نویسندگی
نویسندگی مقاله 
قالب وبلاگ
چرا باید چیزی باشیم که اون نیستیم؟

چرا کمی به واقعیت اینکه ماهم می توانیم کسی باشیم که بقیه بخوان از آن تقلید کنن نمی رسند؟

[ سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ] [ 9:25 ] [ جوینده ]
سلام دوستان عزیز من ازشما سوال کنم آیا روزی خواهد رسید که بتوانیم دراین سرزمین آزادانه نفس بکشیم آزادانه لباس بپوشیم آزادانه حرف بزنیم وبه ابتدایی ترین حقوق خود که ازنظرمن آزادی بیان است برسیم؟ لطفا جواب بدهید چطور ممکن است؟
[ شنبه نهم مهر 1390 ] [ 11:52 ] [ جوینده ]
سلام به همه ی انسانهای آزاد اندیش.
[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ] [ 9:1 ] [ جوینده ]

مرگ آخرین خدمه هواپیمای آمریکایی که بر

هیروشیما بمب اتمی انداخت

 
تئو ون کرک

ون کرک از اخلاقی بودن بمب اتمی دفاع می کرد

تنها خدمه بازمانده از هواپیمای ارتش آمریکا که بمب اتمی را بر شهر هیروشیمای ژاپن انداخت در سن ۹۳ سالگی در جورجیا درگذشته است.

تئودور ون کرک ملقب به «داچ»‌ وقتی که ۲۴ ساله بود ناوبر هواپیمای «انولا گی» شد که بمب اتمی را روی هیروشیما انداخت.

تخمین زده می شود که آن حمله در روز شش اوت ۱۹۴۵ حدود ۱۴۰ هزار نفر را کشت.

ون کرک گفته بود که او «تاسفی» از آن ماموریت ندارد و از اخلاقی بودن آن دفاع کرد چرا که به پایان جنگ جهانی دوم کمک کرد.

پسر آقای ون کرک گفت که پدرش تا آخر عمر فعال بود.

تام ون کرک به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «می دانم که او را قهرمان جنگ می دانستند اما برای ما او یک پدر بی نظیر بود.»

به گفته پسرش آقای ون کرک به دلایل طبیعی در سرای بازنشستگان درگذشت.

او از سال ۲۰۱۰ تاکنون آخرین خدمه بازمانده از پرواز «انولا گی» بود.

خاکسپاری او قرار است هفته آینده در پنسیلوانیا انجام شود.

آن بمب اتمی موسوم به «لیتل بوی» اولین بمب اتمی بود که در جنگ به کار می رفت.

سه روز بعد خدمه هواپیمای دیگر ارتش آمریکا بمب اتمی ملقب به «فت من» را بر ناگازاکی دیگر شهر ژاپن انداختند.

بمب دوم جان حدودا ۸۰ هزار نفر را گرفت.

 بیشتر بخوانید

 
[ چهارشنبه هشتم مرداد 1393 ] [ 10:34 ] [ جوینده ]

جدال 'جمهوری اسلامی و مومنان' در ماه رمضان

استهلال

جمهوری اسلامی ایران مستمرا - و به ویژه در دورران رهبری آیت‌الله خامنه ای - به مخدوش کردن زندگی مذهبی گروه هایی از مومنان در ماه رمضان متهم بوده است

روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران، به تقویت ظواهر مذهبی در سطح نهادهای عمومی منجر شد. حکمرانان مذهبی ایران در طول ۳۶ سال گذشته، همراه بر نقش حکومت در ترویج مناسک اسلامی – از جمله مناسک مرتبط با ماه رمضان – تأکید کرده اند.

با وجود این، به نظر می رسد که در طول این مدت، و مشخصا در دوره رهبری آیت الله خامنه ای، به کرات روابط میان "جمهوری اسلامی و مومنان" تنش آلود شده و حکومت ایران، مستمراً به مخدوش کردن زندگی مذهبی گروه هایی از مسلمانان متهم بوده است.

تنش های پایان ماه رمضان

"در رمضان سال ۱۳۷۸، اختلاف نظر میان آیت الله خامنه ای و سایر مراجع تقلید در مورد زمان رویت هلال ماه به این نتیجه عجیب انجامید که رسانه های رسمی، از رویت هلال ماه توسط رهبر در شب بیست و هشتمین روز رمضان خبر دادند. چنین اعلامی، با این ابهام مواجه شد که چگونه ممکن است در شرایطی که یک ماه قمری به طور میانگین حدود ۲۹.۵ روز است، ماه رمضان در هیچ زمانی ۲۸ روزه بشود؟ "

در طول سال های گذشته، اعلام رسمی پایان ماه رمضان و فرا رسیدن عید فطر در ایران، به کرات خبرساز شده است. زمان این عید، که بر مبنای "رویت هلال" پایان ماه توسط آیت الله خامنه ای اعلام می‌شود، معمولا با زمان اعلام شده توسط بسیاری از مراجع شیعه ایران تفاوت داشته است.

اهمیت چنین تفاوتی، به دلایل مختلف ممکن است برای مومنان سنتی ناخوشایند باشد. مثلا، اگر کسانی -بر مبنای نظر مرجعی غیر از آقای خامنه ای- رمضان را یک روز زودتر از پایان "رسمی" پایان دهند و در روز عید فطر اعلام شده توسط مرجع تقلید خود، در اماکن عمومی چیزی بخورند یا بیاشامند، بر طبق قوانین مبارزه با روزه خواری مجرم تلقی می شوند.

از سوی دیگر، کسانی که -بر مبنای نظر مرجع تقلید خود- رمضان را یک روز دیرتر از زمان اعلام شده توسط رهبر پایان دهند نیز، لاجرم در روز "عید فطر رسمی" روزه خواهند بود، در حالی که روزه گرفتن در روز عید فطر "حرام" تلقی می شود. در شرایط عادی، راه حل ساده این مشکل برای مسلمانان سنتی این است که چون به فتوای مرجع خود در مورد پایان ماه رمضان عمل می کنند، "تکلیف از آنان ساقط می شود".

اما طبق فتوای آیت الله خامنه ای: "همینکه ولی امر مسلمین حکم کند که مثلا امروز اول ماه است، بر جامعه اسلامی لازم می آید که آن روز اول ماه بدانند." این فتوا، برای کسانی که رهبر جمهوری اسلامی را قبول داشته ولی مقلد مرجعی جز او باشند، مشکل پیچیده ای ایجاد می کند: در صورتی که آن مرجع، عید فطر را بعد از روز مورد نظر رهبر اعلام کند، چنین مومنانی در مقابل این ابهام قرار می گیرند که آیا با روزه گرفتن در در روز "عید فطر رسمی"، عمل "حرام" انجام می‌دهند یا خیر؟

فتوای آقای خامنه ای، نه تنها در ارتباط با مقلدان سنتی، که در زمینه روابط او و سایر مراجع تقلید (حتی مراجع مدافع حکومت) نیز پیچیدگی های زیادی را ایجاد کرده است.

"طبق فتوای آیت الله خامنه ای: 'همینکه ولی امر مسلمین حکم کند که مثلا امروز اول ماه است، بر جامعه اسلامی لازم می آید که آن روز اول ماه بدانند.' سرمقاله کیهان بر همین مبنا، به مراجع گوشزد کرده که اطمینان پیدا کردن آنها در مورد پایان ماه رمضان 'تنها برای خود ایشان حجت است و نه مقلدان ایشان' و نزدیکان آنان نیز باید در پاسخ به سوال مردم در مورد زمان عید فطر، تنها بگویند که باید 'منتظر اعلام رؤیت هلال از سوی رهبر معظم انقلاب' باشند"

در رمضان سال ۱۳۷۸، اختلاف نظر میان آیت الله خامنه ای و سایر مراجع تقلید در مورد زمان رویت هلال ماه به این نتیجه عجیب انجامید که رسانه های رسمی، از رویت هلال ماه توسط رهبر در شب بیست و هشتمین روز رمضان خبر دادند. چنین اعلامی، با این ابهام مواجه شد که چگونه ممکن است در شرایطی که یک ماه قمری به طور میانگین حدود ۲۹.۵ روز است، ماه رمضان در هیچ زمانی ۲۸ روزه بشود؟

راه حل جمهوری اسلامی ایران این بود که اعلام کرد لابد در اعلام اولین روز ماه رمضان اشتباه شده و این ماه، یک روز قبل از زمان اعلام رسمی رویت هلال شروع شده است. بر مبنای چنین استدلالی، از مومنان خواسته شد تا به ازای روز اول ماه رمضان که -اشتباها- روزه نگرفته اند، بعدا یک روزه قضا بگیرند. البته، اعلام جدید این معنی تلویحی را داشت که وقتی آیت الله خامنه ای شروع ماه رمضان در ۲۸ روز قبل را "محرز" دانسته بوده، اشتباه می کرده است.

اما شاید خبرسازترین اختلاف در مورد رویت هلال، در سال ۱۳۸۸ رخ داد. در این سال ماه رمضان، حدود سه ماه بعد از انتخابات پرمناقشه ریاست جمهوری دهم به پایان رسید که نوعی چالش در مقابل "فصل الخطابی رهبری" محسوب می شد. اما درست در چنان زمان حساسی بود که اکثریت قریب به اتفاق مراجع تقلید، فردای روز اعلام شده توسط رهبر جمهوری اسلامی را عید فطر اعلام کردند. این اعلام متفاوت، نه تنها توسط مراجع سنتی چون آقایان سیستانی، وحید خراسانی و صافی گلپایگانی یا مراجع اصلاح طلب چون آقایان منتظری، صانعی و موسوی اردبیلی، که حتی از سوی مراجع حکومتی همچون آقایان مکارم شیرازی و نوری همدانی نیز صورت گرفت.

