نویسندگی
نویسندگی مقاله 
قالب وبلاگ
چرا باید چیزی باشیم که اون نیستیم؟

چرا کمی به واقعیت اینکه ماهم می توانیم کسی باشیم که بقیه بخوان از آن تقلید کنن نمی رسند؟

[ سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ ] [ 9:25 ] [ جوینده ]
سلام دوستان عزیز من ازشما سوال کنم آیا روزی خواهد رسید که بتوانیم دراین سرزمین آزادانه نفس بکشیم آزادانه لباس بپوشیم آزادانه حرف بزنیم وبه ابتدایی ترین حقوق خود که ازنظرمن آزادی بیان است برسیم؟ لطفا جواب بدهید چطور ممکن است؟
[ شنبه نهم مهر ۱۳۹۰ ] [ 11:52 ] [ جوینده ]
سلام به همه ی انسانهای آزاد اندیش.

[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 9:1 ] [ جوینده ]

معمار سنگاپور مدرن درگذشت

«لی کوان یو» که به مدت سه دهه نخست‌وزیر سنگاپور بود و توانست چهره این کشور کوچک آسیا شرقی را متحول کند، بامداد امروز در سن 91 سالگی درگذشت.
«لی کوان یو» نخست‌وزیر اسبق سنگاپور که به واسطه ایجاد تحولات گسترده و تغییر چهره این کشور در جهان به «معمار سنگاپور مدرن» معروف بود، شب گذشته در سن 91 سالگی درگذشت.
 
در بیانیه‌ای که دفتر نخست‌وزیری سنگاپور در این رابطه صادر کرده، آمده است: «نخست‌وزیر عمیقا متأثر است که باید اعلام کند آقای لی کوان لو، نخست‌وزیر بنیانگذار سنگاپور درگذشته است. آقای لی امروز ساعت 3:18 دقیقه بامداد در آرامش در بیمارستان عمومی سنگاپور درگذشت.»
 
آقای لی از سال 1959، یعنی زمانی که سنگاپور از بریتانیا مستقل شده و خودگردانی کامل دریافت کرد، تا سال 1990 یعنی به مدت سه دهه نخست‌وزیر این کشور بود. وی زمانی که از این سمت کناره‌گیری کرد، جزیره کوچک سنگاپور را از لحاظ اقتصادی به طور کامل متحول کرده و این کشور را «واحه‌ای جهان اولی در منطقه جهان سومی» می‌خواند.
 
به نوشته روزنامه نیویورک‌تایمز،‌ البته وی که خود را بدون «ایدئولوژی» می‌‌خواند، از سوی محافل حقوق بشری به دلیل محدود کردن آزادی‌های عمومی و حکومت شبه‌خودکامه، مورد انتقاد بود. سال 2011 یعنی زمانی که مردم سنگاپور علیه حزب عمل خلق، یعنی حزب حاکم رأی دادند، به عنوان پایان عمر سیاسی آقای لی خوانده می‌شود. وی در آن سال از سمتی که اختصاصا تحت عنوان «وزیر مشاور» برای او تعریف شده بود، کناره‌گیری کرده و از صحنه سیاسی دور شد.
 
امروز در پی مرگ نخست‌وزیر اسبق سنگاپور، «لی هسین لونگ» نخست‌وزیر کنونی این کشور یک هفته عزای عمومی اعلام کرده و قرار است در این رابطه سخنرانی کند. همچنین پرچم ساختمان‌های دولتی این کشور به احترام آقای لی به حالت نیمه افراشته درآمده است.
[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:1 ] [ جوینده ]

 نتانیاهو بر سر ایران

بنیامین نتانیاهو چهار ساعت پیش از ترک واشنگتن، حدود ساعت ۱۱ صبح سه شنبه به وقت محلی در کنگره حاضر خواهد شد تا علیه توافق هسته‌ای احتمالی با ایران نطق جنجالی‌اش را ایراد کند

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، شش سالی هست که برای مقابله با برنامه اتمی ایران به هر دری زده؛ تهدید به بمباران مراکز هسته‌ای ایران کرده، برای تشدید تحریم‌های ایران لابی کرده، و حتی درگیر جنگ لفظی پراکنده با دولت باراک اوباما شده است.

آقای نتانیاهو در ادامه کارزار خستگی ناپذیرش علیه «توافق اتمی بد با ایران» از این هفته در اقدامی بی‌سابقه وارد یک میدان مین خطرناک به نام عرصه سیاسی آمریکا می‌شود. او به دعوت اختصاصی دوستان جمهوریخواه خود به واشنگتن سفر می‌کند تا با نطقی جنجالی در کنگره، یکی از مهم‌ترین ابتکارات دیپلماتیک رییس جمهوری آمریکا را به چالش بکشد، اقدامی که می‌تواند قمار سیاسی و استراتژیک بزرگی برای وی و اسرائیل باشد.

این در حالیست که در اسرائیل از نتانیاهو به عنوان سیاستمداری محتاط یاد می‌شود که در پرهیز از تصمیمات خطرناک تخصص دارد. حدود دو هفته پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی اسرائیل اما نخست وزیر «محتاط» و رهبر حزب راستگرای لیکود، نه فقط در واشنگتن وارد یک نبرد نامتقارن با دولت اوباما شده، بلکه به نظر می‌رسد رهبران حزب دموکرات در کنگره را نیز به شدت از خودش رنجانده باشد.

نری زیلبر، کار‌شناس موسسه مطالعات خاور نزدیک در واشنگتن، معتقد است آقای نتانیاهو قصد دارد با ایراد سخنرانی بحث برانگیزی در کنگره، مساله اتمی ایران را در صدر اخبار جهان قرار بدهد.

او به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «نتانیاهو همچنین می‌خواهد در برابر توافق اتمی احتمالی بین آمریکا و ایران، موضع سازش ناپذیری اتخاذ کند.»

مئیر داگان، رییس سابق موساد

اعضای کنگره برای نتانیاهو کف خواهند زد اما قدرت در دست رییس جمهور است. نتانیاهو در این سفر چه نتیجه‌ای خواهد گرفت؟ من درک نمی‌کنم. چه هدفی دارد؟ برایش کف بزنند؟ این سفر یک شکست پیش بینی شده است.

اوری نیر، سخنگوی گروه یهودی صلح اکنون در آمریکا اما برنامه سخنرانی نتانیاهو را دخالت آشکار در سیاست داخلی ایالات متحده ارزیابی می‌کند.

آقای نیر به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «بنیامین نتانیاهو با حزب جمهوریخواه در کنگره علیه رییس جمهوری آمریکا متحد شده. این کار هم در داخل کنگره اختلاف انداخته و هم بین کنگره و کاخ سفید شکاف ایجاد کرده است.»

هشدار رییس سابق موساد

بنیامین نتانیاهو اخیرا در صفحه فیس‌بوک خود اعلام کرده بود که به آمریکا سفر خواهد کرد تا «موضع اسرائیل را به گوش همگان برساند که توافق هسته‌ای خام باعث خواهد شد که ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.»

برنامه هسته‌ای که ایران بر صلح آمیز بودن آن تاکید دارد از نظر نخست وزیر اسرائیل خطری جدی علیه موجودیت کشورش است. با این حال، شگرد جنجالی آقای نتانیاهو در کشورش در بین طیف میانه‌رو و چپ منتقدان زیادی دارد.

تل اشنایدر، وبلاگ نویس ساکن تل آویو، به بی‌بی سی فارسی می‌گوید: «کل جامعه یهودیان آمریکا، رسانه‌های آمریکا، بخشی از مطبوعات اسرائیل و ستون نویسان مطرح اسرائیل درک نمی‌کنند که نتانیاهو چرا دارد این کار را انجام می‌دهد.»

خانم اشنایدر می‌افزاید: «او در کنفرانس خبری شرکت نمی‌کند. مصاحبه‌ای نمی‌دهد تا کارش را توجیه کند. فقط حرف‌های تکراری گذشته را تکرار و ایران، ایران می‌کند.»

مئیر داگان، رییس سابق سازمان موساد اخیرا در مصاحبه‌ای به روزنامه یدیعوت آحارونوت گفته است، درگیری شدن با باراک اوباما فقط می‌تواند رییس جمهوری آمریکا را به مصالحه با ایران مصمم‌تر کند.

