|
|
|
|
|
چرا باید چیزی باشیم که اون نیستیم؟
چرا کمی به واقعیت اینکه ماهم می توانیم کسی باشیم که بقیه بخوان از آن تقلید کنن نمی رسند؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 9:25 توسط جوینده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیز من ازشما سوال کنم آیا روزی خواهد رسید که بتوانیم دراین سرزمین آزادانه نفس بکشیم آزادانه لباس بپوشیم آزادانه حرف بزنیم وبه ابتدایی ترین حقوق خود که ازنظرمن آزادی بیان است برسیم؟ لطفا جواب بدهید چطور ممکن است؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم مهر 1390ساعت 11:52 توسط جوینده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه ی انسانهای آزاد اندیش. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 9:1 توسط جوینده
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان عزیز آن چه را که من در مورد واقعیت بیان می کنم آن است که من سی سال می شود که از نزدیک در مورد آن چه را که می گویم از نزدیک آن را صددرصد لمس کرده ام و زندگی ام را با آنها گذرانده ام و شاید شما هم یکی از آنهایی باشید که این حقیقت را خوب می دانید اما شاید در مورد نوشته های من توافق نظر نداشته باشید هر نظری که شما داشته باشید برای من محترم می باشد حتی در مورد خودم هر نظری را که داشته باشید من به آن اعتراض ندارم و... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 11:17 توسط جوینده
|
|
||
|
|
|
|
|
hello:(salam doostan aziz mikhastam nazaram ra dar mored eslam vagheei
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 10:52 توسط جوینده
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جمعیت در سال ۱۹۳۹ |
درگذشتگان نظامی |
درگذشتگان غیرنظامی |
یهودیان درگذشته در جریان هولوکاست |
مجموع درگذشتگان |
٪ درگذشتگان به نسبت جمعیت در سال ۱۹۳۹ |
آلبانی |
۱٬۰۷۳٬۰۰۰ |
۲۸٬۰۰۰ |
۲۰۰ |
۲۸٬۲۰۰ |
۲٫۶۳٪ |
استرالیا |
۶٬۹۹۸٬۰۰۰ |
۳۹٬۴۰۰ |
۷۰۰ |
۴۰٬۱۰۰ |
۰٫۵۷٪ |
اتریش |
۶٬۶۵۳٬۰۰۰ |
۴۰٬۵۰۰ |
۶۵٬۰۰۰ |
۱۰۵٬۵۰۰ |
۱٫۵۹٪ |
بلژیک |
۸٬۳۸۷٬۰۰۰ |
۱۲٬۱۰۰ |
۴۹٬۶۰۰ |
۲۴٬۴۰۰ |
۸۶٬۱۰۰ |
۱٫۰۲٪ |
برزیل |
۴۰٬۲۸۹٬۰۰۰ |
۱٬۰۰۰ |
۱٬۰۰۰ |
۲٬۰۰۰ |
۰٫۰۰٪ |
بلغارستان |
۶٬۴۵۸٬۰۰۰ |
۲۲٬۰۰۰ |
۳٬۰۰۰ |
۲۵٬۰۰۰ |
۰٫۳۸٪ |
برمه |
۱۶٬۱۱۹٬۰۰۰ |
۲۲٬۰۰۰ |
۲۵۰٬۰۰۰ |
۲۷۲٬۰۰۰ |
۱٫۱۶٪ |
کانادا |
۱۱٬۲۶۷٬۰۰۰ |
۴۵٬۳۰۰ |
۴۵٬۳۰۰ |
۰٫۴۰٪ |
جمهوری چین |
۵۱۷٬۵۶۸٬۰۰۰ |
۳٬۸۰۰٬۰۰۰ |
۱۶٬۲۰۰٬۰۰۰ |
۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
۳٫۸۶٪ |
کوبا |
۴٬۲۳۵٬۰۰۰ |
۱۰۰ |
۱۰۰ |
۰٫۰۰٪ |
چکسلواکی |
۱۵٬۳۰۰٬۰۰۰ |
۲۵٬۰۰۰ |
۴۳٬۰۰۰ |
۲۷۷٬۰۰۰ |
۳۴۵٬۰۰۰ |
۲٫۲۵٪ |
دانمارک |
۳٬۷۹۵٬۰۰۰ |
۲٬۱۰۰ |
۱٬۰۰۰ |
۱۰۰ |
۳٬۲۰۰ |
۰٫۰۸٪ |
استونی |
۱٬۱۳۴٬۰۰۰ |
۴۰٬۰۰۰ |
۱٬۰۰۰ |
۴۱٬۰۰۰ |
۳٫۶۲٪ |
اتیوپی |
۱۷٬۷۰۰٬۰۰۰ |
۵٬۰۰۰ |
۹۵٬۰۰۰ |
۱۰۰٬۰۰۰ |
۰٫۶٪ |
فنلاند |
۳٬۷۰۰٬۰۰۰ |
۹۵٬۰۰۰ |
۲٬۰۰۰ |
۹۷٬۰۰۰ |
۲٫۶۲٪ |
فرانسه |
۴۱٬۷۰۰٬۰۰۰ |
۲۱۷٬۶۰۰ |
۲۶۷٬۰۰۰ |
۸۳٬۰۰۰ |
۵۶۷٬۶۰۰ |
۱٫۳۵٪ |
هندوچین فرانسه |
۲۴٬۶۰۰٬۰۰۰ |
۱٬۰۰۰٬۰۰۰ |
۱٬۰۰۰٬۰۰۰ |
۴٫۰۷٪ |
آلمان نازی |
۶۹٬۶۲۳٬۰۰۰ |
۵٬۵۳۳٬۰۰۰ |
۱٬۶۰۰٬۰۰۰ |
۱۶۰٬۰۰۰ |
۷٬۲۹۳٬۰۰۰ |
۱۰٫۴۷٪ |
یونان |
۷٬۲۲۲٬۰۰۰ |
۲۰٬۰۰۰ |
۲۲۰٬۰۰۰ |
۷۱٬۳۰۰ |
۳۱۱٬۳۰۰ |
۴٫۳۱٪ |
مجارستان |
۹٬۱۲۹٬۰۰۰ |
۳۰۰٬۰۰۰ |
۸۰٬۰۰۰ |
۲۰۰٬۰۰۰ |
۵۸۰٬۰۰۰ |
۶٫۳۵٪ |
ایسلند |
۱۱۹٬۰۰۰ |
۲۰۰ |
۲۰۰ |
۰٫۱۷٪ |
هند بریتانیا |
۳۷۸٬۰۰۰٬۰۰۰ |
۸۷٬۰۰۰ |
۱٬۵۰۰٬۰۰۰ |
۱٬۵۸۷٬۰۰۰ |
۰٫۴۲٪ |
