نویسندگی مقاله
چرا باید چیزی باشیم که اون نیستیم؟

چرا کمی به واقعیت اینکه ماهم می توانیم کسی باشیم که بقیه بخوان از آن تقلید کنن نمی رسند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ساعت 9:25  توسط جوینده  | 

سلام دوستان عزیز من ازشما سوال کنم آیا روزی خواهد رسید که بتوانیم دراین سرزمین آزادانه نفس بکشیم آزادانه لباس بپوشیم آزادانه حرف بزنیم وبه ابتدایی ترین حقوق خود که ازنظرمن آزادی بیان است برسیم؟ لطفا جواب بدهید چطور ممکن است؟
+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر ۱۳۹۰ساعت 11:52  توسط جوینده  | 

سلام به همه ی انسانهای آزاد اندیش.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۰ساعت 9:1  توسط جوینده  | 

 

کتامین و آمفتامین، چین و ایران و بازار جهانی مواد مخدر

چین، روستای بوشه

برنامه ریزی برای یکی از بزرگترین عملیات پلیس شش سال طول کشید و خود عملیات چهارده ساعت زمان برد.

هدف؛ روستای بوشه، خانه امن مواد مخدر که محلی‌ها به آن "قلعه" می‌گویند.

پیش از این حمله، محلی‌ها آن را نفوذ ناپذیر می‌دانستند. اهالی روستا همه یک نام خانوادگی دارند، تسای. بعضی می‌گویند نصف مردم روستا در کار تولید مواد هستند.

شکی نیست که مردم روستا ثروتمند شده‌اند. گفته شده تولیدکنندگان مواد در معبدهای بوشه، برای سپاسگزاری از نیاکان خود گونی پول واقعی می‌سوزانند.

بوشه یکی از اولین جاها در چین کمونیستی بود که ماشین‌های کورسی مجلل در آن ظاهر شد.

سالها بود که پلیس گوآندونگ، ایالتی که بوشه در آن واقع است، سعی کرده بود به این روستا حمله کنند و سال‌ها بود که ناموفق مانده بودند.

خانه‌های نوساز در بوشه

هر بار پلیس خواسته بود وارد بوشه شود و این آزمایشگاه‌های مخفی را تعطیل کند، اهالی روستا منتظر آنها بودند.

مردم دسته دسته، از پیر و کودک، بازو در بازو انداخته و ورودی ده را مسدود می‌کردند. گاهی پلیس را با موتورسیکلت دوره می‌کردند و با کلاشنیکف و نارنجک تهدید.

زمانی که پلیس‌ از تمام این سدها عبور می‌کرد، کارگاه‌های تولید مواد، یا به اصطلاح آشپزخانه‌ها ناپدید شده‌ بودند.

قلعه، نام بی‌مسمایی نبود.

تولیکنندگان مواد مخدر در بوشه در شعبه محلی حزب کمونیست و پلیس محلی آدم داشتند.

برای حل این مشکل، مقامات ارشد حزب در طول سالیان و به آرامی افراد معتمد را به روستا نفوذ دادند.

مقامات محلی که مظنون به درز دادن اطلاعات بودند یکی یکی برکنار شدند و دیگران جایشان را گرفتند.

کار حمله هم به تکاوران ویژه پلیس چین سپرده شد، به نیروهای محلی اعتمادی نبود.

سه هزار نیروی ویژه در تاریکی، ساعت چهار صبح یکی از روزهای دسامبر ۲۰۱۳، در روستا پیاده شدند.

آنها از هلی‌کوپترها پایین پریدند و در روستا موضع گرفتند. بعضی نیز با قایق‌های تندرو آمدند، از طریق بندر مجاور در هشت کیلومتری بوشه.

شبکه موبایل‌ را هم از کار انداخته بودند تا کسی نتواند ورود آنها را اطلاع دهد.

بعد پلیس‌، فوج‌فوج، کوچه‌ پس‌کوچه‌های باریک و سنگفرش این روستای باستانی را، که قدمت آن به قرن سیزدهم بر می‌گردد، وجب به وجب گشت.

دبیر حزب کمونیست روستا را بلافاصله دستگیر کردند و دست‌بند زدند. تسای دونگ‌جا، عالی‌ترین مقام منطقه بود.

زباله، که بسیاری از آنها به دلیل تولید مواد است در همه جای بوشه دیده می‌شود

رسانه‌های چین او را "پدرخوانده روستا" لقب دادند، مهره‌ای کلیدی که تمام تولیدکنندگان مواد زیر بال و پرش بودند.

بعد از او نوبت سردسته‌هایی بود که در خانه‌های مجلل در کنار جاده‌های خاکی بوشه زندگی می‌کردند.

نیروهای پلیس از دروازه‌های امنیتی این خانه‌ها بالا رفتند و به زور درهای قفل شده را باز کردند و نور چراغ‌قوه‌هایشان را به چهره‌های بهت‌زده ساکنان این خانه‌ها انداختند.

در زیرزمین این کاخ‌ها، و کوخ‌های مجاورشان، آنچه را می‌جستند یافتند، حدود سه تن مت‌آمفتامین و ۴۰۰ تن ماده اولیه آن را.