در دومین رمضان پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز، اختلاف نظر آیت الله خامنه ای و هفت مرجع تقلید شیعه (آقایان سیستانی، وحید خراسانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، مدرسی، شیرازی و فیاض) در مورد پایان ماه رمضان، مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت. در سال ۱۳۸۹، به دنبال انتشار نظر متفاوت آقایان سیستانی، وحید خراسانی و مکارم شیرازی، وب سایت هایشان در شب اعلام عید فطر از دسترس خارج شد. واقعه ای که اگرچه علت دقیق آن مشخص نشد، اما به رواج به این تصور انجامید که نتیجه انتشار تشخیص متفاوت مراجع در مورد رویت هلال بوده است.

اختلاف نظر های پی در پی مراجع تقلید و آیت الله خامنه ای بر سر پایان ماه رمضان، به میزانی برای جمهوری اسلامی ایران ناخوش‌آیند بوده که بعضا، به بروز واکنش هایی نامتعارف از سوی مدافعان رهبری انجامیده است.

"در سال ۱۳۸۸ اداره سیاسی سپاه پاسداران با انتشار تحلیلی 'گسل مراجع و روحانیت با ولایت فقیه' را یکی از پنج 'گسل' تهدیدکننده جمهوری اسلامی معرفی کرد و آن را ناشی از تقابل آرای فقهی در موضوعات مختلف و از جمله رویت هلال پایان ماه رمضان دانست"

این واکنش، در سال حساس ۱۳۸۸ تا به آنجا شدت گرفت که به انتشار تحلیلی تحت عنوان "جنگ نرم در دهه چهارم" از سوی اداره سیاسی سپاه پاسداران انجامید. این تحلیل، "گسل مراجع و روحانیت با ولایت فقیه" را یکی از پنج "گسل" تهدیدکننده جمهوری اسلامی معرفی می کرد و آن را "ناشی از تقابل آرای فقهی در احکام عبادی ‌مثل رویت هلال و مسایل قضایی و حقوقی، شکاف ناشی از تقابل نظریه حکومت در فقه شیعه، و شکاف ناشی از تقابل احکام حکومتی با برخی نظرات مدیریتی و اجرایی و سیاسی خارج از قدرت" می دانست.

در آبان ماه ۱۳۸۴ نیز، حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان، در سرمقاله ای در این روزنامه تاکید کرد که "اعلام عید فطر و اول ماه از شئونات رهبری است و نه هیچ مرجع دیگر". سرمقاله کیهان بر همین مبنا، حتی به مراجع گوشزد کرد که اطمینان پیدا کردن آنها در مورد پایان ماه رمضان "تنها برای خود ایشان حجت است و نه مقلدان ایشان" و نزدیکان آنان نیز باید در پاسخ به سوال مردم در مورد زمان عید فطر، تنها "بگویند که باید منتظر اعلام رؤیت هلال از سوی رهبر معظم انقلاب باشند".

حضور سیاست پای سفره افطار مومنان

ترجیحات سیاسی حکومت ایران، به ویژه در سال های اخیر، بر شیوه وقت گذرانی خانواده های ایرانی در زمان افطار و پس از آن نیز تاثیرات مشخصی داشته است.

یکی از نمودهای این تاثیرگذاری، که در سال های گذشته با انتقاد گسترده گروه هایی از مومنان مواجه شده، سریال های "مذهبی" تلویزیون در شب های رمضان بوده است. این مومنان، مدیران تلویزیون را به نمایش سریال‌های مغایر با باورهای اسلامی در ماه رمضان متهم کرده و بعضا، این رویکرد را متاثر از گرایشات سیاسی دانسته اند.

"فارغ از هرگونه قضاوت در مورد ریشه اصلی ساخته شدن سریال های 'ماورایی' بعد از افطار در دوره تسلط تیم آقای احمدی نژاد، این سریال ها همواره مورد اعتراض بسیاری از مذهبیون یا حتی روحانیون محافظه کار قرار داشتند. معترضانی که معتقد بودند ترویج گسترده باورهایی از این قبیل که که شیطان و فرشته ها به صورت 'اجسام قابل مشاهده' به تعامل با مردم کوچه و خیابان می پردازند، با مبانی مذهبی در تضاد جدی است"

شاید بارزترین مثال از این نوع سریال ها، مجموعه هایی تلویزیونی باشد که در دوره نفوذ تیم آقای احمدی نژاد در صحنه سیاست ایران، با محوریت دخالت ارواح، شیاطین، فرشته ها و نیروهای ماوراء الطبیعه در زندگی مادی افراد پخش می شدند.

پخش سریال های بعد از افطار با چنین مضامینی، مصادف با شروع نفوذ این تیم در قوای سه گانه در سال ۱۳۸۳ (سال انتخابات مجلس هفتم) بود که یک سال بعد، به ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد منجر شد. مجموعه های تلویزیونی "کمکم کن" (در سال ۱۳۸۳)، "او یک فرشته بود" (۱۳۸۴) ، "آخرین گناه" (۱۳۸۵)، "اغما" (۱۳۸۶)، "روز حسرت" (۱۳۸۷)، "پنجمین خورشید" (۱۳۸۸)، "ملکوت" (۱۳۸۹) و نهایتا "سقوط یک فرشته" و " سی امین روز" و"پنج کیلومتر تا بهشت" (هر سه در سال ۱۳۹۰)، سریال های خبرساز این ژانر بودند.

قابل توجه است که دوران استیلای چنین سریال هایی در تلویزیون ایران، در سال ۱۳۹۰ به پایان رسید که سال افول تیم محمود احمدی نژاد در صحنه سیاست ایران محسوب می شود.

در فروردین ماه این سال، ماجرای قهر ۱۱ روزه آقای احمدی نژاد و مقاومت شدید او در مقابل آیت الله خامنه ای بر سر وزارت اطلاعات، به واکنش گسترده منسوبان و منصوبان رهبری منجر شد. یکی از محورهای حملات نزدیکان آقای خامنه ای به تیم محمود احمدی نژاد، متهم کردن آنها به ارتباط با افراد مدعی داشتن "قدرت های ماورایی" بود. بر همین مبنا، افراد مشخصی نیز دستگیر و متهم شدند که بر باورهای "انحرافی" تیم دولت تاثیر گذاشته اند.

متنفذترین کسی که در همین ارتباط دستگیر شد، "کلیکعلی‌یعقوبی" بود؛ نظریه پردازی که اعتقاد داشت زمان نیاز به روحانیت سپری شده است و "خواص" باید در دوره جدید، از طریق ارتباط با عالم غیب و امام زمان به معارف دینی دسترسی پیدا کنند. یکی از اعتقادات معروف آقای یعقوبی این بود که "در حال حاضر عوالم به هم نزدیک شده و اجنه و شیاطین وارد دنیا می شوند".

پس از دستگیری علی یعقوبی -که البته بعد از مدتی به آزادیش انجامید- چند رسانه اصولگرا مطالبی را در مورد نفوذ او بر برخی از حامیان ساخت سریال های ماورایی رمضان در صدا و سیما منتشر کردند.

فارغ از هرگونه قضاوت در مورد ریشه اصلی ساخته شدن سریال های ماورایی بعد از افطار در دوره تسلط تیم آقای احمدی نژاد، این سریال ها همواره مورد اعتراض بسیاری از مذهبیون یا حتی روحانیون محافظه کار قرار داشتند. معترضانی که معتقد بودند ترویج گسترده باورهایی از این قبیل که که شیطان و فرشته ها به صورت "اجسام قابل مشاهده" به تعامل با مردم کوچه و خیابان می پردازند، با مبانی مذهبی در تضاد جدی است.

"تشدید شکاف میان تیم محمود احمدی نژاد و منسوبان رهبر ایران در سال ۱۳۹۰، به دستگیری کسانی جون علی یعقوبی انجامید؛ نظریه پردازی که اعتقاد داشت زمان نیاز به روحانیت سپری شده است و 'خواص'باید در دوره جدید، از طریق ارتباط با عالم غیب و امام زمان به معارف دینی دسترسی پیدا کنند. یکی از اعتقادات معروف آقای یعقوبی این بود که 'در حال حاضر عوالم به هم نزدیک شده و اجنه و شیاطین وارد دنیا می شوند.' پس از دستگیری علی یعقوبی -که البته بعد از مدتی به آزادیش انجامید- چند رسانه اصولگرا مطالبی را در مورد نفوذ او بر برخی از حامیان ساخت سریال های ماورایی رمضان در صدا و سیما منتشر کردند"

رواج و تداوم چنین انتقادی، به آن معنا بود که مهمترین دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران (صدا و سیما) متهم است که بر اثر تحولی سیاسی (قدرت گرفتن یک جریان خاص در معادلات حکومتی) به ترویج مستمر باورهای "غیراسلامی" بر سر سفره های افطار شهروندان پرداخته است.

یک نمونه جنجالی دیگر از دخالت حکومت در زمان افطار شهروندان را می توان سرنوشت مناجات "ربنای" محمدرضا شجریان استاد آواز ایران دانست. این مناجات، در طول حدود ۳۵ سال گذشته، معروف ترین دعای قبل از مراسم افطار در میان ایرانیان بوده است.

با وجود این، در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و انتقادات محمدرضا شجریان از عملکرد صدا و سیما بعد از انتخابات، این سازمان از مرداد ماه سال بعد پخش مناجات ربنای آقای شجریان را به‌طور کامل و در تمام شبکه‌ها ممنوع کرد.

در همان سال - و سال های بعد- رسانه های محافظه کار به نقل گسترده انتقادی از آیت الله خامنه ای در مورد مناجات ربنای شجریان پرداختند که اگرچه مربوط به ۱۹ سال قبل (اسفند ۱۳۷۰) بود، اما ظاهرا مجال "توجه بیشتر" به آن فرا رسیده بود. آقای خامنه ای، ربنای محمدرضا شجریان را فاقد حس و حال مناسب برای ماه رمضان دانسته و گفته بود: "مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آن‌طور چیزى را بگذارد... بعد از اذان، به نظرم مى‌رسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسب‌تر باشد."