اندونزی |
۶۹٬۴۳۵٬۰۰۰ |
۴٬۰۰۰٬۰۰۰ |
۴٬۰۰۰٬۰۰۰ |
۵٫۷۶٪ |
ایران |
۱۴٬۳۴۰٬۰۰۰ |
۲۰۰ |
۲۰۰ |
۰٫۰۰٪ |
عراق |
۳٬۶۹۸٬۰۰۰ |
۱٬۰۰۰ |
۱٬۰۰۰ |
۰٫۰۳٪ |
ایرلند |
۲٬۹۶۰٬۰۰۰ |
۲۰۰ |
۲۰۰ |
۰٫۰۰٪ |
ایتالیا |
۴۴٬۳۹۴٬۰۰۰ |
۳۰۱٬۴۰۰ |
۱۴۵٬۱۰۰ |
۸٬۰۰۰ |
۴۵۴٬۵۰۰ |
۱٫۰۲٪ |
ژاپن |
۷۱٬۳۸۰٬۰۰۰ |
۲٬۱۲۰٬۰۰۰ |
۵۸۰٬۰۰۰ |
۲٬۷۰۰٬۰۰۰ |
۳٫۷۸٪ |
کره |
۲۳٬۴۰۰٬۰۰۰ |
۳۷۸٬۰۰۰ |
۳۷۸٬۰۰۰ |
۱٫۶٪ |
لاتویا |
۱٬۹۹۵٬۰۰۰ |
۱۴۷٬۰۰۰ |
۸۰٬۰۰۰ |
۲۲۷٬۰۰۰ |
۱۱٫۳۸٪ |
لیتوانی |
۲٬۵۷۵٬۰۰۰ |
۲۱۲٬۰۰۰ |
۱۴۱٬۰۰۰ |
۳۵۳٬۰۰۰ |
۱۳٫۷۱٪ |
لوکزامبورگ |
۲۹۵٬۰۰۰ |
۱٬۳۰۰ |
۷۰۰ |
۲٬۰۰۰ |
۰٫۶۸٪ |
فدراسیون مالایا (مالزی کنونی) |
۴٬۳۹۱٬۰۰۰ |
۱۰۰٬۰۰۰ |
۱۰۰٬۰۰۰ |
۲٫۲۸٪ |
مالت |
۲۶۹٬۰۰۰ |
۱٬۵۰۰ |
۱٬۵۰۰ |
۰٫۵۶٪ |
مکزیک |
۱۹٬۳۲۰٬۰۰۰ |
۱۰۰ |
۱۰۰ |
۰٫۰۰٪ |
مغولستان |
۸۱۹٬۰۰۰ |
۳۰۰ |
۳۰۰ |
۰٫۰۴٪ |
هلند |
۸٬۷۲۹٬۰۰۰ |
۱۵٬۸۰۰ |
۱۰۹٬۳۰۰ |
۱۰۶٬۰۰۰ |
۲۳۱٬۱۰۰ |
۲٫۶۵٪ |
نیوفاندلند |
۳۰۰٬۰۰۰ |
۱٬۰۰۰ |
۱۰۰ |
۱٬۱۰۰ |
۰٫۳۷٪ |
نیوزلند |
۱٬۶۲۹٬۰۰۰ |
۱۱٬۹۰۰ |
۱۱٬۹۰۰ |
۰٫۶۷٪ |
نروژ |
۲٬۹۴۵٬۰۰۰ |
۳٬۰۰۰ |
۵٬۸۰۰ |
۷۰۰ |
۹٬۵۰۰ |
۰٫۳۲٪ |
فیلیپین |
۱۶٬۰۰۰٬۰۰۰ |
۵۷٬۰۰۰ |
۹۰٬۰۰۰ |
۱۴۷٬۰۰۰ |
۰٫۹۲٪ |
میکرونزی |
۱٬۹۰۰٬۰۰۰ |
۵۷٬۰۰۰ |
۵۷٬۰۰۰ |
۳٫۰۰٪ |
لهستان |
۳۴٬۸۴۹٬۰۰۰ |
۱۶۰٬۰۰۰ |
۲٬۴۴۰٬۰۰۰ |
۳٬۰۰۰٬۰۰۰ |
۵٬۶۰۰٬۰۰۰ |
۱۶٫۰۷٪ |
تیمور پرتغال |
۵۰۰٬۰۰۰ |
۵۵٬۰۰۰ |
۵۵٬۰۰۰ |
۱۱٫۰۰٪ |
رومانی |
۱۹٬۹۳۴٬۰۰۰ |
۳۰۰٬۰۰۰ |
۶۴٬۰۰۰ |
۴۶۹٬۰۰۰ |
۸۳۳٬۰۰۰ |
۴٫۲۲٪ |
سنگاپور |
۷۲۸٬۰۰۰ |
۵۰٬۰۰۰ |
۵۰٬۰۰۰ |
۶٫۸۷٪ |
آفریقای جنوبی |
۱۰٬۱۶۰٬۰۰۰ |
۱۱٬۹۰۰ |
۱۱٬۹۰۰ |
۰٫۱۲٪ |
اتحاد جماهیر شوروی |
۱۶۸٬۵۰۰٬۰۰۰ |
۱۰٬۷۰۰٬۰۰۰ |
۱۱٬۴۰۰٬۰۰۰ |
۱٬۰۰۰٬۰۰۰ |
۲۳٬۱۰۰٬۰۰۰ |
۱۳٫۷۱٪ |
اسپانیا |
۲۵٬۶۳۷٬۰۰۰ |
۴٬۵۰۰ |
۴٬۵۰۰ |
۰٫۰۲٪ |
سوئد |
۶٬۳۴۱٬۰۰۰ |
۲۰۰ |
۲٬۰۰۰ |
۲٬۲۰۰ |
۰٫۰۳٪ |
سوئیس |
۴٬۲۱۰٬۰۰۰ |
۱۰۰ |
۱۰۰ |
۰٫۰۰٪ |
تایلند |
۱۵٬۰۲۳٬۰۰۰ |
۵٬۶۰۰ |
۳۰۰ |
۵٬۹۰۰ |
۰٫۰۴٪ |
پادشاهی متحده بریتانیا |
۴۷٬۷۶۰٬۰۰۰ |
۳۸۲٬۶۰۰ |
۶۷٬۸۰۰ |
۴۵۰٬۴۰۰ |
۰٫۹۴٪ |
ایالات متحده آمریکا |
۱۳۱٬۰۲۸٬۰۰۰ |
۴۱۶٬۸۰۰ |
۱٬۷۰۰ |
۴۱۸٬۵۰۰ |
۰٫۳۲٪ |
یوگسلاوی |
۱۵٬۴۰۰٬۰۰۰ |
۴۴۶٬۰۰۰ |
۵۱۴٬۰۰۰ |
۶۷٬۰۰۰ |
۱٬۰۲۷٬۰۰۰ |
۶٫۶۷٪ |
مجموع |
۱٬۹۶۱٬۹۱۳٬۰۰۰ |
۲۵٬۱۹۳٬۷۰۰ |
۴۱٬۸۱۵٬۴۰۰ |
۵٬۷۵۴٬۴۰۰ |
۷۲٬۷۶۳٬۵۰۰ |
۳٫۷۱٪ | |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 7:14 توسط جوینده
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
سلام دوستان برام دعا کنید من همنوع شما هستم اسیرم نمی توانم ... آیا میدانید چند سال است که من و...اسیرهستیم ؟به نظر من اگرتوانستید جواب درست که من به آن معتقد هستم بدهید مرادرک کردید. من به عنوان یک...میخواهم از زبان شما حقیقت را بشنوم خودم نمی توانم... لطفاْ نظرات خودرا برام ارسال کنید قناری که در قفس است منتظرسفیددم است تاصدای همنوع خودرابشنود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 17:53 توسط جوینده
|
|
||
|
|
|
|
|
همصحبتی با کتاب کتابها نه فقط مرکّبی بر کاغذند، بلکه گویندگانی هستند که با شنونده خود سخن میگویند. کتابی که از سرزمین وحی و خانه دل ائمه(ع) و چشمان رازدار مؤمنان سخن بگوید، تو را به خیر و برکت و نور میکشاند و کتابی که از خانه سیاه دل ابلیس و سرزمین متعفن خودخواهی و دنیاگرایی حرف بزند، تو را به بلا و تباهی خواهد کشاند. امام جواد(ع) میفرماید: «هر کس سخن گویندهای را با اطمینان به او بشنود، گویا او را پرستیده است؛ اگر گوینده الهی باشد، خدا را پرستیده و اگر