آقای داگان می‌گوید: «با رفتاری که (نتانیاهو) با دولت اوباما داشته است، او دو دستی برای دولت آمریکا این انگیزه را ایجاد کرده که سریع‌تر به توافق دست پیدا کند. اوباما چطور می‌تواند توجیه کند که به توافق دست پیدا نخواهد کرد؟ اینکه نتانیاهو بر او غلبه کرده است؟ یا جمهوریخواهان بر او غلبه کردند؟»

وی می‌افزاید: «اسرائیل می‌توانست از آمریکا تضمین بگیرد که اگر ایران توافق هسته‌ای را نقض کند، ایالات متحده علیه ایران دست به اقدام نظامی بزند. اما حالا که روابط به این صورت درآمده بعید است که چنین تضمینی را بتوان کسب کرد.»

جان بینر،‌ رییس جمهوریخواه مجلس نمایندگان (راست)‌ بدون اطلاع باراک اوباما و دموکرات ها،‌ نتانیاهو را برای نطق به کنگره دعوت کرده است

سفری ۴۸ ساعته

اوری نیر، فعال صلح چپگرا در واشنگتن

نتانیاهو عمیقا معتقد است که اولین و مهم‌ترین ماموریتش به عنوان رهبر اسرائیل، نجات اسرائیل از هولوکاست دیگریست. فکر می‌کنم واقعا معتقد است ایران اتمی امکان هولوکاست دوم و سقوط اسرائیل را به وجود خواهد آورد. بنابراین نقش تاریخی خودش را دفاع از اسرائیل در برابر یک چنین سرنوشت فاجعه آمیزی می‌داند.

سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا بسیار کوتاه خواهد بود. او یکشنبه حدود ساعت پنج عصر به واشنگتن می‌رسد و قرار است صبح دوشنبه در اجلاس سالانه گروه لابی بانفوذ کمیته روابط عمومی آمریکا‌ و اسرائیل (آیپک) سخنرانی کند.

وی بعد از ظهر سه شنبه، عازم اسرائیل خواهد شد اما چهار ساعت پیش از ترک واشنگتن، حدود ساعت ۱۱ صبح سه شنبه به وقت محلی در کنگره حاضر خواهد شد تا علیه توافق هسته‌ای احتمالی با ایران نطق جنجالی‌اش را ایراد کند.

تریبون کنگره را جان بینر، رییس جمهوریخواه مجلس نمایندگان و منتقد سرسخت باراک اوباما، بدون مشورت با دموکرات‌ها یا اطلاع قبلی کاخ سفید، در اختیار بنیامین نتانیاهو قرار داده است.

گروه آیپک که به هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه رابطه بسیار نزدیکی دارد تا به حال در مورد سفر نخست وزیر اسرائیل سکوت اختیار کرده است.

نری زیلبر، کار‌شناس موسسه مطالعات خاور نزدیک واشنگتن می‌گوید آیپک از برنامه نطق جنجالی نتانیاهو در کنگره بی‌اطلاع بوده است.

او می‌گوید: «آیپک در دعوت بنیامین نتانیاهو به واشنگتن دخالتی نداشت و از قصد او برای نطق در کنگره درباره مساله ایران بی‌اطلاع بوده است. فکر کنم آیپک در رایزنی‌های پشت پرده خود تلاش خواهد کرد صدمات احتمالی به این گروه را به حداقل برساند.»

مخالفان نتانیاهو معتقدند که او به خاطر منافع سیاسی کوتاه مدت و جذب رای راستگرایان در انتخابات امسال دست به چنین اقدام بی‌سابقه‌ای زده است. اما گروهی دیگر بر این باورند نخست وزیر اسرائیل در عین حال به خطرناک بودن برنامه اتمی‌ ایران اعتقاد راسخ دارد و مقابله با آن را رسالت تاریخی خود می‌داند.

اوری نیر می‌گوید: «نتانیاهو عمیقا معتقد است اولین و مهم‌ترین ماموریتش به عنوان رهبر اسرائیل، نجات اسرائیل از هولوکاست دیگریست. فکر می‌کنم واقعا معتقد است ایران اتمی امکان هولوکاست دوم و سقوط اسرائیل را به وجود خواهد آورد. بنابراین نقش تاریخی خودش را دفاع از اسرائیل در برابر یک چنین سرنوشت فاجعه آمیزی می‌داند.»

انگیزه آقای نتانیاهو از نطق روز سه شنبه در کنگره هر چه باشد، رییس سابق موساد این کار را یک اشتباه بزرگ استراتژیک توصیف کرده و مانند بسیاری از ناظران، درگیر شدن علنی با باراک اوباما و رنجاندن حدود نیمی از اعضای کنگره که دموکرات هستند را موثر‌ترین راه مقابله با برنامه اتمی ایران نمی‌داند.

مئیر داگان در مصاحبه‌اش با پرفروش‌ترین روزنامه اسرائیل گفته است: «اعضای کنگره برای نتانیاهو کف خواهند زد اما قدرت در دست رییس جمهور است. نتانیاهو در این سفر چه نتیجه‌ای خواهد گرفت؟ من درک نمی‌کنم. چه هدفی دارد؟ برایش کف بزنند؟ این سفر یک شکست پیش بینی شده است.»

[ دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:57 ] [ جوینده ]

هارون مونس در استرالیا دنبال چه بود؟

گزارشی که جزئیات آن روز ۲۳ فوریه اعلام شد در سه بخش و دو ضمیمه است و تمام زوایای شخصیتی محمد حسن منطقی و بحران گروگانگیری را می‌کاود تا نشان دهد چگونه چنین حادثه‌ای شکل گرفته و آیا دستگاه‌های امنیتی قادر بودند از وقوع آن جلوگیری کنند یا نه. در پی انتشار این گزارش، نخست‌وزیر استرالیا از تغییر سیاست‌های مهاجرتی در این کشور خبر داد.

ورود با ویزای تجاری

هارون مونس در سال ۱۹۹۶ میلادی همسر و دو فرزند خود را در ایران جا می‌گذارد و با ویزای تجاری به استرالیا می‌آید. با قدم گذاشتن در خاک استرالیا بلافاصله تقاضای پناهندگی می‌کند و پس از ۸ سال تابعیت استرالیا را به دست می‌آورد. مونس در تمام سال‌های اقامت در استرالیا به جز دوره کوتاهی در سال ۲۰۰۰ که در ایالت استرالیای غربی زندگی می‌کرده، مابقی زندگی خود را در شهر سیدنی گذرانده است. در این شهر ۱۷ بار محل اقامت خود را تغییر داده و گاه تنها چهار یا پنج روز را در یک نشانی زندگی کرده بود.

در سال ۱۹۹۹ میلادی تشکیلاتی تحت عنوان دفتر آیت‌الله منطقی بروجردی برای آموزش و ترویج امور معنوی و فعالیت‌های خیریه دایر می‌کند اما دو سال بعد تشکیلات دیگری با هدف یاری رسانی به کودکان و زنان به ثبت می‌رساند. از جمله برنامه‌های تشکیلات جدید که به نام IISIO معرفی شده ارائه اطلاعات در زمینه توسعه فعالیت‌های فرهنگی، علمی، فنی، آموزشی، سیاسی و امنیتی بوده است. پس از IISIO شش بار دیگر نیز در سال‌های مختلف اقدام به راه‌اندازی انجمن‌های دیگر می‌کند ولی هر بار پس از دو یا سه سال به فعالیت آن‌ها پایان می‌دهد. از جمله آن‌ها تشکیلاتی‌ست به نام "حزب‌الله استرالیا" که آن را در سپتامبر ۲۰۰۹ راه می‌اندازد اما در دسامبر ۲۰۱۱ آن را تعطیل می‌کند.

محمدحسن منطقی از سال ۱۹۹۶ که به استرالیا می‌آید تا شش سال بعد با همین نام شناخته می‌شود و با همین نام تقاضای شهروندی استرالیا می‌کند اما دو سال مانده به دریافت تابعیت استرالیایی در سپتامبر سال ۲۰۰۲ نام جدیدی برای خود انتخاب می‌کند. نام جدید او "مایکل هیسون موروث" است. مایکل تا چهار سال بعد با همین نام باقی می‌ماند اما در نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی یکبار دیگر نام خود را تغییر می‌دهد. این بار "من هارون مونس"، نامی که گروگانگیر کافه لینت با آن شناخته می‌شود.