با وجود دفاع سرسختانه گروهی از محافظه کاران از حذف مناجات ربنای شجریان، رسانه های ایران در طول چهار سال گذشته محل انتشار انتقادات مستمر به این تصمیم بوده اند. انتقاداتی که بسیاری از آنها از سوی فعالان مذهبی و از زاویه ابراز نارضایتی از دخالتی انجام شده که از سوی گروهی از مسئولان جمهوری اسلامی، در "فضای معنوی" مراسم افطار صورت گرفته است.

"در پی ممنوع شدن پخش مناجات ربنای محمدرضا شجریان از صدا و سیمای ایران، رسانه های محافظه کار به نقل گسترده انتقادی از آیت الله خامنه ای در مورد این مناجات پرداختند که اگرچه مربوط به ۱۹ سال قبل بود، اما ظاهرا مجال 'توجه بیشتر' به آن فرا رسیده بود. آقای خامنه ای، ربنای محمدرضا شجریان را فاقد حس و حال مناسب برای ماه رمضان دانسته و گفته بود: مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آن‌طور چیزى را بگذارد... بعد از اذان، به نظرم مى‌رسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسب‌تر باشد"

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در واکنش به چنین وضعیتی، در چهار سال گذشته تلاش زیادی را برای پیدا کردن یک مناجات ربنای جایگزین صورت داده که ناموفق بوده و واکنش های طنزآلود ناظران را به همراه داشته است.

در یکی از واکنش های انجام شده به این تلاش، در ماه رمضان امسال مطلبی در سایت اصولگرای خبرآنلاین منتشر شد که احتمال می داد "یکی از تفریحات روتین استاد مسلم موسیقی ایرانی [محمدرضا شجریان] در این روزها، شنیدن ربناهای متعددی باشد که در هر چه تفاوت داشته باشند در یک چیز مشترکند و آن هم تقلید از صدای ایشان است."

محدودیت در مناسک مرتبط با رمضان

موضوع بخشی دیگر از محدودیت های وضع شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در ماه رمضان، مراسم مذهبی مرتبط با این ماه است.

احتمالا خبرسازترین محدودیت از این نوع در سال های گذشته، متوجه مراسم نماز عید فطر در پایان ماه رمضان بوده است.

حکومت ایران طی این مدت، به ویژه سرسختانه در مقابل تلاش های اهل سنت برای برگزاری مراسم عید فطر در برخی شهرهای بزرگ مقاومت کرده است. اهل سنت، اگرچه در مناطق سنی نشین ایران امکان برگزاری مراسم عید فطر را دارند، اما در شهرهای بزرگ کشور و به ویژه پایتخت، همواره با ممانعت نهادهای امنیتی در این زمینه مواجه بوده اند.

این ممانعت علی رغم پی گیری های نمایندگان جامعه اهل سنت ایران صورت گرفته است، که از جمهوری اسلامی ‌خواسته اند در شهرهایی چون تهران، سنیان معتقد را به انتخاب یکی از دو گزینه ترک نماز عید یا اقتدا به پیشنمازان شیعه مجبور نکنند.

"ممانعت از برگزاری نماز عید فطر اهل سنت در شهرهایی چون تهران، علی رغم پی‌گیری های مستمر نمایندگان این جامعه صورت گرفته که همواره از جمهوری اسلامی ‌خواسته اند سنیان را به انتخاب یکی از دو گزینه ترک نماز عید یا اقتدا به پیشنمازان شیعه مجبور نکنند"

به عنوان نمونه در شهریور ماه ۱۳۹۰، چهارده نماینده سنی مجلس، در نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت خواستار رفع موانع پیش روی اهل سنت برای برگزاری نماز عید فطر در تهران شدند. در همان سال، مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان نیز از رهبر جمهوری اسلامی خواست اجازه ندهد مسئولان، جلوی اقامه نماز عید فطر توسط سنی ها را "در شهرهای بزرگ که اهل سنت در اقلیت هستند" بگیرند. اما این پیگیری ها، با هیچ گونه پاسخی از سوی مسئولان حکومتی ایران مواجه نشد.

در سال های قبل و بعد از آن نیز، تلاش های مشابه نمایندگان اقلیت سنی برای برگزاری نماز عید فطر در شهرهایی چون تهران بی نتیجه مانده و این، علی رغم تصریح اصل ۱۲ قانون اساسی ایران بوده که بر حقوق اهل سنت در انجام مراسم مذهبی و تعلیم و تربیت دینی تاکید دارد.

حکومت ایران، از سوی دیگر همواره با تلاش های پراکنده گروه هایی از منتقدان شیعه حکومت برای برگزاری مراسم نماز عید نیز مقابله کرده است. این مقابله، با هجوم نیروهای امنیتی به منزل شخصی میزبانان مراسم نماز عید فطر در شهرهای مختلف همراه بوده است.

در عین حال حساسیت های حکومت، به برگزاری نماز عید فطر محدود نمانده و در سال های گذشته، متوجه تلاش های گروه های ناهمسو با محافظه کاران برای برگزاری مراسم "شب های احیا" (شب های ۱۹، ۲۱ و ۲۳ رمضان) نیز شده است.

سخت گیری در خصوص مراسم شب های احیا، به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ شدت گرفت. در همین سال، حتی برگزاری مراسم شب احیا در آرامگاه آیت الله خمینی، از سوی خانواده رهبر سابق جمهوری اسلامی لغو شد. تصمیمی که ظاهرا، به دنبال تاکید نهادهای امنیتی بر سخنرانی نکردن محمد خاتمی در این مراسم گرفته شده بود و از نارضایتی خانواده آیت الله خمینی از چنین دخالتی حکایت داشت.

در سال ۱۳۹۰ نیز، به دنبال ممانعت نیروهای امنیتی با برگزاری مراسم احیای اصلاح طلبان در حسینیه ارشاد تهران در شب های ۲۱ و ۲۳ رمضان، مدیریت این مرکز به صدور اطلاعیه ای پرداخت که با "انا لله و انا الیه راجعون" شروع می شد. جمله ای که هنگام تسلیت گفتن مورد استفاده قرار می گیرد و بیان آن، ظاهرا نشان دهنده شدت ابراز تاسف از ممنوع شدن مراسم مذهبی شب های احیا بود.

"هشدارهای رسانه های ایران در خصوص کاهش تدریجی 'روزه داری' در کشور (که ناظران، حداقل بخشی از آن را در واکنش به "مذهب سیاسی" دانسته اند)، مناقشه بر سر سیاست های حکومت در ترویج روزه داری (از تغییر ساعت کار در ماه رمضان گرفته تا نحوه مقابله با 'روزه خواری') و استفاده از مناسبت های رسمی مذهبی برای مقابله با رقبای سیاسی (تا مرحله انجام تبلیغات انتخاباتی در مراسم مرتبط با رمضان)، از نمونه های دیگر تنش های حکومت و مومنان هستند که در سال‌های گذشته، مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته‌اند"

اتفاقات کم سابقه در تاریخ ایران

موارد ذکر شده در این گزارش، تنها نمونه هایی از تنش های "رمضان – محور" میان مومنان و حکومت در زمان رهبری آیت الله خامنه ای هستند. تنش هایی که نمونه های دیگر آنها نیز، به کرات در معرض توجه افکار عمومی قرار گرفته اند.

هشدارهای رسانه های ایران در خصوص کاهش تدریجی "روزه داری" در کشور (که حداقل بخشی از آن در واکنش به "مذهب سیاسی" تلقی می شود)، مناقشه بر سر سیاست های حکومت در ترویج روزه داری (از تغییر ساعت کار در ماه رمضان گرفته تا نحوه مقابله با "روزه خواری")، استفاده از مناسبت های مذهبی برای مقابله با رقبای سیاسی (تا مرحله انجام تبلیغات انتخاباتی در مراسم مرتبط با رمضان) و موارد مشابه، از نمونه های دیگری هستند که در سال های گذشته، مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته اند.

ممکن است موارد مشابه با این نمونه ها، در برخی دیگر از کشورهای اسلامی نیز کمابیش اتفاق بیفتند. اما حتی بی نظیر نبودن وقوع چنین مواردی، تغییری در این واقعیت ایجاد نمی کند که دخالت جمهوری اسلامی ایران در زندگی مذهبی بسیاری از مومنان در ماه رمضان، تنش فراوانی را به دنبال داشته است.

تنشی که بعضی از نمودهای آن، همچون مقابله حکومت با تشخیص مراجع تقلید شیعه در مورد آغاز و پایان ماه رمضان، در تاریخ ایران کم سابقه به نظر می رسند.

[ سه شنبه هفتم مرداد 1393 ] [ 20:45 ] [ جوینده ]

راز موفقیت یک زن رستوران‌دار در ترکیه

دفنه ارتان تویسوزاوغلو یک زن رستوران‌دار در ترکیه می گوید راز موفقیت او در کشوری که مردان اقتصاد و فضای کسب و کار را در احاطه خود دارند، یک نکته ساده است:"من به خوبی دریافته ام که فعالیت های اقتصادی و کسب و کار در ترکیه یک دنیای کاملا مردانه است و من به عنوان یک زن امکان و فرصت کمتری برای اشتباه دارم."

خانم تویسوزاوغلو که ۴۲ ساله است می افزاید:" شاید گاهی اوقات شنیدن دستورهای یک زن برای کارمندان مرد دشوار باشد و به همین خاطر کسی مثل من باید خیلی منظم، پر کار و به خصوص با همه کارمندان عادلانه و منصفانه رفتار کند."

براساس آمارهای جامعه نوآوران اقتصادی زن در ترکیه، تعداد فعالیت های اقتصادی که صاحب و یا مدیر آن را زنان تشکیل می دهند کمتر از ده درصد است. به همین خاطر خانم تویسوزاوغلو برای زنان جوان دیگری که می خواهند وارد فعالیت های اقتصادی شده و کسب و کار خود را راه بیاندازند یک سرمشق است.