گوینده از زبان ابلیس سخن بگوید، ابلیس را پرستیده است.» جدّیتر فکر کنیم بهار، همیشه خیلی زود میگذرد. بهار جوانی هم به یک چشم بر هم زدن از دست میرود، امّا همان مدّتِ کوتاه سرمایه همه زندگی است. کمی جدّیتر فکر کنیم تا این سرمایه به بطالت نگذرد. کتابها مثل نسیم بهاری روح و روان انسان را طراوت میبخشد، زلال دانش که در کتاب موج میزند، تشنگیِ جان را سیراب میکند و در سایهسار هم صحبتی و همدمی با کتاب، وجود انسان آرامش را حس میکند. اگر کتاب از خوبیها، زیباییها و راستیها بگوید، درخت زندگی، پربار و محکم خواهد شد.
هدف خلقت «اِقرَاء بِاسمِ رَبِّک الَّذی خَلَق». «بخوان»، این اولین گفته خدا با حبیبش است. «بخوان» تا هدف خلقت به دست آید، تا دین خدا استوار شود، تا آفرینش به هدف خود برسد، بخوان که کتاب، برترین معجزه جاوید آفرینش است. روز کتاب و کتابخوانی بر شما پیروان کتاب آسمانی، قرآن مبین مبارک باد. شرافت کتاب در عظمت و شرافت کتاب همین بس که خدای متعال به آن سوگند یاد میکند: «ن وَ القَلَم وَ ما یَسطُرُون؛ قسم به قلم و آن چه مینویسند» کتاب از برترین نعمتهای الهی است که در پناهش بشر از حضیض و گرداب جهل به بلندای دانش میرسد و از تاریکی غفلت به روشنی دانایی پا مینهد. ما نیز کتاب را بزرگ بداریم. نام خدا، آغازگر خوبیها کتاب اگر میخواهد روشنگر راه درست با شد، اگر میخواهد رشته رسیدن به روشنیها و کشتی نجات از گرداب جهل باشد و اگر میخواهد دوست مهربان و مائده آسمانی روح و یار با وفا باشد، اگر میخواهد انتهایش خوبی و روشنی باشد، اگر هدفی دارد و اگر میخواهد شریف و عزیز باشد و خواندنش روح را صفا دهد، باید با نام خدا آغاز شود؛ امام ششم، امام صادق(ع) میفرماید: «لا تَدَع کِتابَةَ بِسمِ اللّه الرّحمن الرّحیم فی الْکِتابِ؛ در نوشتارت، بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را وا مگذار» کتاب بیانگر شخصیت کتابها پنجرههایی درون آینه تمام نمای ذهن نویسندگانشان هستند و بوستانهایی که از چهره دستی باغبانان نشان دارند. امیر مؤمنان؛ علی(ع) میفرماید: «کتابُّ الرَّجُلِ عُنوانُ عَقْلِهِ وَ بُرهانُ فَضْلِهِ؛ نوشته آدمی، نشان عقل و نشاندهنده میزان فضیلت اوست» کتابها، سپری در برابر آتش کتابهای مفید و علمی، در شرافت و افتخار، برتر از حتی خون شهیداناند و چنان گران بهایند که حضرت رسول(ص) در این مورد میفرماید: «المؤمنُ اِذا ماتَ وَ تَرَکَ وَ رَقَة واحِدَةً عَلَیْها عِلْمٌ تَکُوُنُ تِلْکَ الورَقةُ یَوْمَ القیامَةِ سَتَرا فیما بینَهُ وَ بَیْنَ النّارِ؛ هرگاه مؤمنی از دنیا برود و و از او یک ورق که بر آن نکته علمی نگاشته شده باشد، باقی بماند، سپری بین او و آتش جهنّم خواهد بود.» نهج البلاغه؛ کتاب دل امسال، سال مولا علی(ع) است و نهج البلاغه، فخر همه کتابهاست. در فصاحت و بلاغت، شریفترین؛ در معرفت و شناخت، بهترین؛ در علم و ادب، برترین و در نورانیت و معنویت عالیترین. فرخنده باد سال مولایمان علی(ع) ـ گرامی باد. روز کتاب بر شیعیانش عشق به این کتاب مبارک باد. نهج البلاغه؛ زینت کتاب روز کتاب و کتابخوانی را با نهج البلاغه گرانقدر آذین میبندیم. دریای پرشور معرفت و خداشناسی، دانستنیها و پندها، روشنگریها و بینشها که روح مشتاق ما را به بلندای آسمانِ فهم و درک میبرد و کدورت کج فهمی و کژی را میزداید و به گوهر معرفت و شناخت آراسته میکند. خوشا به جلال و شکوه این کتاب و آفرین به شیعیان علی(ع) در این روز! ژرفترین اعجاز کتاب و نوشتارِ هدفمند و حکمتآمیز، چونان ساحری روح آدمی