محمد حسن منطقی چند ماهی پس از آن که با نام مایکل هیسون موروث در شهر سیدنی زندگی می‌کرده با "نولین هیسون پال" آشنا می‌شود. گزارش‌ها نشان می‌دهد روابط مایکل و نولین دستخوش تلاطم‌های بسیاری بوده و در مرکز این درگیری‌ها موضوع حضانت فرزندان‌شان قرار داشته است.

حجت‌الاسلام یا عضو فرقه احمدیه؟

اما این همه داستان نیست. محمد حسن منطقی در زمان ورود به استرالیا خود را روحانی شیعه و حجت‌الاسلام معرفی می‌کند. وقتی تقاضای پناهندگی خود را می‌نویسد اظهار می‌کند که عضوی از فرقه احمدیه است؛ فرقه‌ای اسلامی که به دلیل ادعای مهدویت میرزا غلام احمد، بنیانگذار آن، در میان شیعیان و سنی‌ها به‌عنوان فرقه‌ای ارتدادی شناخته می‌شود. با این همه، وقتی نام خود را به مایکل هیسون موروث تغییر می‌دهد به سازمان امنیت داخلی استرالیا خبر می‌دهد که دیگر کسوت روحانیت را کنار گذاشته و از این به بعد به‌عنوان یک سکولار زندگی خواهد کرد.

زندگی سکولار مایکل دوام چندانی ندارد و چهار سال بعد وقتی نام مایکل به هارون مونس تغییر می‌کند، این‌بار عنوان شیخ را به نام هارون اضافه می‌کند تا حجت‌الاسلام سابق با نام تازه در جامعه مسلمانان استرالیا هوادارانی برای خود دست و پا کند. تغییرات متوقف نمی‌شود. این‌بار برای آخرین مرتبه شیخ هارون مذهب خود را از تشیع به تسنن عوض می‌کند و به منتقد جدی راه و رسم شیعیان تبدیل می‌شود.

گزارش دفتر سروزیر ایالتی جزئیات دیگری از زندگی هارون مونس را نیز در بر دارد. در بخشی از گزارش آمده که هارون مونس در ۱۴ سال از دوران ۱۸ ساله اقامتش در استرالیا هیچگاه سفری به خارج از این کشور نداشته اما در فاصله چهار ساله میان ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ میلادی شرایط تغییر می‌کند و ۲۱ بار به سفر می‌رود. ده سفر به مقصد بانکوک بوده، همگی کمتر از یک هفته و گاهی تنها یک روز. یک بار هم در کمتر از دو روز به لندن سفر می‌کند اما کسی نمی‌داند این سفرهای کوتاه به چه منظوری صورت گرفته‌ است. در همان دوره سفرهای پی در پی مکاتبات او نیز اوج می‌گیرند و به بسیاری از جمله ملکه بریتانیا، پاپ، سیاستمداران داخلی و خارجی و بلاخره خانواده‌های سربازان استرالیایی کشته شده در افغانستان نامه می‌نویسد. وقتی خانواده‌های سربازان استرالیایی از مکاتبات او به دادگاه شکایت می‌برند پای هارون مونس به دادگاه‌های سیدنی باز می‌شود.

اتهام 'آزارهای جنسی'

همزمان با همین دادگاه‌ها در سال ۲۰۰۹ پلیس فدرال استرالیا نیز تحقیقات تازه‌ای درباره دست داشتن هارون در قتل نولین، همسر سابقش، و ارتکاب آزارهای جنسی متعدد آغاز می‌کند. دادگاه به اتهامات هارون مونس رسیدگی می‌کند و دو بار در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ او را گناهکار می‌شناسد. با این‌حال دادگاه به هارون امکان می‌دهد تا به قید وثیقه آزاد بماند.

در دوره‌ای که محمدحسن منطقی دیروز و هارون مونس وقت مرتب در دادگاه‌ها حضور پیدا می‌کند مشخص می‌شود دچار روان‌پریشی‌ست. همین اختلال روانی دو بار در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ او را به بیمارستان می‌کشاند و در آنجا بستری می‌شود. گزارش‌های پزشکی بعدی که به تایید روانپزشک ارشد دولت ایالتی رسیده‌، نشان می‌دهد گرچه هارون مونس از وضعیت روانی ناپایداری برخوردار است اما شرایط او تهدیدی برای زندگی خود و دیگران به بار نخواهد آورد. سازمان امنیت داخلی استرالیا نیز همین نظر را درباره هارون مونس دارد. اما حالا گزارش دفتر سروزیر ایالت می‌گوید در فاصله ده سال از ۱۱ می ۲۰۰۴ تا ۱۲ دسامبر ۲۰۱۴ دستگاه‌های امنیتی و پلیس استرالیا ۴۱ مورد تحقیق درباره فعالیت‌های هارون مونس داشته‌اند. شگفت‌انگیز این که تنها در فاصله سه روز از ۹ تا ۱۲ دسامبر سال گذشته دفاتر پلیس ایالتی ۱۸ مورد پیام تلفنی و ایمیل درباره فعالیت‌های مشکوک هارون دریافت کرده‌اند اما نظر پیشین درباره بی دردسر بودن هارون پابرجا می‌ماند. سه روز پس از آخرین پیام هارون مونس به کافه لینت می‌رود و کلید گروگانگیری در آنجا زده می‌شود.

ساعت هشت و ۳۳ دقیقه صبح روز ۱۵ دسامبر هارون با نشان دادن اسلحه از کارمندان و مشتریان کافه لینت می‌خواهد تا درها را قفل کنند و در داخل کافه باقی بمانند.

درخواست پلیس ایران برای استرداد

محمدحسن منطقی که در فاصله سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ به‌عنوان نگهبان آموزش دیده بود پس از دریافت مجوز حمل اسلحه می‌توانسته در زمان کار مسلح باشد اما در با تغییر قانون دریافت مجوز در سال ۲۰۱۲ از تمدید مجوز خود صرف‌نظر می‌کند. پلیس استرالیا می‌گوید اسلحه‌ای که هارون از آن برای گروگانگیری استفاده کرده، به‌طور قانونی متعلق به خود او نبوده ولی هارون آن را از بازار نیمه‌رسمی اسلحه تهیه کرده بوده است. تیری که از آن اسلحه شلیک شد توری جانسون مدیر کافه لینت را از پای درآورد.

در گزارش گفته شده که اگر هارون مونس همین امروز با شرایط اولیه خود وارد استرالیا می‌شد باز هم می‌توانست شهروندی استرالیا را کسب کند. سه دلیل مهمی که گزارش به آن توجه کرده عبارتند از سهل‌انگاری پلیس استرالیا، حمایت سازمان عفو بین‌الملل از محمدحسن منطقی، و بی‌توجهی سازمان امنیت داخلی استرالیا به پیام‌های هشداردهنده درباره هارون مونس.

در سال ۲۰۰۱، پنج سال پس از ورود محمدحسن منطقی به استرالیا، پلیس اینترپل به درخواست پلیس ایران تقاضای استرداد او را به پلیس استرالیا ارائه می‌دهد. پلیس ایران اعلام کرده بوده که محمدحسن منطقی به دلیل کلاهبرداری تحت تعقیب است. ۵ ماه بعد در سپتامبر ۲۰۰۱ وقتی درخواست‌های پلیس استرالیا برای دریافت اطلاعات بیشتر از پلیس ایران به نتیجه نمی‌رسد درخواست استرداد محمد حسن منطقی در استرالیا نادیده گرفته می‌شود. در عوض، نامه عفو بین‌الملل در حمایت از او به جریان می‌افتد و یک‌سال بعد در سپتامبر ۲۰۰۲ محمد حسن منطقی تابعیت استرالیا را به دست می‌آورد. گزارش می‌گوید اگر سازمان امنیت داخلی استرالیا به ۱۸ پیام هشدار دهنده‌ای که تا سه روز مانده به واقعه برای آن‌ها ارسال شده بود ترتیب اثر می‌دادند گروگانگیری روز ۱۵ دسامبر در کافه لینت اتفاق نمی‌افتاد.

محمدحسن منطقی، مایکل هیسون موروث و عاقبت من هارون مونس، مردی با سابقه روان‌پریشی ۱۷ ساعت زندگی در استرالیا را به گروگان خود درآورد و رسانه‌ها را به مرکز خرید مارتین سیدنی کشاند، جایی که هنوز دسته‌گل‌های مردم برای یادبود توری جانسون و کاترینا داوسون در کنار کافه لینت دیده می‌شود.

[ دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:48 ] [ جوینده ]

امید کوکبی کیست؟

توانا-امید کوکبی، دانشجوی فوق دکترای فیزیک اتمی در دانشگاه آستین تگزاس بود که در فرودگاه و در هنگام خروج از کشور، در بهمن ۸۹ بازداشت شد. جرم او در هنگام بازداشت "تجمع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی  کشور" عنوان شد.

او که متولد سال ۱۳۶۱ در گنبدکاووس بوده و سنی مذهب است، با رتبه ۳۹ در دانشگاه صنعتی شریف قبول شد و مدرک کار‌شناسی خود را در دو رشته فیزیک و مهندسی مکانیک از آنجا دریافت کرد. سپس برای ادامه تحصیل  در مقطع کار‌شناسی ارشد و دکترا به خارج از  کشور رفت و دکترای خود را در رشته فیزیک اپتیک و فوتونیک در دانشگاه بارسلون اسپانیا به اتمام رساند. این دانشجوی ترکمن ایرانی نهایتا در سال ۸۹ به دعوت دانشگاه آستین  تگزاس به آمریکا رفت تا تحقیقات فوق دکترای خود را در آنجا ادامه دهد. چون رشته تحصیلی او  در صنایع اتمی کاربرد زیادی دارد،در طی این سال‌ها مدام از طرف مقامات امنیتی دعوت به همکاری در پروژه‌های اتمی شد. او  تمام این دعوت‌ها را به دلیل عدم تمایل شخصی رد کرد. کوکبی استدلال می‌کند که همین مساله موجب بازداشت و زندانی شدن وی شده است.

بازداشت و زندان

امید کوکبی ۳۶ روز را در ایام بازجویی در انفرادی به سر برد. وی در نامه‌ای که به دوست و هم دانشگاهی سابق خودش- علی شریفی- نوشته است، درباره اتهامات خود توضیح می‌دهد که در ابتدا به او اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" را زده بودند اما در ‌‌نهایت به اتهام "ارتباط با دولت متخاصم آمریکا" به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. او درباره این حکم سنگین می‌گوید: «این حکم ۱۰ ساله حبس نه برای خطای رفته از کسی، بلکه تنبیهی است برای کسی که حاضر نشده به خاطر اعتقادش به "آزادی انتخاب شخصی برای برگزیدن مسیر زندگی‌اش،" در داخل سیستم امنیتی و نظامی، علی رغم ارائه انگیزه‌های مالی و فنی فراوان آن، مشغول به کار شود ». وی همچنین به پیشنهادات فراوانی اشاره می‌کند که از سوی سازمان‌های نظامی و امنیتی به او ارائه شد و او به دلیل اینکه تمایلی به همکاری در پروژه‌های طبقه بندی شده و دولتی نداشت، آن‌ها را رد کرد. وی در این نامه از آخرین پیشنهادی می‌گوید که در صبح روز بازداشتش در سازمان انرژی اتمی ایران صورت گرفت. وی با معاون رییس سازمان دیداری داشت و دوباره از او دعوت به همکاری شد. کوکبی بنا به گفته خودش‌‌ همان پاسخ‌های همیشگی را داد و دعوت را رد نمود. وی در این نامه به سه مرحله دعوت به همکاری در داخل زندان اشاره می‌کند. او می‌گوید که حتی یکبار ماموران امنیتی با مراجعه به منزل پدرش در گنبدکاووس، از پدر و مادر وی می‌خواهند که وی را راضی به همکاری در پروژه‌های اتمی نظام کنند و دوباره با پاسخ منفی او رو به رو می‌شوند.

امید کوکبی در حالی که دوران زندان را سپری می کرد، به اتهام"تحصیل مال از راه نامشروع " به ۹۱ روز حبس دیگر محکوم شد. این حکم بدون برگزاری دادگاه به وی داده شد.

او در نامه دیگری که اینبار خطاب به رییس قوه قضاییه، آیت الله صادق لاریجانی نوشته شده است،درباره روند بازجویی‌های خود توضیحاتی را ارائه داده و خواستار تشکیل دادگاهی عادلانه و امکان دفاع از خود می‌شود. او در بخشی از نامه درباره سوء استفاده بازجویان از احساسات عاطفی او نسبت به خانواده‌اش اینگونه می‌گوید:« بازجویان می‌دانستند که من وابستگی عمیق و شدید عاطفی به خانواده‌ام و خصوصاً پدر و مادر رنج کشیده‌ام دارم پدر و مادرم با آنکه از طبقه‌ای محروم در شهرستانی دوردست بوده‌اند... حتی شنیدن یک کلمه درباره بیماری و بستری شدن آن‌ها، آن هم بخاطر وضعیت من در شرایط سلول انفرادی و ترس و بلاتکلیفی، مرا دچار عدم تعادل و تسلیم پذیری شدید می‌کرد... (اولین تماسم با خانواده‌ام ۲۴ روز پس از بازداشت پس از تحمل مانور‌ها و فشارهای روانی فراوان بازجویان و کسب خشنودی آن‌ها برقرار شد که کمتر از ۲ دقیقه طول کشید). وقتی مشاهده می‌کردم که هر وقت مطالبی را که بازجویان دوست دارند می‌نویسم و یا آنچه آن‌ها دیکته می‌کنند مکتوب می‌کنم، روند تحقیق سریع‌تر و با فشار کمتری پیش می‌رود، تهدید و ارعاب کمتر است، بطور خودبخودی به این نتیجه رسیدم که مطالبی بنویسم که خوشایند بازجویان باشد و در بسیاری مواقع خودم برای جلب رضایت و خشنودی بازجویان آنچه را فکر می‌کردم آن‌ها دوست دارند یا دیکته می‌کنند، می‌نوشتم. در آن لحظه نمی‌توانستم فکر کنم و نمی‌دانستم این مطالب چه عواقب سنگینی ممکن است داشته باشد».

واکنش ها به بازداشت امید کوکبی

در واکنش‌هایی که به بازداشت و زندانی شدن امید کوکبی صورت گرفت، می‌توان به نامه جمعی از دانشمندان و برندگان جایزه نوبل به آیت الله خامنه‌ای اشاره کرد. این دانشمندان، در این نامه، امید کوکبی را از اتهامات ارتباط با دولت متخاصم و کسب درآمد از طریق نامشروع مبری و پاک دانستند. اینان در این نامه اشاره کردند که وی صرفا پژوهشگری جوان و در حال تحصیل بوده است. درباره اتهام مالی کوکبی نیز در این نامه اینگونه آمده است: «ایشان به خاطر همکاری در امر آموزش، کمک‌ هزینه می‌گرفتند که به طور معمول به تمامی دانشجویان سال اول دوره دکترا، چه آمریکایی و چه غیرآمریکایی، توسط دانشگاه تگزاس داده می‌شود و این کمک‌هزینه از طرف دولت آمریکا یا دیگر بنگاه‌ها نیست».

در یک نامه دیگر نیز، ۳۱۹ دانشجو و دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف، نسبت به وضعیت امید کوکبی اظهار نگرانی کردند و اشاره کردند که کوکبی نویسنده ۷ مقاله تخصصی فیزیک در نشریات دانشگاهی است و در ۱۶ سمینار علمی آنها را ارائه داده است. آن‌ها از رییس قوه قضاییه خواستند تا کوکبی حق انتخاب وکیل داشته باشد و در ضمن بر اساس اصل برائت قبل از برگزاری دادگاه به دانشگاه محل تحصیل خود برگردد.

آخرین وضعیت امید کوکبی

"صفربی بی‌حق نظری" مادر امید کوکبی درباره وضعیت پسرش در زندان، از مشکلات جسمی او از ناحیه کلیه و معده و در عین حال از پویایی علمی و مطالعاتی فرزندش سخن می گوید. وی اشاره می کند که به رغم سختگیری بسیار مسئولین، امید کوکبی سعی می‌کند خود را از لحاظ علمی به روز نگاه دارد. او می‌گوید:«امید در زندان مشغول تدریس دروس علمی نظیر فیزیک، ریاضی و تدریس زبان های خارجی نظیر انگلیسی، اسپانیایی و فرانسوی به همبندیانش و زندانیان دیگر است. همچنین مشغول مطالعه مقالات و کتاب های علمی نیز است که ما به سختی به دستش می رسانیم، مقالات علمی و کتاب های علمی به سختی و پس از کنترل کامل و طی پروسه طولانی به دستش می رسد. اخیرا مقاله امید در کنفرانس سالانه فیزیک در بیرجند برای سخنرانی پذیرفته شده بود، ولی آنها اجازه ندادند در آنجا حضور پیدا کند. هم اکنون ایشان برای دو کنفرانس دیگر در تهران و شیراز مقاله فرستاده اند و امیدوارند اینبار به او اجازه دهند. همچنین اخیرا جایزه آندره ساخاروف توسط انجمن فیزیک آمریکا به او اهدا شده است.» او درباره وضعیت جسمی فرزندش ادامه می دهد: «هنوز پرونده امید به منوال خود باقی است. با تقاضای مرخصی و درخواست های اعزام برای درمان پزشکی او همچنان مخالفت می شود. وضعیت جسمی او چندان مساعد نیست و از ناراحتی معده و سنگ کلیوی رنج میبرد.»

[ جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 14:42 ] [ جوینده ]

آیا غرب اراده متوقف کردن روسیه را دارد؟

به نظر می رسد شورشیان اوکراین به شدت مسلح هستند

مثل بسیاری دیگر از توافق های آتش بس نگرانی عمده این است که آنچه در منیسک مورد توافق قرارگرفت روی کاغذ بماند.

شتاب و اضطرار برای رسیدن توافق آتش بس در شرق اوکراین و پافشاری بر اجرای آن باعث خواهد شد که مباحث و اختلاف نظرها در آمریکا پیرامون نحوه برخورد با روسیه تشدید شود.

باراک اوباما به ولادیمیر پوتین هشدار داده است که اگر روسیه به اقدامات تعرضی خود در اوکراین ادامه دهد "هزینه های این اقدام برای روسیه افزایش خواهد یافت." اما رییس جمهورآمریکا دقیقا منظورخود را از این هشدار بیان نکرده است. و این موضوع بسیار مهم است.

اختلاف نظر بر سر نحوه کمک تسلیحاتی به اوکراین یکی از محورهای مهم سیاست خارجی باراک اوباما را زیر سئوال برده است.

باراک اوباما می گوید که دولت او هنوز در مورد تسلیح ارتش اوکراین به سلاح های پیشرفته تصمیم نهایی را نگرفته است. ولی در عین حال خاطر نشان کرده که چنین اقدامی محتمل است. او این موضوع را در یک کنفرانس خبری مشترک با آنگلا مرکل صدراعظم آلمان بیان کرد.

اما رهبران آلمان، فرانسه و بریتانیا با ارسال سلاح های آمریکایی برای اوکراین مخالفند. آنها هشدار می دهند که با این اقدام شرایط بد اوکراین، بدتر خواهد شد.

تعداد زیادی از داوطلبان به صفوف واحدهای شبه نظامی اوکراین می پیوندند

در واقع کمتر صاحبنظر و سیاستمداری در اروپا معتقد است که با کمک های تسلیحاتی محدود آمریکا ارتش اوکراین قادر خواهد بود شورشیان و روس هایی را که از آنها حمایت می کنند، شکست بدهد. حداکثر تاثیری که ارسال اسلحه برای اوکراین خواهد داشت این است که پوتین را وادار کند تا مکث کرده و کمی فکر کند.

گزارشی که اخیرا درمحافل سیاسی آمریکا منتشر شده و از باراک اوباما می خواهد در مورد اوکراین سیاست فعالتری اتخاذ کند، در نتیجه گیری خود می نویسد: "غرب توانایی متوقف کردن روسیه را دارد. سئوال این است که آیا غرب اراده لازم برای این کار را هم دارد؟"

این نکته اشاره بسیار خوبی است به یک بحث فلسفی بسیار مهمتر که این روزها کسی فرصت آن را ندارد.

گزارش موسسه پژوهش های استراتژیک بروکینگز که توسط کارشناسان معتبر و ارشد تنظیم شده، یادآوری می کند که اگر غرب اراده خود را به نمایش نگذارد مسلما دولت روسیه از آن بهره برداری خواهد کرد. در بخشی از گزارش موسسه بروکینگز گفته می شود: "تاریخ به وضوح نشان می دهد که تنها راه جلوگیری از تبدیل شدن یک چنین تعرض هایی به یک بحران و کشمکش منطقه ای و حتی بین المللی، مقابله با آن و خنثی کردن آن است."

جان هربست از سفرای سابق آمریکا و یکی از تنظیم کنندگان این گزارش به بی بی سی گفت:"درعرصه زورآزمایی و صحنه نبرد هم باید فشارهایی اعمال شود تا پوتین درک کند که یک توافق دیپلماتیک به نفع او هم خواهد بود. صحبت های او و بیانیه های حکومت روسیه در مورد جمهوریهای بالتیک نشان می دهند که اهداف او فراتر از اوکراین است."

جان هربست افزود:"امروزه بزرگترین خطر برای امنیت ملی آمریکا یک روسیه خودسر و یاغی است که باید آن را متوقف کرد و بهترین جا برای این کار اوکراین است."

وزارت خارجه و وزارت دفاع آمریکا به طور کلی با یافته ها و توصیه های این گزارش موافقند اما باراک اوباما و سوزان رایس مشاور امنیت ملی او هنوز در پذیرش آن اکراه دارند.

شکیبایی استراتژیک

اما در مرکز این مباحث عملی و اضطراری یک موضوع نظری مهم وجود دارد.

سوزان رایس مشاور امنیت ملی باراک اوباما اخیرا یک جمعبندی کامل از محورهای اصلی سیاست خارجی رییس جمهور آمریکا را در قالب یک گزارش منتشر کرده است. این مطلب پوشش و توجه چندانی را جلب نکرد و همین نکته موضوع بسیار مهمی است.

_______________________

تلفات انسانی جنگ اوکراین

۵۴۸۶ نفر در شرق اوکراین کشته و حدود ۱۳ هزار نفر نیز زخمی شده‌اند

این تلفات سقوط هواپیمای مالزی در ژوییه سال ۲۰۱۴ را نیز شامل می شود که در آن ۲۹۸ نفر کشته شدند

ارزیابی می شود که حدود ۵.۲ میلیون نفر در مناطق جنگ زده زندگی می کنند

رقمی حدود یک میلیون نفر، شامل حدود ۱۲۰ هزار کودک در داخل اوکراین آواره شده اند

حدود ۶۰۰ هزار نفر به کشورهای همسایه گریخته‌اند که از این میان بالاترین رقم، حدود ۴۰۰ هزار نفر به روسیه رفته‌اند

منبع: گزارش سازمان ملل متحد، ۶ فوریه ۲۰۱۵

____________________

در شرایطی که جهان با تحولات مهم و بحران های جدی و متعددی روبرو است، این گزارش به حدی آرام و بی دغدغه است که می توان آن را نادیده گرفتن خودخواهانه واقعیت های موجود توصیف کرد.

دکترین اصلی که این گزارش بر آن استوار است "شکیبایی استراتژیک" نامیده می شود. خانم رایس در مورد گمراه شدن توسط تیترهای خبری و سرو صدایی که رسانه ها به راه می اندازند هشدار می دهد.

او می گوید:" به جای اینکه تحت تاثیر تیترهای خبری قرار بگیریم، ما به بررسی تحولات دراز مدت و کنترل آینده متعهد هستیم که فراتر از بحران های موردی و روزمره است و دیدگاهی را دنبال می کنیم که به اعتقاد ما جهان باید و می تواند بر آن مبنا شکل بگیرد."

چنین تحلیلی بسیار منطقی است. خانم رایس به درستی یادآوری می کند که در حال حاضر آمریکا با هیچ تهدیدی جدی که موجودیت آن کشور را به خطر بیاندازد روبرو نیست. او به درستی می گوید که اهمیت هند هر روز بیشتر می شود و رابطه با چین برای آینده جهان و منافع استراتژیک آمریکا موضوع کلیدی است. همچنین به درستی یادآوری می کند که درهای همکاری با روسیه در آینده را باید باز نگاه داشت.

اما خطر در این است که اگر کشور دیگری با یک اراده قوی تر ابتکار عمل در بحران های امروزی را به دست بگیرد، آینده روشنی که خانم رایس آن را توصیف می کند ممکن است از کنترل آمریکا خارج شود.

البته باید یادآوری کرد که مشاور امنیت ملی باراک اوباما در همین جمع بندی به شدت از اقدامات روسیه انتقاد می کند و می نویسد: "سیاست تعرضی روسیه دراوکراین یک بی حرمتی فجیع ومرگبار به موازین و توافق های پایدار است. آمریکا با کمک متحدان خود مجازات های سیاسی و اقتصادی شدیدی را علیه روسیه اعمال می کند و تا زمانی که روسیه این سیاست خود را تغییر ندهد ما به فشارهای خود خواهیم افزود."