رشته کار خانم تویسوزاوغلو یک مجموعه زنجیره ای از رستورانهای سلف سرویس به نام قرخ پینار است. او همراه با شرکای خود هفت سال پیش اولین شعبه را راه اندازی کرد. آنها این اسم را از یکی از مناطق ترکیه به عاریه گرفته اند که به خاطر کیفیت گوشتش شهرت دارد.

در حال حاضر این شرکت در سراسر ترکیه ۳۳ شعبه دارد و قرار است در اواخر سال جاری پنج شعبه دیگر به آن بیافزاید. خانم تویسوز اوغلو این رستورانها را در سال ۲۰۰۷ و پس از بازگشت از چندین سال کار در رشته رستوران‌داری در کشورهای آمریکا و بریتانیا راه اندازی کرده است.

'به تمیزی بیمارستان'

این رستوران‌ها سلف سرویس هستند و مشتریان برای دریافت غذای خود باید در صف بایستند

او می گوید که از همان ابتدای کار نظافت و تمیزی این رستورانها یکی از دلایل اصلی موفقیت این طرح بود چون توانست خود را به عنوان یک رستوران با غذای ترکی اما بسیار تمیز، مدرن و با مواد اولیه تازه تثبیت کند.

خانم تویسوز اوغلو می گوید که از ابتدا ایده اصلی آنها این بود که همان فضای "لوکانتا" یا رستورانهای سنتی ترکیه را به شکلی بسیار تمیز تر احیا کنند.

او می گوید:"در این رستورانهای سنتی غذا همیشه بسیار عالی است ولی گاهی اوقات در حدی که لازم است تمیزی و نظافت را رعایت نمی کنند. درست در نقطه مقابل این برای ما خیلی مهم بود که محیط و غذایی که ارائه می دهیم تمیز و سالم باشد، درست به تمیزی یک بیمارستان."

این شرکت برای تضمین نظافت همه رستورانها به طور دائم بازرسهای ویژه خود را برای بازدید می فرستد و خانم تویسوزاوغلو هم در این بازرسی ها شرکت می کند. حتی برای اینکه کارمندان و مدیران هر شعبه همیشه مراقب نظافت این رستورانها باشند خانم تویسوز اوغلو گاهی به شکل سرزده از آنها بازدید می کند.

با وجودیکه او از سهامداران اصلی و مدیر این شرکت است ولی هر هفته چند شیفت در یکی از رستورانها کار می کند. او می گوید:" من پای صندوق، پشت منقل کباب و هر جای دیگری که به من نیاز باشد کار کرده ام."

از نگاه او انجام این کارها بخشی از مسئولیت های یک مدیر یا رهبر خوب است. او می افزاید:"من هیچگاه این طرز فکر و یا رفتار را نداشتم که چون مدیرکل شرکت هستم به مغازه نمی روم. من همیشه سعی کردم که هم با کارمندان و هم با مشتریان رستورانها در تماس نزدیک باشم."

نیازهای مشتریان

خانم تویسوز اوغلو می افزاید که روش مدرن اداره این رستورانها روی ترکیب غذاهای آن نیز تاثیر گذاشته است. علاوه بر غذاهای سنتی ترکی مثل کباب کوبیده (کوفته) یا کله گنجشکی، تلاش می کند تا غذاهایی که عرضه می شود به نسبت نمونه های سنتی سالم تر باشند.

او می افزاید:"ما یک حدی پخت و پز ترکی را مدرن کرده ایم و به عنوان مثال به جای سرخ کردن با روغن در اکثر موارد از فر استفاده می کنیم." اما تلاشهای خانم تویسوزاوغلو برای نوآوری در ترکیب غذاهای ترکی با چالش غیرمترقبه ای از سوی مشتریان روبرو شد.

قرخ پینار نام خود را از یکی از مناطق ترکیه به عاریه گرفته که به خاطر کیفیت خوب گوشتش شهرت دارد

او می گوید:" تعدادی از مشتریان می گفتند اگر شما از منطقه قرخ پینار هستید پس چرا جگر سرخ کرده ندارید؟" خانم تویسوزاوغلو می گوید چون غذاهای سرخ کردنی را با روش پخت در فر جایگزین کرده اند تصمیم گرفتند که جگر سرخ کرده را که ظاهرا خیلی هم پر طرفدار است عرضه نکنند.

اما در نهایت نظر و سماجت مشتریان باعث شد که آنها جگر سرخ کرده را به فهرست غذاهای خود بیافزایند. این برای خانم تویسوزاوغلو یک تجربه مهمی بود و ثابت کرد که سیستم کار آنها باید آنقدر منعطف باشد که بتواند خود را با نیازها و سلیقه مشتریان انطباق دهد.

افزودن جگر سرخ کرده به فهرست غذاها سود زیادی داشت. در حال حاضر فقط فروش همین غذا بیش از ۳۰ درصد فروش این رستورانها را شامل می شود. سال گذشته کل فروش این شرکت حدود ۲۳ میلیون دلار بوده است.

کار آموزشی

خانم تویسوز اوغلو فارغ التحصیل رشته هتل و رستوران‌داری از دانشگاه استانبول و همینطور رشته مدیریت اقتصادی از دانشگاه میشیگان آمریکاست. او تمام سالهای کار خود را در رشته رستوران‎داری سپری کرده است.

او می گوید سالهایی که در آمریکا کار کرده از نظر توانایی و قابلیت های مدیریت به او کمک زیادی کرده است و می افزاید:"از زمانی که در سن ۲۵ سالگی اولین بار کار مدیریت یک رستوران را در آمریکا شروع کردم خیلی سریع همکاری با سایر کارمندان و روش های جلب نظر مساعد آنها را یاد گرفتم. در عین حال هر مدیری باید تیم کارمندانش را به خوبی انتخاب کرده و آنها را آموزش بدهد."

اکنون در سراسر ترکیه ۳۳ شعبه از این رستوران وجود دارد

پس از بازگشت به ترکیه و تجربه موفق راه اندازی و مدیریت این شبکه رستوران‌های زنجیره ای، جامعه نوآوران اقتصادی زن در ترکیه از نمونه موفق او به عنوان یک سرمشق و برای الهام دادن به زنان جوان دیگر استفاده می کند که در فکر راه اندازی کسب و کار خود هستند.

گلشرن اونانس رییس این جامعه می گوید:"ما افرادی را که می توانند سرمشق های خوبی باشند پیدا کرده و به جامعه معرفی می کنیم."

خانم تویسوز اوغلو علاوه بر این با تدریس در رشته مدیریت رستوران‌داری و محاسبات مالی در دانشگاه استانبول سعی می کند دانش خود را به نسل جوانتر منتقل کند. او درعین حال مدیریت یک موسسه فرانسوی آموزش آشپزی در شهر استانبول را نیز برعهده دارد.

خانم تویسوز اوغلو با موفقیت در زمینه مدرن سازی غذاهای سنتی ترکی اکنون در موقعیت ویژه ای قرار دارد و می تواند به زنان و مردان جوانتر برای موفقیت در این رشته کمک شایانی بکند.

[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 20:40 ] [ جوینده ]

حمله به احمدی‌نژاد و فراموش کردن مسئولیت

امام آیت‌الله خامنه‌ای

احمدی نژاد و خامنه ای

امام خامنه‌ای در چند سال اول ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد در مقابل بسیاری از انتقادها از او و دولتش دفاع می‌کرد

در هفته های اخیر، دستگاه‌ها و مقام‌های دولت حسن روحانی، اطلاعاتی تازه در باره شیوه زمامداری محمود احمدی نژاد و دولت‌های نهم و دهم منتشر کرده‌اند تا نشان دهند که دولتمردان قبلی نه تنها به گفته آنها در انجام وظایف خود موفق نبودند، بلکه علاوه بر بی‌تدبیری در اداره کشور، حیف و میل اموال عمومی و درآمدهای سرشار نفتی و ناتوانی در مبارزه با فساد، خود عملا بخش بزرگی از فساد فراگیر در حاکمیت را شکل داده بودند.

انتقاد صریح از عملکرد آقای احمدی نژاد، در آخرین ماه های دوره دوم ریاست جمهوری او و زمانی شدت گرفت که مشخص شده بود آقای احمدی نژاد در صدد است برخلاف نظر اصولگرایانی که پیشتر حامی او بودند، با حمایت از اسفندیار رحیم مشایی، در قدرت باقی بماند.

روند انتقاد از آقای احمدی نژاد و تیم او، با پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری شتاب بیشتری گرفت و از جمله او نه تنها در کارزارهای تبلیغاتی بلکه از همان نخستین سخنرانی های خود، لبه تیز حملاتش را متوجه دولت پیشین کرد.

در دو سال گذشته، منتقدان و مخالفان اصولگرا، اصلاح طلب و طرفداران دولت آقای روحانی، با انگیزه ها و اهداف متفاوت به شکلی گسترده از شخصیت، تصمیمات و سیاست های محمود احمدی نژاد و عملکرد دولت های نهم و دهم انتقاد کرده اند، با این حال، همه این انتقادها در یک محور با هم مشترکند: نادیده گرفتن نقش مستقیم آیت الله علی خامنه ای در عملکرد این دولت ها و حمایت صریح او از سیاست هایی که امروز به باد انتقاد گرفته می شوند.

تقریبا تمامی اقدامات و عملکردهای عمده دولت آقای احمدی نژاد، و حتی جز در مواردی، اختلافات او با سایر قوا و دستگاه های حکومتی، از حمایت همه جانبه آیت الله خامنه ای برخوردار بوده است، اما منتقدان آن اقدامات و تصمیمات، در انتقادهای خود، چه آگاهانه و چه به دلیل محدودیت های موجود، نقش و تاثیر حمایت های رهبر جمهوری اسلامی در شکل گیری و یا تداوم سیاست های دولت های نهم و دهم را به تمامی نادیده می گیرند.