را سحر میکند و مرواریدِ درخشان حقیقت و معرفت را بر ساحل فهم و درک او میکشاند. از این روی آخرین معجزه جاویدان پیامبر، شگفتترین و ژرفترین اعجاز خدا، در قالب کتاب آمده است تا روح آدمیان را در میان امواج موّاجش به کرانههای سعادت بکشاند و جانهای مشتاق را به لقای الهی نزدیک کند. گرامی باد معجزه جاوید، گرامی باد کتاب شگفت و تحسین برانگیز مسلمانان، گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی. کتاب، نعمت بزرگ خدا کتاب نعمت و بخشش بزرگ الهی، چراغ هدایت انسان و لطف بیپایان حضرت حق بر انسان است. کتاب آینهای است که حوادث غایب از نظر و معانی نهفته در درون آفریدهها را روشن میکند و آنها را از پسِ پرده مرور زمان و بُعدِ مکان حاضر میسازد، گویی حوادث قرنها قبل و هزاران فرسنگ دور، در این لحظه اتفاق میافتد. و این نشان عظمتِ نعمت الهی است که بر بشر ارزانی شده است. سپس باید که متواضعانه قامت بلند ذهن را در برابرش خم کنیم و گرامیش بداریم. کتابهای پاک کتابی میآورم تا بخوانمش، کتابی که برایم از دلهای بی ریا بگوید، از چشمهای معصوم، از شهادت و دلیری شهادت طلبان. کتابی که برایم از نور بگوید، از پیامبر، از صورت زیبا و سیرت نیکویش، کتابی که برایم از عفاف بگوید، از پاک بودن، و از آسمانی و الهی بودن. کتابی که برایم از خوبیها بگوید تا با آن در بهشت نیکیها قدم زنم و دلخستگیام را به سایهسار آرامش آرام دهم و تمام وجودم را از زیباییها و خوبیها لبریز سازم. به راستی کتابهای پاک به اندازه دلهای پاک، دوست داشتنی و مهربانند.
کتابها در سنجش ذهن بعضی از کتابها چنان عمیقند که جهان با همه وسعتش در آن گم میشود. بعضی آن قدر کوچکند که خود را به زور نشان دادهاند؛ فکرِ بلند هرگز کتابهای سطحی را نمیپسندد و فکر کوتاه و نارس هرگز نمیتواند به کتابهای عمیق و معنادار و با محتوا دست یابد. بنگریم چگونه کتابی میخوانیم! قفسههای پر از کتاب کتابخانهاش پر و پیمون بود، کتابها همه زرکوب و زرنگار و رنگها همه متناسب و چشمنواز. قفسههای کتاب چیده و آراسته و کتابها مرتب و یک اندازه. ظاهر کتابخانه زیبا بود، امّا چرا کتابها عطر هیچ گلی را نمیپراکند؟ چرا از هیچ معنا و رنگی در آنها چیزی نبود؟ چرا در هیچ کدام زلال فهم و شفافیت دانش نبود. به نظر مثل کویری خشکیده، خالی از هر مفهومی.
اساس و شالوده زندگی خواندن کتابهای ارزشمند، اساس زندگی سعادتمندانه است. کتابهای ارزشمند، گوهرهای شب تاب زندگیِ پر از ظلمت و جهلاند. ریسمانهای صعودند از ژرفای جهالت و تاریکی به اوج نورانیّت آسمان دانایی. دست از این گوهرها بر نداریم و آنها را گرامی بداریم. سپاس از نویسندگان کتاب ارزشمند، چونان درخت پرباری است که باغبانِ آن، سالها عمرش را به پای آن صرف کرده و آن را با زلال دانستیها و تجارب بارور نموده است؛ علفهای هرز خیال وخطا را زدوده و با نور معانی و حقایق پرورش داده است؛ آن گاه با یک دنیا خلوص و مهر آن را در اختیار ما نهاده. باشد که مهربانیش را ارج بنهیم و سپاسش گوییم. کتابها از عرش تا فرش دنیای کتابها، دنیای شگرفی است. در این میان، نهج البلاغه نیز کتاب است؛ کتابی که قلبها را روشن میکند و معرفتش در دلها آتش عشق میافروزد و موج خداجویی و کمالطلبیاش، به سینهها میکوبد. آیات شیطانی هم کتاب است. حاصل عمر سوخته فردی از تاریکی و ظلمت آمده. با این هدف پوچ که تمام چراغهای نوربخش دنیا را خاموش کند و ظلمت جهل و نادانی را در آسمان گیتی بپاشد. این کتاب است، آن هم کتاب؛ با تفاوتی به اندازه تفاوت نور و ظلمت.
