"ایران با آنکه اسلام را پذیرفت ولی هرگز تسلیم عقاید و فرهنگ بیابانی اعراب نشد. علیرغم اینکه زبان و مذهبی که به آنها تحمیل شده بود توانست حقوق خود را به عنوان یک ملت آریایی از اعراب بازپس گیرد. 20سال پس از مرگ محمد عربستان در مقایسه با سرزمینهای پهناوری که متصرف شده بود سرزمین بیمقداری بیش نبود. 100 سال پس از آن در حالی که مذهب و زبان برخاسته از حجاز از مالزی تا مراکش و از تومبوکتو تا سمرقند به اجبار برقرار بود عربستان همان کشور بیمقدار و ناچیز گذشته با همان مردمان بود"

این هم نظر تاریخ نگاران عرب زبان معاصر با آن زمان که خود ایشان مسلمان بودند و این فجایع را نگاشتند.

ایرانی که عرب در سالهای 14 تا 16 هجری تحویل گرفت یکی از قدرتمندترین قدرتهای جهان بود با اعتبار سیاسی و رونقی اقتصادی و شکوهی فرهنگی که عمیقا مورد قبول جهانیان بود و وقتی بعد از حدودا 300 سال ایرانیان اعراب را از کشور بیرون کردند ایران نه جزئی از قدرت گذشته را دارا بود و نه اعتباری در جهان داشت. مردم ایران در بدترین شرایط زندگی میکردند . اسلام اعراب چیزی جز بدبختی و ننگ و غارت برای ایرانیان برجای نگذاشته بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 10:19  توسط جوینده  |