آقای احمدی نژاد و تیم همراه او اکنون از عرصه قدرت بیرون رانده شده اند و دست کم در حال حاضر چشم اندازی برای حضور دوباره آنان در سطوح بالای حاکمیت دیده نمی شود، بنابراین قرار دادن او در مرکز و معرفی کردن "احمدی‌نژادی‌ها" به عنوان تنها مسببان اصلی مشکلات و مقصران واقعی، نه تنها اقدامی کم هزینه است بلکه به درجاتی می تواند در دو جبهه با استقبال مواجه شود:

آیت الله خامنه ای، دفترش و حامیان او نه علاقه ای دارند و نه اجازه می دهند که رهبر جمهوری اسلامی در قبال اقداماتی که به گفته منتقدان نه برای مدتی کوتاه، بلکه به مدت هشت سال پیاپی هزینه هایی را به کشور تحمیل کرده، مسئول قلمداد شود. از سوی دیگر، سرزنش شدیدتر آقای احمدی نژاد می تواند مایه خرسندی دست کم طیفی از کسانی شود که همچنان از پیروز خواندن آقای احمدی نژاد در انتخابات جنجال برانگیز سال ۱۳۸۸ دل چرکین هستند.

مروری بر محور انتقادها از عملکرد آقای احمدی نژاد و دولت او و دفاع آیت الله خامنه ای از همان اقدامات این پرسش را پررنگ تر می کند که آیا در این انتقادها، دست کم تنها بخشی از مسئولیت ها مورد حمله قرار نمی گیرد؟

وبسایت رسمی اطلاع ‌رسانی آیت الله خامنه ای، سال گذشته و همزمان با انتخابات ریاست جمهوری با بررسی سخنرانی های هشت سال دوران ریاست جمهوری آقای احمدی، نقاط ضعف و قوت دولت های نهم و دهم را از نگاه رهبر جمهوری اسلامی منتشر کرد.

براساس همین گزارش، بیش از ۸۰ درصد انتقادها فقط در دو یا سه سال آخر دوران هشت ساله ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و عموما با لحنی بسیار ملایم مطرح شده اند.

این انتقادها، عموما کلی، بسیار محتاطانه و ملایم هستند و بدون آنکه شامل جهت گیری ها و سیاست گذاری های اصلی دولت های نهم و دهم شوند، همچون توصیه هایی عمومی خطاب به کلیه نهادهای حاکمیتی عنوان شده اند.

در مقابل، آیت الله خامنه ای به کرات، به طور مشخص و با لحنی بسیار قاطع از اقدامات و سیاست هایی دفاع کرده که اکنون به عنوان نقطه ضعف و نشانه بی تدبیری و فساد آقای احمدی نژاد و تیم او مطرح می شوند.

چند محور زیر تنها نمونه هایی است از دفاع آیت الله خامنه ای از اقدامات و سیاست های کلی و اصولی دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد که در بیش از یک سال گذشته از سوی اعضای دولت حسن روحانی و یا اصولگرایانی که پیشتر حامی آقای احمدی نژاد بوده اند، مورد انتقاد قرار گرفته اند:

[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 20:36 ] [ جوینده ]
زندگينامه ناپلئون بناپارت

ناپلئون بناپارت
نخستین امپراتور فرانسه ( 1769- 1822 )

«ناپلئون بناپارت» در 15 اوت 1769، در جزیره «کرس» مديترانه و در خانواده‌ای پرجمعیت به دنیا آمد. در آن زمان، این جزیره جزء حکومت «جنوا» (واقع در ایتالیای امروزی) بود، اما بعدها به اشغال فرانسه در آمد. ناپلئون فرزند چهارم از ۱۱ فرزند خانواده «كارلو بناپارت» و «لتيزا رومولينو» بود. وي پس از پايان تحصيلات ابتدايى، به همراه برادرش براي ورود به دانشگاه عازم «بورگوندى» شد. يك سال بعد، ناپلئون به دانشگاه علوم نظامى رفت، ولى برادرش او را همراهى نكرد. وي از بهترين دانشجويان علوم نظامى در دانشگاهى بود كه در آن زمان، قويترين و برترين مردان نظامى اروپا را در اختيار داشت. ناپلئون به ارتش لويى شانزدهم پيوست تا با خدمت در آن، نقش مهمى در تاريخ فرانسه ايفا كند. او  به صف سلاحها در «والنس» رفت و تعليمات ارشد نظامى را گذراند. پس از آن با درجه ستوان دومى راهى «كروسيكا» شد. 
در سال ۱۷۸۶، ناپلئون با مرگ پدر به زادگاه خود بازگشت تا به اداره برخى امور خانواده بپردازد. او طي سال هاى ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۰، در «آكسون» به پرورش ديدگاههاي انقلابى خود پرداخت و به جنبه هاي گوناگون آن فكر كرد. ناپلئون در سال ۱۷۹۱ به «والنس» منتقل شد، در تابستان ۱۷۹۲ به پاريس آمد و  پس از آن، دوباره به «والنس» بازگشت تا شاهد اختلاف ميان هواداران سلطنت و هواداران انقلاب در  ارتش فرانسه باشد. انقلاب سال ۱۷۸۹ تاثير چندانى بر وي نداشت، چرا كه او ديگر با سلطنت طلبان ابراز همدردى نمي كرد و از سوي ديگر، فرد سياسى و انقلابى هم نبود. در سال ۱۷۹۲، فرانسه وارد جنگ پروس و اتريش شد و انگليس در سال ۱۷۹۳ كنترل «تولون» را به دست گرفت. ناپلئون پس از نقش آفريني براي شكست انگليسي ها به درجه ژنرالى رسيد و با «آگوستين روبسپير»، برادر كوچكتر ماكسيميليان آشنا شد. هر چند ناپلئون عضو ژاكوبنها[*] نبود، ولى از حمايت سياسى آنها برخوردار شد. سقوط ژاكوبنها در ۱۷۹۴ باعث شد تا ناپلئون نيز به زندان بيفتد، اما پس از ۱۰ روز به دليل اينكه هيچ گونه مدركى بر ضد او پيدا نكردند، آزاد شد.
با وجود فراز و نشيب هايي كه در  ارتش ناپلئون وجود داشت، زماني كه از او خواستند تا عمارت باغى شاه يا «تويلرى» را حفاظت كند، شورش دوم را با موفقيت سركوب كرد و به سرپرستى نيروهاى امنيتى حاضر در پاريس گماشته شد. وي در زمستان سال ۱۷۹۵ با «ژوزفين» - كه از همسر قبلى خود دو فرزند داشت - ازدواج كرد و چند روز پس از آن، همسر خود را در پاريس تنها گذاشت و به قصد جبهه هاى جنگ، راهى ايتاليا شد. وي پس از كسب پيروزيهاى زياد در ايتاليا به فرانسه بازگشت و در پاريس از او به عنوان قهرمانى ياد مى كردند كه هم در جنگ و هم در صلح، پيشتاز است. سپس به ناپلئون پيشنهاد شد تا براى به خطر انداختن مستعمره هاي انگليس به مصر برود. از اين رو در سال ۱۷۹۸ با ارتش ۳۵ هزار نفرى خود راهى مصر شد و اسكندريه را به تصرف خويش درآورد. بعد از آن به قصد تسخير قاهره به راه افتاد و در نزديكى «العدم» با نيروهاى مصرى وارد جنگ شد و با كمترين تلفات، جنگ را به سود خود پايان بخشيد.
ناپلئون در سال ۱۷۹۹ به پاريس رفت و طى كودتايى، حكومت را سرنگون كرد و در راس هيات ۱۳ نفرى، ديكتاتورى خود را آغاز نمود. تا سال ۱۸۰۲ و پس از سركوب جنگهاى داخلى، ناپلئون به يكى از قدرتمندترين ديكتاتورهاى تاريخ فرانسه تبديل شد. وي در سال ۱۸۰۵ قصد حمله به انگليس را داشت، ولى به اتريش و روسيه رفت و شكست سختى را به آنها تحميل كرد. ناپلئون تا سال ۱۸۰۷، تمام منطقه را به تصرف خود در آورد و با شكست سوئد، وارد لهستان شد. تنها قدرتى كه در منطقه و در مقابل ناپلئون باقى ماند، انگليس بود. از اين رو به آنجا حمله كرد، اما شكست سختى از دريادار «نلسون» انگليسى خورد. وي در ۱۸۱۲ نيز به روسيه حمله كرد، ولى نتيجه آن، شكست ارتش ۵۰۰ هزار نفرى فرانسه بود.
امپراتورى قدرتمند ناپلئون، به همان سرعت كه شكل گرفت، به همان سرعت نيز از هم گسيخت. او در سال ۱۸۱۵ به جزيره «البا» تبعيد شد، ولى پس از گذشت۱۰ ماه با شنيدن اخبار نارضايتى مردم از سلطنت لويى هجدهم، با يك هزار و ۲۰ مرد جنگى به پايتخت بازگشت و به تخت سلطنت نشست. يكصد روز با آرامش سپري شد، ولى متحدان اروپايى دوباره حمله كردند و ناپلئون ناچار بود براى حفظ تاج و تخت خود به جنگ بپردازد. در ژوئن همان سال، ناپلئون با شكست سختى كه در «جنگ واترلو» خورد به پاريس بازگشت و به جزيره «سنت هلن» تبعيد شد و تا آخر عمر در آنجا ماند. او كه از بيمارى سرطان رنج مى برد، در پنجم ماه مه ۱۸۲۱ درگذشت. ناپلئون بناپارت رسوم خاصى در اداره مملكت داشت و هنوز از قوانين مدنى و اروپاى متحد او به عنوان «قوانين ناپلئون» ياد مي كنند، اما تنها ايراد ناپلئون در اين بود كه مى خواست انديشه هاي خود را به زور اجرا كند.
 