سیری بر فراز زمان و مکان کافی است یک کتاب خوب انتخاب کنی و ورقهایش را یکی پس از دیگری از صفحه ذهن و دیده بگذرانی، تا قفس کوچک روزمرگی زندگیات بشکند و از بیرون به گرداب تشویشها و هیجاناتی که در آن غرق شدهای بنگری. از سیلاب تندگذر زمان سربلند کنی و به فرا سو نظر بیندازی. پردههای مکان را کنار بزنی و تا دورترها بروی. کتاب بابی است برای پرواز ذهن و خیال، آفرین به بالی که به آسمان خوبیها پروازت دهد. کتاب را بشناسیم در زندگی امروزی با فریبهای هزار رنگ شیطان، با دامهای پر از دانههای دورویی، اگر کتابی بخوانی که سردرگمت کند، بی هدف و با مقصد بارت بیاورد و راه را نشانت ندهد، راه را گم خواهی کرد و به هدف نخواهی رسید و بیهوده خواهی رفت. روز کتاب، فرصت مناسبی است برای نگاهی دوباره و تازه به کتابهایی که میخوانیم. در زلال کتاب اگر فقط روزی یک بار روح آزرده از دود و دم تردیدها و نادانیها و سر و صدای خودکامیها را در زلال چشمه کتابهای راهنما شست و شو دهیم، هرگز غبار خطا و اشتباه و آلودگیِ ندانستن و نفهمیدن روحمان را بیمار نخواهد کرد. دوستان آشنا کتابها دوستانی بسیار مهربان و رئوفند. در کمترین فرصت بیشترین بهره را میدهند، هر جا که بخواهی به سراغَت میآیند و در هر حالتی با تو سخن میگویند. کمترین فرصت را برای دیدار میپذیرند و بر آنچه میگویند استوارند. بیتکلف و بی زحمت، همیشه میهمان مهر تو میشوند و یک دنیا دانش و فهم را برایت هدیه میآورند. گر چه هستند کتابنماهایی که در لباس فرهنگ و معرفت و هدیهشان جز ضرر نیست، امّا اگر هوشیار باشی، چنین به تو نخواهد رسید. کتاب و بهرهمندی خواندن کتاب، کاری بسیار لازم و ارزشمند است، نباید آن را با چاشنی بی حاصلگی و هرزگی آلوده کرد. کتاب باید که مفید باشد. باید وقتی کتاب میخواهی، چیزی بفهمی، چیزی را حس کنی، باید چیزی را به دست آوری، باید نفعی و معنایی ببری؛ حداقل به اندازه وقتی که گذراندهای. باید کتابها بزرگوار باشند. کتاب، رشته نجات کتابی را باید خواند که از او بگوید؛ از او که جهان در ید حکمت و دانش اوست. کتابی را باید خواند که از انسان بگوید که از کجا آمده و به کجا خواهد رفت. کتابی را باید خواند که از بایدها و نبایدها بگوید؛ مثل چراغی در راه، در شبی تاریک. کتابی را باید خواند که دل را بیدار کند و قلب را امیدوار، دست و دل را به تلاش وا دارد و پای را به رفتن. کتابی را باید خواند که رشتهای برای بیرون آمدن از چاه جهل، به آسمان معرفت باشد. کتابی را باید خواند که شمیم عطرش مشام جان را از مستی معرفت و شناخت لبریز کند. پاسداری از کتابهای سپید از اوّل انقلاب تا کنون یکسره کتابهای سپید را خواندیم، آنها که از خدا گفتند، از هدف خلقت، از تلاش ارزنده، از عشق به خوبیها، و درونمان سپید شد. مگذاریم کتابهای سیاه بین کتابهامان رخنه کنند. با فکر بلندمان، با نور ایمانمان بایستیم و راه بر سیاهی ببندیم. زندهباد کتابهای سپید، کتابهای نور، کتابهای آموزنده و ارزنده و دور باد هر چه در آن از پوچی و بی دینی نشانی هست. کتاب؛ راه رهایی کتاب خواندن آزادی است. شکستن دیوار جهل و نادانی، شکستن حصار ندانستنها. از زندان تاریک ناآگاهی بیرون رفتن و به دنیای روشن و پر تحرک دانایی و آگاهی قدم گذاشتن؛ پاینده باد رهایی و آزادی از جهالت. عزیز و گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی. خواندن کتاب؛ سیر در معنی خواندن یک کتاب، هجی کردن کلمات آن است، کتاب خواندن، فهمیدن است. باید نور دانستن را احساس کنی، باید روحت تازه شود، باید پرده از ندانستنیها کنار رود، باید حس کنی چیزی در تو جوشیده، چیزی به دست آوردهای و رازی را گشوده و کشف کردهای باید کتاب را با وجودت حس کنی. گوارا باد دنیای روشنِ درک و فهمهای تازه کتاب
سوگند به کتاب بسم اللّه الرحمن الرحیم، ن، وَالقَلَم وَ ما یَسطُرُون
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 19:11 توسط جوینده
|
|
||
|
|
|
|
|
هر آن كس راكه دوست داريد به سوي خود جذب كنيد و با خود همراه سازيد. شماهم می توانید مطمعن باش و... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 18:59 توسط جوینده
|
|
||
|
|
|
|
|
تاریخ آمریکا بعنوان یک کشور به کمابیش چهارصد سال باز میگردد، کما اینکه روز استقلال رسمی آمریکا در سال ۱۷۷۶ بود. اما آمریکا بعنوان یک زیستگاه بشری قدمت بسیار بیشتری دارد. ساکنین بومی آمریکا اطلاعات بیشتر: تاریخ حوادث ساکنان بومی قاره آمریکا و سرخپوستان آمریکایی نخستین انسانهایی که به قاره آمریکا رسیدند، بخشی از موج مردمانی بودند که به آرامی از آفریقا گذر کرده به قارههای دیگر رفته بودند. پارهای از این مردمان حدود یکصد هزار سال پیش ابتدا به آسیا و اروپا مهاجرت کردند. زمانی گروههای اندکی از همین مردمان به اقیانوس آرام رسیدند و حتی از اقیانوس نیز گذشتند و خود را به استرالیا رساندند.[۱] سرانجام در حدود ۱۴٬۰۰۰ سال پیش[۲][پیوند مرده][پیوند مرده] (به روایتی ۲۵٬۰۰۰ سال پیش) از آسیا و از راه آنچه امروز تنگه برینگ نامیده میشود به قاره آمریکا وارد شدند. از این نخستین آمریکاییان سنگنگارهها و گورستانهای و برخی اشیا دیگر بجا ماندهاست. بومیان و سرخپوستان بتدریج به درجات مختلف تکامل اجتماعی و فرهنگی رسیدند و نتیجه آن پدید آوردن تمدنهایی بود که در اوج شکوفایی به عالیترین مدارج تمدن باستانی نایل شدند. این تمدنها، مایا، تول تکها، آزتکها، اینکاها نام داشتند.