دیپلماسی شبیه به معنویات ذن

فشارهایی که سوزان رایس به آنها اشاره می کند تاکنون در قالب تحریم های اقتصادی به روسیه فشار زیادی وارد کرده است. اما با وجود مشخص بودن تاکتیک ها هنوز استراتژی آمریکا دقیقا تعیین نشده است.

وجود یک تمایل به گوشمالی دادن روسیه کاملا قابل فهم است. اما مشخص نیست که هدف از فشارهای آمریکا و متحدان غربی آن کشور وادار کردن پوتین به تجدید نظر در سیاست های خود در ناحیه کریمه و شرق اوکراین است و یا هدف نهایی فشارها مجبور کردن او به کناره گیری از قدرت است.

در واشنگتن که اکثر اوقات تحلیلگران می توانند به قدرت برسند و یا نظر خود را به نهادهای تصمیم گیر القاع کنند، بسیاری از این سیاست خارجی ذن گونه دولت باراک اوباما ناراضی هستند.

گزارش تحقیقاتی موسسه پژوهشی بروکینگز با لحن انتقادی شدید را باید بسیار جدی گرفت چون یکی از بانفوذترین مراکز پژوهشی واشنگتن است. سه مقام بلندپایه سابق در وزارت خارجه و وزارت دفاع، دو سفیر سابق آمریکا در اوکراین، یک نماینده سابق آمریکا در ناتو و فرمانده سابق نیروهای ناتو در اروپا آن را امضا کرده اند.

این افراد کسانی هستند که علاوه بر سابقه خود در گذشته می توانند روی آینده نیز تاثیر گذار باشند. منابع مطلع می گویند که تعداد زیادی از این افراد ممکن است تیم سیاست خارجی و امور دفاعی هیلاری کلینتون را در صورت نامزدی او برای مقام ریاست جمهوری تشکیل دهند.

در گزارش موسسه پژوهشی بروکینگز به باراک اوباما توصیه می شود که بدون درنگ یک میلیارد دلار کمک های تسلیحاتی شامل هواپیماهای بدون سرنشین و موشک های ضد تانک به اوکراین ارسال کند و پدافند ضد هوایی آن کشور را نیز تقویت کند.

جان هربست سفیر سابق آمریکا در اوکراین و یکی از تنظیم کنندگان این گزارش با سیاستمداران تندرو و جنگ طلب آمریکایی تفاوت زیادی دارد. ولی حتی او تاکید می کند که در این مورد مشخص رییس جمهور آمریکا با عدم ارسال اسلحه برای اوکراین مرتکب اشتباه شده است.

او در مصاحبه با بی بی سی گفت:"اکثر مقامات ارشد در دولت آمریکا معتقدند که کمک تسلیحاتی به اوکراین درست است. رییس جمهور محتاطانه برخورد می کند و من این موضوع را درک می کنم. او وارث یک سیاست خارجی دخالت جویانه و جنگ طلبانه ای بوده که به شدت شکست خورده است. به عنوان مثال باراک اوباما برخلاف تمایل خودش و به توصیه مشاورانش در جنگ لیبی دخالت کرد و دیدیم که نتیجه آن فاجعه بار بود. وقتی که نوبت به سوریه رسید باز همان مشاوران به او توصیه کردند که در جنگ دخالت کند ولی او قبول نکرد و من این تصمیم او را ستایش می کنم. اما مشکل این است که او همین منطق را در شرایط و موقعیت های متفاوت به کار می برد. شرایط اوکراین با جنگ داخلی سوریه و یا مورد لیبی فرق می کند. در اوکراین یک رهبری توانا وجود دارد که می خواهد آن کشور را به سوی دموکراسی و اقتصاد بازار آزاد ببرد و یک نیروی متجاوز تمامیت خواه تلاش می کند آنها را له کند."

احتیاط قابل فهم

آنگلا مرکل خواستار احتیاط شده است

شین بیرملی که تا سال ۲۰۱۲ مسئول برنامه ریزی استراتژیک در شورای امنیت ملی ریاست جمهوری آمریکا بوده احتیاط و سئوالات موجود در ذهن رییس جمهور را به خوبی درک می کند. او می گوید:"جزییات این کمک تسلیحاتی مورد بحث برای اوکراین اصلا مشخص نیست. چه تسلیحاتی قرار است به آنها بدهیم؟ آیا علاوه بر تسلیحات باید مستشار و کارشناسان نظامی هم بفرستیم؟ به عنوان مثال برخی به تسلیحات ضد تانک اشاره می کنند ولی این نوع تسلیحات بسیار پیچیده هستند و کاربرد آنها به آموزش نیاز دارد."

او می افزاید :"سئوالات دیگر این است که حمایت تسلیحاتی و آموزشی ما از اوکراین تا چه مدتی ادامه خواهد یافت؟ و آیا همه این کمک ها روی تعادل قدرت نظامی تاثیر خواهد داشت؟ به نظر من کاخ سفید به خوبی این سئوالات را می داند و قبل از هر تصمیم گیری مشخصی برای دخالت مستقیم در این بحران، باید تمام این موارد را ارزیابی کند."

اگر به موارد گذشته برگردیم می بینیم که تلاش های دیپلماتیک موثر و توقف و بن بست در یک درگیری منطقه ای ممکن است جلوی پیشروی بیشتر روسیه را بگیرد. یکی از نمونه های آن جنگ کوتاه مدت با گرجستان بود.

بنابراین مذاکرات و توافق اخیر در مینسک با متوقف کردن زد و خوردها ممکن است به نتیجه مشابهی برسد. متاسفانه در مورد هیچ بحران نظامی نمی توان زمان نقض مجدد آتش بس و یا تداوم آن را پیش بینی کرد. اما در یک چنین شرایطی بالا بردن فتیله اقدامات نظامی هر یک از طرفین ممکن است به گسترش جنگ منجر شود و در آن صورت نیروهای طرفدار روسیه پیشروی بیشتری خواهند کرد. هر چند باید پذیرفت که از زمان مذاکرات قبلی تا مذاکرات منیسک ۲ موقعیت نیروهای طرفدار روسیه بهتر شده و قلمرو تحت کنترل آنها گسترش یافته است.

موضوع بنیادی

درگیریهای خشونت آمیز در شرق اوکراین تشدید شده است

تمام این نکات و جزییات به این دلیل مهم است که موضوع بنیادی در بحران اوکراین این است که غرب از خود چه ارزیابی دارد و آمریکا در صحنه جهانی چگونه رفتار می کند.

به نظر می رسد که دو غریزه دیپلماتیک بسیار معقول یکدیگر را به چالش می کشند.

منطق اولی تاکید می کند که اتحاد کشورهای غربی تنها قدرت موجود در جهان نیست و باید با دیگران با حدی از احترام و دلجویی رفتار کرد و هر کسی را نباید به سرعت دشمن قسم خورده غرب قلمداد کرد.

در مقابل منطق دوم معتقد است که معیارهای حاکم در غرب جهانشمول هستند و در نتیجه دموکراسی و حق تعیین سرنوشت برای همگان است.

درک درست از تاریخ معاصر به ما نشان می دهد که بسیاری در روسیه معتقدند که پس از فروپاشی اتحاد شوروی آن کشور به شدت تضعیف و تحقیر شد. آنها احساس می کنند که حتی امروزه ائتلاف قدرتهای غربی مثل ناتو و یا اتحادیه اروپا از پیشروی خود به سوی حوزه نفوذ روسیه دست برنداشته ومی خواهند حتی اوکراین را که زادگاه مذهب اکثریت مردم روسیه و محل شکل گیری اولین حکومت های مدرن روسیه است، از آنها بربایند.

این احساس و دیدگاه مردم روسیه خود را نه متجاوز بلکه مورد تجاوز می داند.

ولی در عین حال باید با دیدگاه و نیاز مردم اوکراین هم همدلی کرد که احساس می کنند سرنوشت و آینده آنها به اروپا وابسته است. آنها می خواهند به اتحادیه اروپا بپیوندند و برای دفاع از این حق خود حتی حاضرند کشته شوند.

طعنه تاریخ در این است که در همین حال برخی از احزاب اروپایی خواستار خروج کشور خود از اتحادیه اروپا هستند.