برگرفته از :

[*] حزب نيرومند سياسي دوره انقلاب فرانسه كه افراد آن نسبت به انقلاب و مرام ملي، صميمي بودند. تشكيل كميته نجات ملي و محاكم انقلابي و حفظ سنن انقلابي و جلوگيري از فعاليت هاي ارتجاعي، از جمله اقدامات ژاكوبنهاست.
 

[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ 17:38 ] [ جوینده ]

خالد مشعل: آتش‌بس دائم فقط با پایان حصر غزه

قابل قبول است

 

مشعل می‌گوید که سیاست حماس، منعکس‌کننده خواست فلسطینیان است

خبرنگار بی‌بی‌سی در مصاحبه با خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، در محل سکونت او در دوحه، نظرات او را در مورد جنگ غزه، شرایط پایان این جنگ و وضعیت فلسطینیان سوال کرده است. متن مصاحبه به این شرح است:

تا چه حد آماده‌اید این وضعیت ادامه پیدا کند؟

رنج و فاجعه انسانی کار اسرائیل است، ما قربانیان آن هستیم و من امیدوارم این وضعیت هرچه زودتر رفع شود. این جنگی است که نتانیاهو بدون هیچ توجیهی علیه غزه به راه انداخته است. او موضوع مربوط به شهرک‌نشینان کرانه باختری [اشاره به ربودن و کشتن سه نوجوان اسرائیلی] را بهانه انتقامجویی از غزه قرار داد. او با مساله چانه‌زنی با اعضای دولت ائتلافی‌اش در اسرائیل مواجه است و برای انحراف جامعه بین‌المللی، می‌خواست از غزه انتقام بگیرد و مخالفان خود را با توسل به خون فلسطینیان راضی کند.

به شما پیشنهاد آتش‌بس داده شده است، تا کی آماده ادامه

وضعیت کنونی هستید؟

ما با هیچ ابتکاری که باعث کاهش این تجاوزگری و محاصره اقتصادی [غزه] شود مخالفت نداریم. پیشنهادی که شد شامل آتش‌بسی بود که فقط حصر اقتصادی غزه را تحکیم می‌کرد. هشت سال حصر اقتصادی برای مردم غزه کافی است. تعداد کشته‌شدگان این حصر غیرموجه بیش از کشته‌های تمام جنگ‌های قبلی است. آنچه من می‌گویم کاملا روشن است: به تجاوزگری و حصر پایان دهید.

اینکه کسی در دفتری در دوحه بنشیند و بگوید که بیش از این حصر اقتصادی را تحمل نمی‌کند، مساله دیگری است، اما آیا واقعا توقف درگیری آن چیزی نیست که همین حالا به آن نیاز است؟

این موضعگیری در دوحه طراحی نشده است، بلکه موضع مردم غزه، حماس، جهاد اسلامی، جبهه خلق و توده مردم فلسطینی در غزه است که به ما می‌گویند "آتش‌بس را قبول نکنید، ما فقط می‌خواهیم این حصر متوقف شود." چیزی که ما نمی‌خواهیم، توقف مرگ سریع و تداوم مرگ تدریجی است که می‌تواند ادامه داشته باشد و باعث فاجعه انسانی شود. بانک‌های جهان عملا بر بانک‌های فلسطینی فشار آورده‌اند تا برای مردم غزه پول منتقل نکنند. مردم غزه دارند می‌میرند. تصور کنید بریتانیا، که یک جزیره بزرگ در دریای آتلانتیک است، با حصر اقتصادی مواجه باشد. مردم بریتانیا چه می‌کنند؟ تصور کنید که شهرهای بریتانیا تحت حصر و در معرض تجاوزگری باشند، مثل آن وضعیتی که در جریان جنگ جهانی دوم برای شهر کاونتری وجود داشت. مردم جهان باید به آنچه در گذشته روی داده است و رفتاری که صورت گرفت نگاه کنند و ما را سرزنش نکنند. چند روز پیش، شنیدم که یک نماینده پارلمان [بریتانیا] گفت که "علیه اسرائیل و علیه تجاوز موشک می‌انداختم."

حماس متهم است که از روی عمد غیرنظامیان را به مخاطره می‌اندازد.

"ما بیش از هفتصد شهید دادیم که بیشتر آنها غیرنظامی هستند و اسرائیل این رقم را تایید کرده است. چه کسی باید مسئول شناخته شود؟"

خالد مشعل

آمار، ماجرای متفاوتی را نشان می‌دهد. شما آمار را از هر جهت در نظر بگیرید. ما بیش از هفتصد شهید دادیم که بیشتر آنها غیرنظامی هستند و اسرائیل این رقم را تایید کرده است. چه کسی باید مسئول شناخته شود؟ اشغالگران، شهرک‌نشینان؟ یا اینکه کسی که از خود دفاع می‌کند، مقصر است؟ از شما می‌پرسم. وقتی بریتانیا [در جریان جنگ جهانی دوم] دوگل [رهبر نهضت مقاومت فرانسه علیه نیروهای اشغالی آلمان] را پذیرفت و او با استفاده از بی‌بی‌سی نهضت مقاومت علیه نازی‌ها را در پاریس راه انداخت، آیا دوگل مسئول کشتن فرانسویان بود؟ یا اینکه به آنان نوری را نشان داد تا خودشان را از اشغال نازی‌ها رها کنند؟ این مساله‌ای برای تمامی جهانیان است. مانند مردم آفریقای جنوبی، مردم فلسطین هم می‌خواهند بدون اشغالگری، بدون وجود شهرک‌ها زندگی کنند. وقت آن است که جامعه بین‌المللی به آخرین اشغالگری تاریخ که اشغال فلسطین است، پایان دهد.

شما متهم هستید که عمدا زندگی مردم غزه را به خطر می‌اندازید و غیرنظامیان را به عنوان سپر انسانی به کار می‌برید.

این دروغ است. حماس از خودش دفاع می‌کند و رهبری خود را به خاطر مردمش قربانی می‌کند. اسرائیل است که با هواپیماهای اف١٦ و همه اسلحه‌های آمریکایی و غربی مسئول کشتن فلسطینیان است. حماس و هر عضو نهضت مقاومت، هنگامی که علیه اشغالگران می‌جنگد، در واقع دارد از مردمش حمایت می‌کند. من گفتم که وقتی بریتانیا در جنگ جهانی دوم به دوگل اجازه داد از طریق بی‌بی‌سی خواستار مقاومت شود، آیا دوگل داشت مردمش را نابود می‌کرد یا از مردمش در برابر اشغال نازی‌ها حمایت می‌کرد؟ ما همان کاری را می‌کنیم که همه مردم تحت اشغال می‌کنند.

چطور مقاومت می‌تواند مخفی کردن موشک‌ها در یک مدرسه را توجیه کند؟

این یک دروغ آشکار است. به اسرائیل نگاه کنید. سکوهای پرتاب موشک در کجای غزه است؟

سازمان ملل متحد گفته است که موشک‌ها در ساختمان یک مدرسه مخفی نگه داشته شده بودند. دبیرکل سازمان ملل متحد از اینکه افراد مسئول این اقدام، مدرسه را به یک هدف نظامی تبدیل کرده بودند، ابراز خشم کرد.

موشک‌ها به مقاومت تعلق دارد، زیر زمین انبار شده است و اسرائیل نمی‌تواند به آنها دسترسی داشته باشد. به همین دلیل است که اسرائیل وانمود می‌کند که اینها در محل‌های غیرنظامی هستند و بیمارستان‌ها و مساجد را هدف قرار می‌دهد. جهان امروز شاهد کشتار در شجاعیه و یک کشتار جدید در شرق خان یونس بوده است. این قصابی در غزه است و جهان بی‌تفاوت نشسته و حماس را مقصر می‌داند.

چرا این تعداد غیرنظامی جان خود را از دست می‌دهند، چرا وقتی ارتش اسرائیل با هشدار تلفنی از مردم می‌خواهد محلی را ترک کنند، وزارت کشور حماس می‌گوید که آن محل امنیت دارد؟

می‌خواهید که رهبران مردم، آنان را از خانه‌هایشان دور کنند؟ اگر این منطق به شما در بریتانیا و آمریکا عرضه می‌شد، چه می‌گفتید؟ چه دولتی از مردم خود می‌خواهد خانه‌هایشان را تخلیه کنند؟

رهبران حماس چه حقی دارند به مردم غیرنظامی بگویند که نباید به هشدار اسرائیل گوش بدهند؟

مردم کسانی هستند که در سرزمین خود ثابت‌قدم هستند. ما یک نبرد هجده روزه داشته‌ایم، اما آیا شنیده‌اید که کسی غزه را ترک کرده باشد؟ مردم حق دارند در خانه و زمین خود بمانند. می‌دانید اسرائیل چطور به مردم هشدار می‌دهد؟ یک هشدار می‌فرستد و سه دقیقه بعد یک اف١٦ خانه‌ها را نابود می‌کند. آیا این نحوه درست هشداردهی است؟ اسرائیل از نظر نظامی در هدف قرار دادن مقاومت شکست خورده است و حالا غیرنظامیان را هدف قرار می‌دهد. تصویر واقعی این است.

اینکه از مردم بخواهند با سینه برهنه از خانه‌های خود دفاع کنند، آیا اقدامی مسئولانه بوده است؟

"یک فلسطینی خانه خود را با پول خودش ساخته است. آیا اسرائیلی‌ها انتظار دارند که آن را همین طوری رها کند؟"

خالد مشعل

این تصمیم توسط خود خانواده‌های فلسطینی اتخاذ شده است، فلسطینیان در کشور خود هستند. این وضع زندگی فلسطینیان است. یک فلسطینی خانه خود را با پول خودش ساخته است. آیا اسرائیلی‌ها انتظار دارند که آن را همین طوری رها کند؟ این اطلاعات اشتباه است. حماس به مردم دستور نمی‌دهد در داخل خانه‌هایشان بمانند. حماس مردم را تشویق می‌کند که استوار باشند و نشان دهند که ثابت قدم هستند. به غزه بروید و مردم را در بیمارستان‌ها و نواحی ویران‌شده ببینید. شما نباید قربانیان جنگ را مقصر بدانید. تقصیر باید متوجه اسرائیلی‌ها باشد که مرتکب این کشتار شدند. ما هفتصد کشته دادیم. اکثر آنان غیرنظامی هستند در حالی که حماس توجه خود را بر کشتن سربازان اسرائیلی متمرکز کرده است. این نشانه تفاوت اخلاقی بین مقاومت فلسطین و تجاوزگری اسرائیلی است.