[۳] تمدن مایا تمدن مایا از اتحاد و به هم پیوستن ۲۰ قبیله سرخپوست در آمریکای مرکزی در کنار سواحل خلیج مکزیک در ۵۰۰سال پیش از میلاد شکل گرفته و در قرنهای هشتم و نهم میلادی به اوج خود رسید. از لحاظ آثار هنری و معماری هیچ تمدن دیگری در قاره آمریکا نتوانست از مایاها پیشی بگیرد. تمدن مایا در قرن شانزدهم میلادی توسط فاتحین اسپانیایی افول کرد. تمدن تول تک ها در بین قرنهای هشتم تا دهم مردمانی از سوی شمال به فلات مرکزی مکزیک هجوم آورده و اندکی پیش از سال ۱۰۰۰ میلادی امپراطوری تول تکها را تشکیل دادند. سپس تهاجم خود به سمت جنوب ادامه داده و بخشهایی از سرزمینهای متعلق به مایاها را تصرف کردند. تول تکها نیز همانند مایاها دارای معماری و هنر پیشرفتهای بودهاند. امپراطوری تول تکها در قرن دوازدهم میلادی به علت خشکسالی دراز مدت و قحطی و امواج جدید هجومها و یورشهای سرخپوستان شمالی افول کرد. تمدن آزتکها آزتکها، قبیله کوچکی بودند که در قرن دوازدهم وارد فلات مرکزی مکزیک شده و به تدریج سرزمینهای اطراف، از اقیانوس آرام تا خلیج مکزیک را تحت سلطه خود درآوردند. اوج توسعه امپراطوری آزتکها در قرنهای پانزدهم و شانزدهم میلادی رخ داده که در این زمان جمعیت کلی امپراطوری بالغ بر ۵ میلیون نفر بودهاست. در نهایت در سال ۱۵۱۹ با تهاجم فاتحین اسپانیایی و کشته شدن آخرین پادشاه آنها، تمدن آزتکها نابود میشود. تمدن اینکاها این تمدن در درههای بلند رشته کوه آند در آمریکای جنوبی و در بین قرنهای یازدهم تا پانزدهم میلادی به تدریج شکل گرفت. اوج امپراطوری اینکاها در بین سالهای ۱۲۰۰ تا ۱۵۳۳ میلادی بوده بطوریکه جمعیت آنها در اوایل قرن شانزدهم به حدود ۶ میلیون نفر میرسد. امپراطوری اینکاها در اوج قدرت در جنگ با فاتحین اسپانیایی شکست خورده و نابود میشود.[۴]
اکتشافات و مهاجرت اروپاییان تصویری از کشتی میفلاور در بندر پلیموث در بوستون. این واقعه امروزه یک نقطه مهم در تاریخ آمریکا محسوب میگردد. نوشتار اصلی: کریستف کلمب
اسپانیاییها در منطقه فلوریدای امروز ساکن شدند. بریتانیاییها شهر جیمز تاون در ویرجینیای امروز را آباد کردند، هلندیها نیو آمستردام را که اکنون نیویورک خوانده میشود، ساختند و فرانسویها نیز در ایالت جنوبی لوئیزیانا و اطراف رودخانه میسی سی پی ساکن شدند. نام «آمریکا» نام «آمریکا» به احتمال زیاد از نام دریانورد ایتالیایی آمریگو وسپوچی [۵] مشتق شدهاست. این دریانورد سفرهای اکتشافی خود در قاره جدید را از برزیل کنونی شروع کرد و در نقشه برداری از سواحل قاره آمریکا نقش مهمی ایفا کرد. اولین بار نام «آمریکا» در سال ۱۵۰۷ میلادی در نقشهٔ یک کشیش آلمانی به نام «مارتین ولدزموئلر» ظاهر شد[۶]. این اولین نقشهٔ شناخته شده در جهان است که برای اولین بار تصویر نسبتاً کاملی از نیمکره غربی ارائه میکند. این کشیش آلمانی که در شهر «سن دی» فرانسه مشغول به کار بود، از اطلاعات آمریگو وسپوچی برای انتشار این نقشه بهره برده بود. در این نقشه کلمهٔ آمریکا روی منطقه برزیل کنونی نقش بستهاست یعنی منطقهای که وسپوچی اکتشافات خود را از آنجا آغاز کرد. جالب اینجاست که مارتین ولدزموئلر آلمانی فقط همین یکبار از «آمریکا» برای نامیدن قاره جدید استفاده کرد. وی نقشهٔ بعدی خود را ۹ سال بعد یعنی در سال ۱۵۱۶ منتشر کرد و در آن قاره آمریکا را «سرزمین ناشناخته» یا به لاتین «Terra Incognita» خواند. دوران استعمار نوشتار اصلی: مستعمرات سیزدهگانه نوشتار اصلی: شورش شیز مناطق مختلف شرقی آمریکا چند بار بین قدرتهای بزرگ اروپایی دست به دست شد. مهاجران بریتانیایی در بخشهای زیادی از سرزمین جدید مستقر شدند و این بخشها بهصورت مستعمرهٔ بریتانیا اداره میشد. نبردهایی نیز بین مهاجران اروپایی و مردمان بومی آمریکا بر سر مالکیت زمین در میگرفت. قسمت بزرگی از سرزمینهای شرقی قاره آمریکا مستعمره بریتانیا بود و تجار بریتانیایی با استفاده از نیروی کار رایگان بردگان آفریقایی از طریق بندرهای غربی این کشور مثل منچستر و گلاسگو و لیورپول سیستم تجاری بسیار پرسود و بی سابقهای ایجاد کردند. دولت بریتانیا برای تأمین مخارج جنگهای استعمار و رقابت با قدرتهای دیگر اروپایی ابتدا مالیاتهای تجارت بین این کشور و مستعمرات آمریکایی را بالا برد، و سپس بطور فزاینده اقدام به دخالت و کنترل تجارت نسبتاً آزاد بین بریتانیا و مستعمراتش در قاره آمریکا کرد. این دخالتها تا حدی بود که اقتصاددان مشهور آدام اسمیت در مورد عواقب آن به دولت برتانیا هشدار داده بود. تجار و مستعمرهنشینان از پرداخت این مالیات ناراضی بودند و بالاخره به شورش علیه حکومت بریتانیا دست زدند. دولتهای اسپانیا و فرانسه که در آن دوران بزرگترین رقیب امپراتوری بریتانیا بودند، اقدام به کمک مالی و تسلیحاتی شورشیان کردند به این امید که بتواند دست بریتانیا را از مستعمرات وسیع آمریکای شمالی کوتاه کرده، آمریکا را تبدیل به متحد خود در مقابل بریتانیا نمایند.