در بسیاری از خانه‌ها گونی‌های پول و شمش‌های طلا پیدا شد و مقدار زیادی سلاح.

نه تنها سلاح، که در چین ممنوع است، در خانه‌ها بود، بلکه یک کارگاه موقت ساخت مواد منفجره هم پیدا شد.

مقامات چینی می‌دانستند که مقادیر متنابهی کریستال‌مت در این روستا پیدا خوهد شد.

کریستا‌ل‌مت پرمصرف‌ترین ماده مخدر در چین است و تصور این بود که یک‌سوم آن در بوشه تولید می‌شود.

اما پلیس ماده دیگری هم پیدا کرد که اصلا انتظارش را نداشت، نیم تن کتامین.

اینکه کتامین دارد به معضلی در چین بدل می‌شود موضوعی ناشناخته نبود، اما کسی تصور نمی‌کرد این ماده از بوشه می‌آید.

 

خیلی‌ها فکر می‌کنند کتامین داروی بیهوشی اسب است، اما فقط برای اسب نیست.

کتامین دارویی مطمئن در دامپزشکی است و برای بسیاری از حیوانات می‌توان آن را به کار برد.

کتامین در اصل برای بیمارستانهای جبهه جنگ ویتنام ساخته شد و هنوز هم به عنوان یک داروی بیهوشی اضطراری به کار می‌رود.

امتیاز آن این است که فرد را بیهوش می‌کند و تجویز آن و پایش بیمار (به خصوص تنفسش) پس از تجویز به دستگاه‌های پیشرفته نیاز ندارد.

اما این دارو کاربرد دیگری هم پیدا کرده، در کلوپ‌های شبانه و جاهای دیگر. مصرف کننده کتامین، احساس جدا شدن از جسم خود، احساس پرواز و شناوری پیدا می‌کند، از واقعیت می‌تواند به دنیایی دیگر بگریزد.

این دارو را تا به حال شرکت‌های داروسازی می‌ساختند، تولید آن دشوارتر از آن بود که مثل مت‌‌آمفتامین در خانه و آشپزخانه و زیر زمین بتوان آن را تولید کرد.

اما از پنج سال پیش وضع عوض شد.

باندهای مواد مخدر چین، رمز آن را گشودند و فهمیدند که چگونه کتامین ارزان را در ابعاد وسیع تولید کنند.

توقیف کتامین در هنگ‌کنگ

دیگر قاچاقچیان به خود زحمت دزدیدن کتامین از تولیدکنندگان نمی‌دادند، خودشان آن را تولید می‌کردند.

اما احتمالا باندهای چینی برای راه‌اندازی امکانات تولید کتامین از بیرون کمک گرفته‌اند، احتمالا از باندهای مکزیکی.

دیگران هم احتمالا کمک کرده‌اند، باندهای چندملیتی از جنوب شرقی آسیا، کلمبیا، ایران، پاکستان و غرب آفریقا.

آنها با باندهای داخل چین همکاری دارند و تولید و توزیع کتامین را به امری بین‌المللی تبدیل کرده‌اند.

_________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

کتامین

  • گزارشی از تولید غیر قانونی کتامین در ایران وجود ندارد، کتامین قانونی برای مصارف دامپزشکی همگی وارداتی است، حدود صد هزار ویال در سال.
  • مصرف سالانه کتامین در ایران در پنج سال گذشته تغییر چندانی نداشته و حدود پنج هزار ویال افزایش پیدا کرده است.
  • گزارش‌های جهانی حاکی از این است که این ماده در ایران سوء مصرف گسترده‌ای ندارد و بیشتر در شرق و جنوب شرقی آسیا، اروپا و آمریکا سوء مصرف می‌شود.
  • در حال حاضر در ایران این دارو از داروخانه های دام‌پزشکی تهیه و سوء مصرف می‌شود هرچند که در سطح شهر نیز به صورت غیر قانونی و با قیمتی بالاتر به فروش می‌رسد .
  • به تجربه استفاده از کتامین "سفر کتامین" یا K-hole گفته می‌شود، حسی شبیه جدا شدن روح از بدن و توهم‌های زنده یا جهنمی، تجربه لحظه مرگ از مهمترین حالت‌هایی است که مصرف‌کنندگان گزارش می‌کنند.
  • معمولا دارو به صورت، استنشاقی، خوراکی یا تزریقی استفاده می‌شود.
  • برخی کتامین را دسته‌جمعی تجربه می‌کنند و معمولا یک نفر که آن را مصرف نمی کند و با عوارض دارو آشنایی دارد در جمع حضور دارد تا در صورت لزوم به آنها کمک کند چون در حین "سفر کتامین" تعادل و آگاهی از زمان و مکان برای مصرف کننده ناممکن است.
  • برخی از قرص‌هایی که به اسم اکستاسی به فروش می رسند حاوی کتامین هستند.
  • استفاده دراز مدت از کتامین باعث افزایش فشار خون، دردهای شکمی، مشکلات ادراری و مثانه، اختلال دید و نا آگاهی به زمان و مکان می‌شود.
  • چین به قدری نگران سوء مصرف کتامین است که امسال از سازمان ملل خواست تا آن را در زمرده مواد تحت کنترل بین‌المللی قرار دهد. اما بسیاری از کشورها و سازمان بهداشت جهانی به دلیل اینکه کتامین برای کشورهای فقیر، در مناطق جنگی و نقاط دورافتاده و صعب‌العبور اهمیت اساسی دارد با آن مخالفت کردند.