بیانیه [شیمون] پرز [رئیس‌جمهوری اسرائیل] این بوده که: هیچ کشوری تحمل نمی‌کند که تروریست‌ها از تونل‌های زیرزمینی خارج شوند و مردم بی‌گناه را به قتل برسانند.

آیا دولتی در جهان هست که یک قدرت اشغالی را که سرزمینش را اشغال کرده است، تحمل کند. آیا این یک اشغال صهیونیستی نیست؟ آیا اسرائیل اشغالگر نیست؟ آیا یک قانون بین‌المللی وجود ندارد که اعلام می‌کند کرانه باختری رود اردن سرزمین اشغالی است؟ جامعه بین‌المللی چه کرده است؟ ماهیت بحران و ماحصل کلام این است که فلسطینیان از اشغال رنج می‌برند. حقوق بین‌الملل باید در مورد اسرائیل به کار رود، اشغالگری و ایجاد شهرک‌های یهودی‌نشین، کشتار، بی‌خانمان کردن مردم. چرا شما به موشک‌های بدساخت و ضعیفی که از غزه پرتاب می‌شوند توجه می‌کنید؟ چرا از موشک‌های پیشرفته‌ای که در سراسر جهان ساخته می‌شوند و غزه را هدف قرار می‌دهند، انتقاد نمی‌کنید؟

تردیدی نیست که موشک‌های اسرائیلی خیلی بهتر از موشک‌های شماست، اما موشک‌های شما کورکورانه شلیک می‌شود و اسرائیل می‌گوید حق دارد از مردم خودش در برابر آنها دفاع کند.

و مردم فلسطینی که سرزمینشان توسط اسرائیل اشغال شده و پر از شهرک‌های یهودی‌نشین است هم این حق را دارند. آیا حقوق بین‌الملل نمی‌گوید که هر کس حق دارد از خودش دفاع کند؟ چرا فقط اسرائیل حق دارد از خودش دفاع کند، اسرائیل اشغالگر و سرکوبگر است، ارتش بزرگی دارد. نیمی از فلسطینیان تحت اشغال آن زندگی می‌کنند و نیمی دیگر در سایر نقاط جهان پراکنده‌اند. مردم ما حق دارند از خود دفاع کنند، اما جامعه جهانی ریاکار و حامی اسرائیل است. جهانیان ما را تشویق کردند که دموکراسی داشته باشیم. چرا جامعه جهانی دموکراسی در فلسطین و پیروزی حماس در انتخابات را محترم نمی‌شمارد؟

در حال حاضر، به نظر می‌رسد که به دلیل عزم دو طرف، مساله این جنگ قابل حل نیست. شما حاضرید تا چه جایی پیش بروید؟ در نظر دارید موشک‌های خود را به سوی تل‌آویو و حتی دورتر پرتاب کنید. آیا استراتژی حماس این است؟

استراتژی ما در حماس این است که سرزمین‌مان را از اشغالگران پس بگیریم و یک کشور مانند هر کشور دیگری، یک کشور مستقل بدون اشغال و شهرک‌سازی ایجاد کنیم. استراتژی حماس این است که از مردمش دفاع کند. ما یک نبرد دشوار در برابر خود داریم، اسرائیل از نظر نظامی از ما قوی‌تر است اما ما یک هدف عادلانه داریم، این است تفاوت بین ما و اسرائیل، بین آنها و بین صاحبان زمین، بین اشغالگران و صاحبان واقعی زمین. تاریخ به ما آموخته است مردمی که با هدف پیش می‌روند، بالاخره بر اشغالگران پیروز می‌شوند، هر چند که رسیدن به پیروزی خیلی طول بکشد.

مشعل می‌گوید که اسرائیل درصدد اخلال در تشکیل دولت وحدت ملی است

 

در حال حاضر، برای مردم غزه، موضوع مهم‌تر این است که بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. این جنگ برای بیش از دو هفته است که جریان داشته و دفعه قبل که جنگ زمینی روی داد، هزار و سیصد فلسطینی کشته شدند و مدت زیادی طول کشید تا غزه به حالت اول برگردد. چند نفر دیگر باید کشته شوند تا با صلح موافقت کنید؟

برای ما، زندگی هر فرد و هر قطره خون فلسطینیان عزیز است. اینها فرزندان ما هستند و نه فرزندان اسرائیل. اشغالگری جنایت است، تجاوز جنایت است و محاصره اقتصادی جنایتی است که با حقوق بین‌الملل تضاد دارد. کسی که می‌خواهد ریختن خون فلسطینیان تمام شود، باید اشغال غزه و محاصره غزه را کنار بگذارد.

برای امضای آتش‌بس چه شرایطی دارید؟

ما می‌خواهیم هر چه زودتر آتش‌بس برقرار شود، اما این باید همراه رفع حصر غزه باشد. این خواست مردم غزه است. من از سازمان ملل متحد، بریتانیا و آمریکا می‌خواهم که به غزه بروند و از مردم بپرسند چه می‌خواهند. تضمین می‌دهم که جواب مردم غزه همین است.

آمریکایی‌ها روی یک توافق دو مرحله‌ای آتش‌بس کار می‌کنند که طبق آن، اول آتش‌بس برقرار می‌شود و بعد مذاکرات جدی برای کاهش حصر غزه.

بدون توجه به مسایل اجرایی، برای ما مهم است که این طرح حاوی تضمینی واقعی در مورد رفع حصر غزه باشد. چنین وعده‌هایی قبلا هم داده شده اما به جایی نرسیده است. غزه بخشی از سرزمین فلسطینی با یک میلیون و هشتصد هزار نفر است که باید بتوانند بدون محاصره زندگی کنند، فرودگاه و بندر داشته باشند. ما می‌خواهیم با جهان ارتباط داشته باشیم و نمی‌خواهیم توسط یک گذرگاه مرزی کنترل شویم. گذرگاهی که غزه را به بزرگ‌ترین زندان جهان تبدیل کرده است. مردم نمی‌توانند برای معالجه یا کار به خارج از غزه بروند، چرا مردم غزه در بزرگترین زندان جهان به مرگ تدریجی محکوم شده‌اند؟ این جنایت است. ما خواستار توقف تجاوز و پایان حصر هستیم. ما مشتاقیم که خونریزی در غزه تمام شود.

'روابط با ایران هم به گرمی سابق نیست'

 

شما رهبر سیاسی حماس هستید و از طرف حماس صحبت می‌کنید. آیا خط مشی شما طوری هست که موشک‌پرانی را متوقف کنید، مذاکره کنید و شرایط اقتصادی غزه را تغییر دهید؟

چرا شما به راه حل قدم به قدم تاکید دارید؟ عرفات در توافقنامه اسلو با راه‌حل گام به گام موافقت کرد، اما بعد از پنج سال چه نتیجه‌ای گرفت؟ هیچ. الان بیشتر از بیست سال از آن زمان گذشته و هیچ نتیجه‌ای به دست نیامده است. ما یک تضمین بین‌المللی در مورد توقف تجاوزگری و پایان محاصره می‌خواهیم. ما یک موافقتنامه واقعی می‌خواهیم نه یک موافقتنامه قدم به قدم. ما همچنین می‌خواهیم اشغال تمام شود. فلسطینیان حق دارند در کرانه باختری و نوار غزه آزاد باشند. ما حق داریم سرنوشت خودمان را در سرزمین خودمان تعیین کنیم.

توان نظامی شما دارد تحلیل می‌رود و غیرنظامیان رنج می‌برند. به چه دلیل فکر می‌کنید که زمان و امکان لازم را برای تحمیل شرایط خود دارید. مطمئنا به آتش‌بس نیاز دارید.

حفظ جان مردم هدف و مسئولیت اخلاقی همه رهبران است، اما کسی نباید قبول کند که ما از مردم حفاظت کنیم در حالی که آنها در شرایط تحقیر و زیر اشغال زندگی می‌کنند. مردم می‌خواهند زندگی کنند نه اینکه بمیرند، اما زندگی را با آزادی می‌خواهند. اگر به مردم فلسطین حق انتخاب بدهند که بین مرگ و زندگی تحت اشغال، زندگی مثل برده بدون آزادی و غرور، یکی را انتخاب کنند، مردم می‌خواهند زنده باشند، اما آزاد باشند. به کرانه باختری نگاه کنید. آنها [اسرائیلی‌ها] یک مرد جوان [فلسطینی] را سوزاندند.

من احساس می‌کنم که وضعیت قبلی باز نمی‌گردد. حماس ضعیف‌تر شده است، متحدان کلیدی خود را از دست داده، ایران به اندازه سابق به شما نزدیک نیست و مشکلات مالی دارید... حماس خیلی ضعیف شده است.

اما تسلیم نمی‌شویم. بله، حماس در شرایط دشواری است. اما اسرائیل اشتباه محاسبه کرد و دید که حماس و مردم غزه قوی‌تر شده‌اند. شرایط دشوار باعث تسلیم ما نمی‌شود. حماس فقط به این دلیل که متحدانی دارد، نمی‌جنگد، به این دلیل می‌جنگد که هدف عادلانه‌ای دارد.

اینکه می گویید تمامی آنچه بر شما می‌گذرد، اشکالی ندارد و شما به همین راه ادامه می‌دهید، به نظرم به معنی انتخاب گزینه‌ای انتحاری است.