۱۶۰۰-۱۸۲۰: صلح با بریتانیا و استقلال مستعمرات ژنرال جرج واشنگتن در مبارزه با بریتانیا، هنگام عبور از رودخانه دلاویر. اطلاعات بیشتر: کنگره قارهای، ارتش قارهای، انقلاب آمریکا، اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا، و بنیانگذاران آمریکا بدین ترتیب جنگهای انقلاب آمریکا از آوریل ۱۷۷۵ با نبرد لگزینگتون آغاز و در سال ۱۷۸۳ در پی امضای قرارداد صلح با بریتانیا پایان یافت. استقلال ۱۳ مستعمرهٔ آمریکای شمالی با صدور اعلامیه استقلال آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ بدست آمد. این ۱۳ مستعمره سابق در حالی اعلام استقلال کردند که هیچ یک هنوز دارای ویژگیهای حقوقی یک دولت/ایالت نبودند. با رفع مسائل حقوقی در ۱۷۷۷ و امضای اولین پیمان اتحاد در ۱۷۸۱، ایالات متحده آمریکا متشکل از ۱۳ ایالت بنیان گذاشته شد. دولت فرانسه که استقلال آمریکا را پیروزی بزرگی برای خود در مقابل بریتانیا میدید، با افزایش کمکهای مالی و علمی سعی در نزدیک کردن کشور جدید با فرانسه داشت. در این راستا، معمار شهیر فرانسوی پیر شارل لانفان (Pierre Charles L'enfent) مامور شد نخستین طرح جامع شهرسازی را برای شهر جدید واشینگتن، پایتخت کشور ایالات متحده، ارائه دهد. فرانسه حتی تا یک سده پس از استقلال آمریکا از بریتانیا، کشور آمریکا را نزدیک و همسو و نمادی از صدور فرهنگ آزادی خواهی انقلابی فرانسوی میدید. به مناسبت صدمین سال استقلال آمریکا، دولت فرانسه در سال ۱۸۸۶ مجسمه بزرگی با عنوان «روشنایی آزادی در جهان میدرخشد» به آمریکا هدیه کرد که هم اکنون در جزیره آزادی (Liberty Island) در بندر نیویورک نصب و به «مجسمه آزادی» مشهور است. ۱۸۲۰-۱۹۰۰: جنگهای داخلی نبرد گتیزبرگ اطلاعات بیشتر: جنگ داخلی آمریکا، بازسازی ایالات متحده آمریکا، ایالات مؤتلفه آمریکا، و جنگ آمریکا و مکزیک سال ۱۸۶۱، جنگ داخلی آمریکا رخ داد که یکی از خونینترین جنگها از این نوع در جهان میباشد. علت این جنگ به بردهداری در ایالات جنوبی مربوط میشد که آبراهام لینکلن خواهان براندازی آن بود. این جنگ در سال ۱۸۶۵ با پیروزی شمالیها به رهبری لینکلن، پایان گرفت. ۱۹۰۰-۱۹۵۰: جنگهای جهانی نوشتار اصلی: نبرد ایو جیما
با پیروزی متفقین، شکست نهایی آلمان نازی در این جنگ و تخریب شدید زیرساختارهای اقتصادی و صنعتی اروپا، آمریکا که کمترین خسارات را متحمل شده بود، به عنوان قدرت بزرگ جهانی پدیدار شد. با اینحال پیامد مستقیم این جنگ، منازعهای گسترده تر بود که به جنگ سرد لقب یافت. تنش میان آمریکا و شوروی در این سالها حتی منجر به ناپایداریهای سیاسی در داخل آمریکا، همچون ظهور مک کارتیسم گردید.
تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳٬۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹٪ قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است. نظام حکومتی آمریکا در چارچوب قانون اساسی، و بر اساس سیستم جمهوری فدرال بنیان نهاده شدهاست. این کشور در سال ۱۷۷۶ میلادی (۱۱۵۵ ه.خ.)، در پی اعلام استقلال و اتحاد ۱۳ مستعمرهٔ سابق بریتانیا شکل گرفت. کشور آمریکا از شرق با اقیانوس اطلس، در غرب با اقیانوس آرام، از شمال با کشور کانادا، و از جنوب با مکزیک همسایهاست. این کشور از راه پایگاه دریایی گوانتانامو نیز مرز مشترک اندکی با کوبا دارد. آمریکا همچنین از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد. به علاوه، مجموعهای از جزیرهها، ناحیهها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکندهاند. این کشور با نامهای دیگری مانند ایالات متحدهٔ امریکا، (اِمریکا یا آمریکا) ایالات متحده، اتازونی (برگرفته از واژهٔ فرانسوی États-Unis، به معنای ایالتهای متحد) و (بطور عامیانه) ینگه دنیا نیز خوانده میشود. ایالات متحده آمریکا پس از حضور در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، قدرت اثرگذاری خود در جهان را گسترش داد. آمریکا به عضویت دائم شورای امنیت سازمان ملل در آمدهاست و از بنیانگذاران پیمان نظامی ناتو محسوب میشود. و پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد به عنوان یک ابرقدرت منحصر به فرد درآمد. شهروند ایالات متحدهٔ آمریکا را معمولاً «آمریکایی» مینامند. بیش از ده هزار سال است که انسان در قارهٔ آمریکا زندگی میکند. قاره آمریکا توسط کریستف کلمب و در سال ۱۴۹۲ کشف شد اما او به اشتباه فکر کرد که آنجا هندوستان است اما مدتها بعد آمریگو وسپوچی اعلام کرد که این قاره جدیدی است. اما تاریخ آمریکا به عنوان یک کشور مستقل به سال ۱۷۸۳ میلادی باز میگردد که در آن آمریکا بر طبق معاهدهٔ پاریس به رسمیت شناخته گردید. قبل از اعلام استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۶، آمریکا مجموعهای از مستعمرات اروپایی بود. بطور مثال، اسپانیاییها در منطقهٔ فلوریدای امروزی ساکن شدند، بریتانیاییها شهر جیمز تاون در ویرجینیای امروزی را آباد کردند، هلندیها نیو آمستردام را که اکنون نیویورک خوانده میشود ساختند، و فرانسویها نیز در ایالت جنوبی لوئیزیانا و اطراف