در پایان باید گفت که باراک اوباما نمی تواند به این معمای بنیادی که در بحران اوکراین نهفته، پاسخ دهد و حل تاریخی این معضل چیزی فراتر از آن است که آن را به اکراه و یا احتیاط اوباما نسبت بدهیم.

[ دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 10:17 ] [ جوینده ]

حکم جلب رئیس جمهور آرژانتین را تنظیم کرده بود'

 

مدارک پرونده مرگ آلبرتو نیسمان به دفتر ویویانا فین منتقل می شود

سرپرست تحقیقات درباره مرگ مشکوک آلبرتو نیسمان، دادستان ارشد آرژانتینی که درباره پرونده بمبگذاری آمیا تحقیق می کرد، می گوید که این دادستان پیش نویس حکمی را برای دستگیری رئیس جمهور این کشور تنظیم کرده بود.

آقای نیسمان، کریستینا فرناندز رئیس جمهور و هکتور تیمرمن وزیر خارجه را متهم کرده بود سعی داشته اند نقش مقام های ایرانی را در بمبگذاری مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس پنهان کنند.

هر دو مقام مکررا این اتهام را رد کرده اند. ایران هم اتهام دخالت در بمبگذاری سال ۱۹۹۴ که منجر به مرگ ۸۵ نفر شد را رد می کند.

جسد آقای نیسمان درحالی پیدا شد که جای یک گلوله در سرش پیدا بود. هنوز معلوم نیست که آیا او کشته شده یا خودکشی کرده است.

ویویانا فین سرپرست تحقیقات درباره مرگ آلبرتو نیسمان گفت که سند ۲۶ صفحه ای حکم جلب در یک سطل زباله در مجتمع آپارتمانی محل زندگی آقای نیسمان پیدا شد.

این سند همچنین خواستار بازداشت هکتور تیمرمن وزیر خارجه آرژانتین و چند سیاستمدار هوادار رئیس جمهور می شود.

وجود پیش نویس حکم جلب را اولین بار روزنامه آرژانتینی کلارین در روز یکشنبه فاش کرده بود. کلارین نوشته بود که این حکم در ماه ژوئن ۲۰۱۴ تنظیم شده بود شش ماه قبل از آنکه نیسمان، فرناندز را متهم کند.

دولت در واکنش آن گزارش را "زباله" خوانده بود.

خانم فین ابتدا پس از انتشار گزارش کلارین، وجود چنین سندی را رد کرده بود اما سه شنبه صبح در یک رادیوی آرژانتینی گفت:‌ "باید از این کلمات استفاده می کردم: مشهود است که یک پیش نویس وجود داشته."

او در پاسخ به خبرنگاران گفت تحت فشار دولت خانم دی کرشنر نبوده است.

گفته می شود که پیش نویس حکم جلب که در مجتمع آپارتمانی محل زندگی آقای نیسمان پیدا شده بخشی از گزارش ۳۰۰ صفحه ای که آقای نیسمان چند روز پیش از مرگش تسلیم دادگاه فدرال کرده بود نبوده است.

خانم فرناندز هم اکنون در بازدید از چین به سر می برد و در باره این خبر اظهار نظر نکرده است.

جسد آقای نیسمان روز ۱۸ ژانویه در حمام خانه اش پیدا شد درحالی که جای یک گلوله در سمت راست سرش پیدا بود و در کنارش یک اسلحه کالیبر ۰.۲۲ و یک پوکه افتاده بود.

آقای نیسمان در روز مرگش قرار بود در مورد یافته هایش در کنگره آرژانتین شهادت دهد.

محققان ابتدا گفتند که تصور می شود آقای نیسمان خودکشی کرده باشد، اما بعدا گفتند که نمی توانند احتمال قتل یا قرار دادن نیسمان در حالتی که به سر خود شلیک کرده باشد را مردود بدانند.

خانم فرناندز گفته که به اعتقاد او مرگ آلبرتو نیسمان خودکشی نبوده اما آن را بخشی از یک توطئه برای بدنام کردن دولت خوانده است.

او ماموران سابق امنیتی را متهم به سوءاستفاده از آقای نیسمان برای اتهام زدن به رئیس جمهور و بعد قتل او کرده است.

خانم فرناندز همچنین طرحی را برای انحلال دستگاه های امنیتی و ایجاد دستگاه های تازه اطلاعاتی اعلام کرد.

 

 

[ چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:21 ] [ جوینده ]

آمریکایی انقلابی و روایت ندامتش از اعتماد به آیت‌الله خمینی

ریچارد فالک: آیت الله خمینی حرفمان را قطع کرد و گفت این یک انقلاب ایرانی نیست. اسلامی است؛ برای تمام جهان اسلام اهمیت دارد.

در بین آمریکایی‌هایی که به انقلاب ایران خوش بین بودند و از آن حمایت می‌کردند، شاید هیچ کس به اندازه ریچارد فالک، استاد برجسته حقوق بین الملل دانشگاه پرینستون، به معنی واقعی کلمه به آیت‌الله خمینی اعتماد نکرده و از این کار پشیمان نشده باشد.

پروفسور فالک می‌گوید که بعضی دانشجویان ایرانی‌ را می‌شناخت که در زندان‌های شاه به دست ساواک شکنجه شده بودند؛ به همین خاطر، او در دهه ۱۹۷۰ میلادی به شدت در عرصه حقوق بشر ایران فعال شده بود.

با بالا گرفتن اعتراضات ضد سلطنتی، ریچارد فالک هم به موج انقلاب پیوست. او و دو فعال آمریکایی دیگر در اواسط دی ماه ۵۷ برای مشاهده وقایع ایران به تهران می‌روند و به نشانه همبستگی با خواسته‌های مردم، در تظاهراتی هم شرکت می‌کنند.

آن‌ها سپس در نوفل لوشاتوی فرانسه به دیدار آیت الله خمینی می‌روند و جلسه پرسش و پاسخ مفصلی با رهبر انقلاب برگزار می‌کنند.

شور و هیجان مردم معترض و دیدار با رهبر انقلاب این حقوقدان بین المللی را چنان تحت تاثیر قرار داد که پس از بازگشت به آمریکا، قلم را برداشت و مقاله‌ای تحت عنوان «اعتماد به خمینی» در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رساند که در آن ضمن دفاع از آیت الله خمینی، پیش بینی کرد که انقلاب ایران «الگوی به شدت مورد نیاز حکمرانی رئوفانه برای یک کشور جهان سوم را به ما عرضه کند.»

از قضای روزگار، مقاله روزی چاپ شد که صادق خلخالی، حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب، در پشت بام مدرسه رفاه در تهران، «اعدام‌های انقلابی» سران حکومت سابق را شروع کرده بود. آن اعدام‌ها سرآغاز روند خشونت باری شد که خیلی زود دوستان انقلابی آقای فالک در طیف لیبرال و چپ را هم از گردونه قدرت حذف کرد. این اتفاقات چنان سرخوردگی و ندامتی در وی به وجود آورد که چند سال بعد، در‌‌‌ همان نیویورک تایمز مقاله «تقبیح جنایات خمینی» را به چاپ رساند.

ریچارد فالک، ۸۴ ساله، این روز‌ها در شهر سانتا باربارای کالیفرنیا زندگی می‌کند. او به خاطر انتقادهای صریحش از سیاست‌های اسرائیل شهرت جهانی دارد و تا چندی پیش، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر فلسطین بود.

نظرات انتقادی این فعال حقوق بشر علیه سیاست‌های اسرائیل و آمریکا معمولا بازتاب گسترده‌ای دررسانه‌های جمهوری اسلامی دارد ولی دگرگون شدن دیدگاه او درباره آیت الله خمینی تا به حال به درستی به اطلاع مخاطبان ایرانی نرسیده است.

وقتی که در کالیفرنیا به دیدار آقای فالک رفتم از او درباره علت انتخاب تیتر جنجالی «اعتماد به خمینی» برای مقاله اولش پرسیدم؛ گفت، سردبیران نیویورک تایمز تیتر را روی مقاله گذاشته بودند.