وقتی شما حقوقتان را می‌خواهید، آیا دارید انتحار می‌کنید؟ ما تحت اراده اسرائیل هستیم. همه مردم جهان در جنگ‌های نابرابر شرکت داشته‌اند، مردم ویتنام، آفریقای جنوبی، فرانسوی‌ها در برابر نازی‌ها، اما همه پیروز شدند. آنها برای آزادی و عزت جنگیدند. مردم به این دلیل نمی‌جنگند که توازن قوا به نفع آنهاست. همیشه قدرت با اشغالگران است، اما در آخر کار، مردم پیروز می‌شوند.

حماس به مقاومت متعهد است، اما اسرائیل آن را تروریست می‌خواند. در چنین وضعیتی، این سئوال مطرح است که آیا توافق شما با جنبش فتح برای تشکیل دولت وحدت ملی، مرده است؟

از زمان اعلام آشتی و تصمیم به تشکیل دولت وحدت ملی، اسرائیل وارد جنگ شد با این هدف که آن را تخریب کند. بله، ما با موانعی مواجه هسیتم اما هم من و هم [محمود] عباس مصمم هستیم که این توافق به نتیجه برسد. ما در دوحه ملاقات کردیم و همه بر سر شش درخواست خودمان توافق داریم. ما در مورد خواست‌هایمان برای مردم غزه و برداشتن حصر غزه متحدالقول هستیم.

اما نه در مورد نحوه تشکیل دولت وحدت ملی؟

اینطور نیست. البته این طرح آسیب دیده است، چون اسرائیل نمی گذارد دولت در غزه کار کند.

چرا عده‌ای عباس را به همدستی با اسرائیل متهم می‌کنند؟ به نظر نمی‌رسد این اتهام، پایه و اساسی داشته باشد.

البته اختلاف‌نظرهایی وجود دارد، مثلا در مورد حفظ امنیت کرانه باختری یا مساله پرداخت حقوق‌ کارمندان در غزه. اما می‌توانیم این مشکلات را حل کنیم و باید به وحدت ملی متعهد باشیم. اسرائیل امیدوار است که ما در این زمینه شکست بخوریم.

در ابتدای مصاحبه، به قتل [نوجوانان اسرائیلی در کرانه باختری] اشاره کردید و آن را عامل شروع دور جدید درگیری دانستید. آیا شما تایید می‌کنید که این قتل‌ها کار حماس بود؟

من در مورد اینکه چه کسی مرتکب این عمل شد تا به حال اطلاعی دریافت نکرده‌ام، اما برای اسرائیل راحت بود که حماس را متهم کند. سوال این است که آیا آنها در سرزمین خودشان زندگی می‌کردند؟ اراضی کرانه باختری، براساس قوانین بین‌المللی، سرزمین اشغالی است، اما فرد فلسطینی که از خود در برابر شهرک‌نشینان مسلح دفاع می‌کند، به قتل متهم می‌شود. بگذارید درباره این وضعیت و تحولات صحبت کنیم. زمانی بود که زندانیان در داخل زندان اعتصاب کرده بودند. بعضی از آنها ده یا پانزده سال در حبس بودند و دست به اعتصاب غذا زده بودند.

استراتژی حماس چیست؟ آیا فقط می‌خواهد به تروریسم و خشونت متوسل شود و معتقد است که به این وسیله، به هدفش می رسد؟

به طور خلاصه، ما هدفی داریم و وسایلی برای رسیدن به آن. هدف ما دستیابی به حق تعیین سرنوشت خود، پایان دادن به اشغال توسط اسرائیل و روند ایجاد شهرک‌ها و یهودی‌سازی اراضی فلسطینی و تجاوز است. ما سه گزینه داریم. ما گزینه صلح‌آمیز را ترجیح می‌دهیم، اما مجبور شده‌ایم به اقدام نظامی دست بزنیم. سالهاست که مردم فلسطین راه‌های صلح‌آمیز را آزمایش کرده‌اند و پاسخی از جامعه جهانی نگرفته‌‌اند. اگر ما بتوانیم این وضعیت را از راه‌های مسالمت‌آمیز و بدون خشونت و توسل به اسلحه حل‌وفصل کنیم، این را ترجیح می‌دهیم. اما تا آنجا که به اقدامات اسرائیل مربوط می‌شود، ما مجبور هستیم که با اشغال بجنگیم.

مقامات حماس از به راه افتادن انتفاضه سوم سخن می‌گویند. فکر می‌کنید چنین وضعیتی به مردم فلسطین کمک می‌کند؟

چرا نتانیاهو را مسئول تشدید درگیری نمی‌دانید؟ نتانیاهو مسئول شکست طرح جان کری [برای از سرگیری و پیشرفت مذاکرات صلح] بود. اگر آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها به این طرح فرصت موفقیت می‌دادند و پنجره‌ای در اختیار مردم فلسطینی قرار می‌گرفت، این خشونت‌ها بروز نمی‌کرد. اما همه پنجره‌های امید به روی مردم فلسطین بسته شده است. در سیاست نمی‌توان خلاء داشت، یا ما راه‌حل و امید به راه‌حل و پایان محاصره غزه را داریم یا نداریم. فلسطینیان تسلیم نمی‌شوند.

شما مرتب می‌گویید که استراتژی مقاومت و قبول نکردن موجودیت اسرائیل به آزادی فلسطینیان منجر می‌شود، اما نگاه کنید که چه اتفاقی افتاده است. مشکلات فلسطینیان بیشتر شده و چشم‌انداز تیره‌تری دارند.

بله، شهروندان فلسطینی رنج می‌برند و شرایط سختی دارند، اما این وضعیت نتیجه اشغالگری است و نه نتیجه حکومت حماس. مقاومت مسلحانه به خودی خود هدف نیست، بلکه وسیله‌ای برای پایان دادن به اشغالگری است. اما اگر من نتوانم از راه‌های مسالمت‌آمیز به اشغالگری پایان دهم، مجبورم مثل هر کشور دیگری، دست به اسلحه ببرم. مردم فلسطین تحت اشغال زندگی می‌کنند و این مشکل طی شصت سال گذشته حل نشده است. دنیا به دلیلی ناموجه، علیه ماست و می‌خواهند ما زیر اشغال باشیم. البته مردم فلسطین رنج می‌برند، اما هر کس تحت اشغال باشد، رنج می‌برد. ولی در نهایت، پیروزی از آن آنهاست. امیدوارم روزی من و شما در رام‌الله، بیت‌المقدس یا غزه با هم دیدار کنیم، چون زمان به نفع اسرائیل نیست. حتی تشکیلات اطلاعاتی آمریکا -کیسینجر- گفت که اسرائیل آینده‌ای ندارد، زیرا براساس اشغالگری شکل گرفته است.

و چه زمانی جنگ حاضر تمام می‌شود؟

انشاءالله امشب یا فردا. اما به عنوان یک فلسطینی، امیدوارم هر چه زودتر تمام شود. می‌خواهم به مردم غزه بگویم که حرکتی سیاسی صورت گرفته است، بنابراین بگذارید پرزیدنت اوباما، من و عباس و همه رهبران کمک کنیم تا تجاوزگری پایان یابد و جامعه بین‌الملل نقش اخلاقی و انسانی خود را ایفا کند.

[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ 15:2 ] [ جوینده ]

فسیل 'بزرگ‌ترین دایناسور چهاربال' جهان کشف

شد

دم بسیار بلند چانگی‌یواپتور به او اجازه می‌داد فرودهایی آرام و ملایم داشته باشد

فسیل یک دایناسور جدید با چهار بال کشف شده است که پرهایی بسیار بلند در دم و اندام‌های عقب خود دارد.

چانگی‌یواپتور یانگی یک شکارچی عظیم پرنده در ابعاد هواپیمای بدون سرنشین بود و در دوره زمین‌شناسی کرتاسه در جایی که هم‌اکنون استان لیائولینگ چین است، زندگی می‌کرد.

طول این موجود از پوزه تا انتهای پرهای دمش ۱۳۲ سانتیمتر برآورد شده است و براساس گزارش‌ها، بزرگ‌ترین دایناسور چهار بالی است که تاکنون کشف شده است.

پرهای این دایناسور عظیم تا ۳۰ سانتیمتر درازا داشت و براساس پژوهشی که در نشریه علمی ارتباطات طبیعت منتشر شده است، داشتن چنین پرهای بلندی به این دایناسور اجازه می‌داد هنگام پرواز از سرعتش کم کند و فرودهای مطمئنی هم داشته باشد.

چانگی‌یواپتور گونه جدیدی از رده مایکرورپتورین‌ها است. این موجودات دیرین سرنخ‌هایی را از منشاء پرواز و روند تبدیل دایناسورهای پردار به پرندگان به دست می‌دهند.

پیش از این، دیرین‌شناسان تصور می‌کردند که این موجودات عظیم با چهار بال، حلقه میانی در روند پیدایش پرندگان با دو بال بوده‌اند. اما فسیل‌هایی که به تازگی کشف شده‌اند، نشان می‌دهد که مایکرورپتورین‌ها یک شاخه تکاملی جانبی هستند.

به این ترتیب، احتمالا پدیده پرواز بارها بین گونه‌های پردار تکامل یافته است نه فقط بین گونه‌ای که در نهایت، به پرنده تبدیل شد.

مایکروراپتور گویی، یک موجود دیرین دیگر با چهار بال

گروهی از پژوهشگران دانشگاه بوهای چین و موزه تاریخ طبیعی لس‌آنجلس آمریکا اسکلت چانگی‌یواپتور را کشف کردند.

به نوشته پژوهشگران، پرها روی اندام‌های عقبی این دایناسور به گونه‌ای غیرعادی بیرون زده‌اند که ممکن است به این دلیل باشد که آنها در واقع، بال‌های پشتی او بوده‌اند و از آنها برای پرواز استفاده می‌کرده است.

[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ 14:56 ] [ جوینده ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