رودخانه میسیسیپی ساکن شدند. به تدریج، بخشهای زیادی از مستعمرات سیزدهگانه شاهد درگیری و شورش علیه حکومت بریتانیا شدند. بدین ترتیب جنگهای انقلاب آمریکا از آوریل ۱۷۷۵ با نبرد لگزینگتون آغاز شد، و در سال ۱۷۸۳ در پی امضای قرارداد صلح با بریتانیا پایان یافت. استقلال ۱۳ مستعمرهٔ آمریکای شمالی با صدور اعلامیه استقلال آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ محقق شد. آمریکا ابتدا متشکل از ۱۳ ایالت خودمختار بود که تعارض قوانین هر ایالت مانند مالیات بر واردات باعث رکود اقتصادی و در نتیجه شورشهایی مانند شورش شیمز شد به همین دلیل ۵۵ نماینده از ۱۲ ایالت (به جز رودآیلند) در فیلادلفیا منجمله جورج واشنگتن، بنجامین فرانکلین و جیمز مدیسون قانون اساسی ایالات متحده آمریکا را تصویب کردند که اکنون نیز قانون اساسی آمریکا است و از آن موقع ۲۵ اصلاحیه خوردهاست. با شروع قرن جدید و انتقال پایتخت از فیلادلفیا به واشنگتن دی سی و خرید لوئیزیانا در سال ۱۸۰۳، در سال ۱۸۱۲ ارتش بریتانیا بار دیگر به آمریکا قشون کشی کرده و پایتخت جدید را به آتش کشانید، اما موفق به استقرار در منطقه نگردید. دوواقعهٔ بزرگ و پر تنش دیگر در تاریخ آمریکا یکی جنگ داخلی آمریکا در قرن نوزدهم، و سقوط بازار آزاد در اواخر دهه ۱۹۲۰ میلادی بود. سال ۱۸۶۱ شاهد جنگ داخلی آمریکا بود که با ۶۰۰٬۰۰۰ تلفات و ۵۰۰٬۰۰۰ نفر زخمی، خونینترین جنگ در تاریخ این کشور بودهاست. علت این جنگ به بردهداری در ۱۱ ایالت جنوبی مشهور به ایالات مؤتلفه آمریکا مربوط میشد که آبراهام لینکلن خواهان براندازی آن بود. این جنگ در سال ۱۸۶۵ با پیروزی شمالیها به فرماندهی یولیسیز سایمن گرانت، پایان گرفت. سقوط بازار آزاد آمریکا در ۱۹۲۹ آغازگر یک دوره رکود اقتصادی چند ساله بود که در آن نزدیک به یک چهارم جمعیت آمریکا شغلهای خود را از دست دادند. با پیروزی در جنگ جهانی اول، و غلبهٔ متفقین در جنگ جهانی دوم و شکست نهایی آلمان نازی در این جنگ و تخریب شدید زیرساختهای اقتصادی و صنعتی اروپا، آمریکا که کمترین خسارات را متحمل شده بود، به عنوان قدرت بزرگ جهانی پدیدار شد. حذف شدن اتحاد جماهیر شوروی از صحنهٔ رقابت با آمریکا در میادینی چون جنگ سرد، جنگ ویتنام، و جنگ کره، عملاً آمریکا را رفته رفته در موقعیت منحصربفردی در جهان قرار داد. تاریخ آمریکای باستان
تاریخ آمریکا پیش از رسیدن اروپائیان به آنجا تقریبآ ناگتفه مانده است، بطوریکه هم اکنون نیز همه ساله بخش های تازه ای از آن آشکار می شود. نخستین انسانهایی که به قاره آمریکا رسیدند، بخشی از موج مردمانی بودند که به آرامی از آفریقا گذر کرده به قاره های دیگر رفته بودند. پاره ای از این مردمان حدود یکصد هزار سال پیش ابتدا به آسیا و اروپا مهاجرت کردند. زمانی گروه های اندکی از همین مردمان به اقیانوس آرام رسیدند و حتی از اقیانوس نیز گذشتند و خود را به استرالیا رساندند. سر انجام چهارده هزار سال پیش یا اندکی زودتر گروه های انسانی از آسیا گذر کردند و خود را به قاره آمریکا رساندند.
طی هزاران سال پیش از کشف آمریکا به دست کاشفان اروپایی در سال 1492 ، مردمانی که امروز به بومی آمریکایی یا سرخپوست معروفند در جدایی و انزوای مطلق از قسمت های دیگر جهان تکامل یافتند. جدایی این بومیان بدان معنا نیست که آنان همگی یک شکل و یکسان ماندند. اجتماعاتی متنوع و گونه گون در میان آنان پدید آمد. گروه هایی از آنان به شیوه خود و با استعدادهای خاص خویش تکامل یافتند، گروه هایی نیز نابود شدند و از میان رفتند ... مردمان و اقوام گوناگون دو قاره آمریکا هر یک تاریخ مخصوص به خود را داشتند، دقیقا" مانند اروپاییان. هر گروهی افسانه آفرینش مخصوص به خود را داشت، افسانه ای که مردمان آن گروه را به همان بخش از زمین خودشان مربوط می ساخت. سالخوردگان در تمام جوامع بومی حافظ خاطرات گذشته بودند. آنان با داستانها، ترانه ها، اشعار و مراسم در زنده نگه داشتن سنت ها و وقایع معنا دار می کوشیدند. علاوه بر آن اشیاء نیز معرف گذشته بودند. یک چپق ممکن بود نیای آنان را که سازنده چپق بود به یاد آورد و دود کردن و کشیدن تنباکو توسط آن چپق، احترام به روح نیاکان ...
از آثار وحشتناک ورود اروپائیان به آمریکا، انکار اهمیت و حتی وجود تاریخ پر شکوه بومیان در آمریکا بود. از آن چا که نست های دو قاره آمریکا با سنت های اروپا بسیار متفاوت بود، برای اروپائیان تقریبا" غیر ممکن بود که درک کنند این مردمان هم برای خود تاریخی داشته اند مردمی که حتی برای ثبت و ضبط تاریخ خود روش معتبری داشتند. با این همه، این حقیقت تلخ پایان ماجرا نیست با وجود تخریب گذشته این مردمان، بومیان موفق شدند از راه های گوناگونی تاریخ خود را زنده نگه دارند. این تاریخ در نام مکانها، آوازها، داستانهای خانوادگی، اسطوره ها و آداب و رسوم، هستی خود را نشان می دهد ... تاریخ آمریکای باستان در اشیاء بسیار کهن که در مجموعه های خصوصی یا در موزه ها نگهداری می شود زندگی می کند.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 10:19 توسط جوینده
|
|
||