دیدار با آیت الله خمینی

کمتر کسی این مجموعه سخنرانی‌های آیت الله خمینی را مطالعه کرده بود. او سال‌ها پیش از انقلاب گفته بود: شما به حوزه علمیه نگاه کنید. آثار همین تبلیغات و تلقینات استعماری را مشاهده خواهید کرد. افراد مهمل و بیکاره و تنبل و بی‌همتی را می‌بینید که فقط مسئله می‌گویند و دعا می‌کنند و کاری جز این از آن‌ها ساخته نیست.... ما مکلف هستیم که اسلام را حفظ کنیم. این تکلیف از واجبات مهم است حتی از نماز و روزه واجب‌تر است. همین تکلیف است که ایجاب می‌کند خون‌ها در انجام آن ریخته شود.

آقای فالک در روز دوم بهمن ۵۷ تنها به دیدار رهبر انقلاب نرفته بود. دو فعال معروف به نام‌های رمزی کلارک (وزیر دادگستری پیشین ایالات متحده) و‌ فیلیپ لوس (فعال مدنی ضد جنگ) هم با او به نوفل لوشاتو آمده بودند تا به عنوان منتقدان سیاست خارجی کار‌تر، با آیت الله خمینی جلسه پرسش و پاسخ داشته باشند.

در زیر خیمه‌ای که آن روز در حیاط منزل آیت الله خمینی برپا شده بود، ریچارد فالک یک روحانی «مترقی» و «آزادی خواه» را به خاطر می‌آورد که از طریق دستیار جوانش صادق قطب‌زاده - که چند سال بعد به اتهام توطئه ترور بنیانگذار جمهوری اسلامی اعدام شد - می‌گفت که به بازی‌های سیاسی و قدرت علاقه‌ای ندارد.

آقای فالک می‌گوید: «او گفت که سیاستمدار نیست ولی وارد عرصه سیاسی شده زیرا بین مردم و شاه جوی خون راه افتاده است. گفت مشتاقانه منتظر است - فکر کنم این دقیقا عبارتی بود که به کار برد - که زندگی طلبگی را از سر بگیرد، به قم برگردد و در آینده سیاسی کشور مداخله نکند.»

آقای فالک، مانند اکثر هواداران آیت الله خمینی، کتاب «ولایت فقیه و جهاد اکبر» که مجموعه‌ای از سخنرانی‌هایش بود را نخوانده بود. نگاهی گذرا به کتاب نشان می‌دهد او تا چه حد به روحانیونی که وارد سیاست نمی‌شدند به دیده تحقیر نگاه می‌کرده و بر این موضوع که باید «فقها» زمام امور حکومت را در دست بگیرند تاکید داشته است.

آیت الله خمینی نوشته بود: «شما به حوزه علمیه نگاه کنید. آثار همین تبلیغات و تلقینات استعماری را مشاهده خواهید کرد. افراد مهمل و بیکاره و تنبل و بی‌همتی را می‌بینید که فقط مسئله می‌گویند و دعا می‌کنند و کاری جز این از آن‌ها ساخته نیست.»

او می‌افزاید: «ما مکلف هستیم که اسلام را حفظ کنیم. این تکلیف از واجبات مهم است حتی از نماز و روزه واجب‌تر است. همین تکلیف است که ایجاب می‌کند خون‌ها در انجام آن ریخته شود.»

«نقشه‌اش را پنهان کرده بود؟»

ریچارد فالک می‌گوید آیت الله خمینی به او گفت سیاستمدار نیست ولی وارد عرصه سیاسی شده زیرا بین مردم و شاه جوی خون راه افتاده است. گفت مشتاقانه منتظر است - فکر کنم این دقیقا عبارتی بود که بکار برد - که زندگی طلبگی را از سر بگیرد، به قم برگردد و در آینده سیاسی کشور مداخله نکند.

آیت الله خمینی این حرف‌ها را حداقل هشت سال پیش از پیروزی انقلاب در دوران تبعید در نجف عراق زده بود. اما او در نوفل لوشاتوی فرانسه - در حالی که مشاوران جوان در غرب تحصیل کرده‌ای چون ابراهیم یزدی، ‌صادق قطب‌زاده و ابوالحسن بنی صدر دور و برش را گرفته بودند - نظرات بسیار معتدلی را به رسانه‌ها و میهمانان خارجی ارائه می‌کرد.

به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب، روشی که او و شاگردانش در حزب جمهوری اسلامی در پیش گرفتند، خیلی‌ها را شگفت زده و مایوس کرد. حامیان انقلاب مانند آقای فالک انتظار نداشتند مرجع تقلید بسیار پرطرفداری که آن روز‌ها بیرق مبارزه با استبداد را در دست گرفته بود و می‌گفت در حکومت اسلامی مارکسیست‌ها در ابراز عقیده آزادند و در حجاب زنان اجباری در کار نخواهد بود، بخواهد ولی فقیه بلامنازع یک حکومت دینی شود و با قلع و قمع رقبا، قدرت را به انحصار خودش و حلقه روحانیان در آورد.

آقای فالک می‌گوید: «آیا او (آیت الله خمینی) نقشه‌اش را پنهان کرده بود؟ یا اینکه بعد از بازگشت به ایران تازه متوجه شد که چقدر طرفدار دارد و نظرش عوض شد؟»

در آمریکا اما فقط فعالانی مانند آقای فالک نبودند که فکر می‌کردند آیت الله خمینی در حال هدایت ایران به سوی یک نظام دموکراتیک است. یک سال پیش از فروپاشی حکومت پهلوی، سفارت آمریکا در تهران که اعتراضات را از نزدیک دنبال می‌کرد نیز در گزارش «ایران: شناخت نهضت اسلامی شیعه» به واشنگتن گزارش کرده بود که نهضت اسلامی تحت رهبری «نمادین» آیت الله خمینی به اصول شایسته سالاری و اجماع پایبند و از ویژگی‌های دموکراتیک برخوردار است.

در گزارش آمده: «بنا بر اصل اجماع، به نظر می‌رسد که در نهضت اسلامی، حاکمیت به طور دسته جمعی باشد نه اینکه به یک فرد - حتی شخصی مانند "امام" خمینی که برابر‌تر از دیگران است - واگذار شود... بر اساس برنامه نهضت، ‌مقدر به نظر می‌رسد که شخصیت‌های سیاسی و نه روحانیان در روند سیاستگذاری نقش غالب را ایفا کنند.»

گزارش را ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا، امضا کرد و به واشنگتن فرستاد، اما نویسنده اصلی آن، دیپلمات جوان تری به نام جورج لمبراکیس، رئیس بخش سیاسی سفارت بود که در ماه‌های آخر حکومت شاه بی‌سر و صدا تلاش می‌کرد با رهبران آینده ایران تماس برقرار کند تا روابط دو کشور پس از سقوط شاه ادامه یابد.

مقامات سفارت آمریکا - مانند ریچارد فالک و دوستانش - با چهره‌های میانه رو مانند آیت الله محمدکاظم شریعتمداری، مهدی بازرگان و عباس امیرانتظام ملاقات کرده بودند و تصور می‌کردند آیت الله خمینی را هم خوب شناخته‌اند.

از تهران تا نوفل لوشاتو

پنج روز پیش از آنکه شاه تاج و تخت سلطنت را بگذارد و برود - ریچارد فالک، رمزی کلارک و‌ فیلیپ لوس به دعوت مهدی بازرگان، دبیرکل نهضت آزادی، به ایران رفتند تا اوضاع را از نزدیک مشاهده کنند. این سه نفر رسانه‌های آمریکا را طرفدار شاه می‌دانستند و معتقد بودند که برای درک بهتر انقلاب باید آن را از نزدیک لمس کرد.

«سفر حقیقت یابی» آنان روز پنجشنبه (۲۱ دی ۵۷) شروع شد و در ظرف اقامت ۱۰ روزه، با اکثر بازیگران اصلی انقلاب دیدار کردند.

در سفارت آمریکا، ویلیام سالیوان را دیدند و از اختلاف نظر عمیق او با کار‌تر خبردار شدند و اینکه به عقیده او: «ارتش ایران مانند یک جانور زخمی شده و غیرقابل پیش بینی است.»

عصر ۲۶ دی که شاه کشور را ترک کرده بود، آقای فالک و دوستانش در ساختمان تقریبا خالی نخست وزیری به دیدار شاپور بختیار، نخست وزیر تازه رای اعتماد گرفته رفتند که به آن‌ها گفت: «من برای اداره کشور برنامه دارم، انقلابیون چیزی جز آرمان‌های گنگ و مبهم ندارند.»

ریچارد فالک می‌گوید که بختیار امکان بازدید آن‌ها از زندان اوین را فراهم کرد.

[ سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:25 ] [ جوینده ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