قاچاقچیان ایرانی در سطح بین‌المللی

در سال‌های اخیر گزارش‌های متعدد سازمان ملل، وزارت‌ خارجه آمریکا و بویژه دولت‌های جنوب‌شرقی و شرق آسیا و خاور نزدیک (بویژه ترکیه)، به حضور فعال باندهای ایرانی در تولید و توزیع بین‌المللی مت‌آمفتامین اشاره کرده‌اند.

به گزارش سازمان ملل، از سال ۲۰۰۸ ایران به عنوان یکی از تولیدکنندگان مت آمفتامین ظاهر شد، پس از آنکه توقیف مقادیر بسیار زیاد مت آمفتامین (شیشه) با خلوص زیاد در ایران خبر داده شد.

توقیف افدرین در ایران و هند

برای نخستین بار نیز گزارش شد چهار آزمایشگاه تولید مت‌آمفتامین کشف شده است. از آن زمان همزمان با فراوانی این ماده و ارزان شدن آن در بازار ایران، قاچاق آن نیز به کشورهای دیگر به طور روز افزونی افزایش یافته است.

تولید مت آمفتامین برخلاف کتامین در داخل ایران و از طریق تبدیل افدرین و سودوافدرین به مت‌آمفتامین انجام می‌شود.

افدرین (داروهای ضد سرفه) سودوافدرین (ضد احتقان بینی) کاربردهای زیادی در پزشکی دارند.

نیاز به سودوافدرین در ایران در سال‌های اخیر افزایش چشمگیری داشته به طوری که ایران بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ ایران از نظر نیاز مشروع به سودوافدرین چهارمین کشور دنیا بود و اکنون دو و نیم درصد نیاز جهانی به ایران اختصاص دارد (رتبه یازدهم جهانی).

بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲ نیاز ایران به سودوافدرین از سالی ۵ تن به سالی ۵۵ تن افزایش یافته است.

به گزارش سازمان ملل، به احتمال زیاد این افزایش تقاضا، برای تبدیل آن به مت‌آمفتامین است که به گفته سازمان ملل ایران را به کشوری جذاب برای باندهای بین المللی بدل می‌کند.

این باندها در سطح بین‌المللی فعالیت می‌کنند و بر دامنه عملیات خود مرتب اضافه کرده‌اند.

گزارش‌های مقامات مالزی نشان می‌دهد که باندهای مواد مخدر ایران برای بازار وسیعی که در منطقه وجود دارد عملیات وسیعی را آغاز کرده‌اند و حتی مت‌آمفتامین تولید شده در مکزیک را با هواپیما به مالزی قاچاق می‌کنند.

آسیای مرکزی، خاورمیانه و اروپا هم مقصد مت‌آمفتامین ایران است، آمفتامین بازار خاورمیانه، خاور نزدیک و جنوب غربی آسیا را تسخیر کرده و تقریبا نیمی از آمفتامین دنیا در این منطقه توقیف می‌شود.

 

علاوه بر این، ایران راه ارتباطی مهمی برای انتقال مواد مخدر تولید شده در کشورهای دیگر یا مواد اولیه تولید مواد مخدر شیمیایی نیز هست.

بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲، بخش قابل توجهی از مت آمفتامینی که در اندونزی، مالزی و تایلند توقیف شد از ایران قاچاق شده بود.

توقیف آمفتامین در ایران

همچنین مت آمفتامین‌های توقیف شده در تاجیکستان (از طریق ازبکستان)، ارمنستان، ترکیه، بلغارستان (۲۰۱۰)، روسیه و آلمان (۲۰۱۰ و ۲۰۱۱) همگی از ایران قاچاق شده بودند.

مت آمفتامین ایران که به مقصد مالزی، ژاپن، فیلی‌پین، هنگ‌کنگ و چین قاچاق می‌شود معمولا از مسیر تایلند می گذرد.

یکی دیگر از مسیرهای انتقال مت آمفتامین ایران به مالزی، تاجیکستان است. قاچاق مت‌آمفتامین به اروپا پیشتر از راه ارمنستان انجام می‌گرفت، اما به گزارش وزارت امور خارجه آمریکا، این راه اکنون تا حد زیادی بسته شده است.

مسیر مهم دیگر برای شرق آسیا، ترکیه است. هشتاد درصد قاچاقچیان دستگیر شده که از راه ترکیه به شرق آسیا مت‌آمفتامین قاچاق می‌کردند، ایرانی بوده‌اند.

در سال ۲۰۱۲، بیشتر قاچاقچیانی که در اندونزی به جرم قاچاق مت آمفتامین دستگیر شدند، ایرانی بودند.

بنا به اعلام رسمی، باندهای بین‌المللی قاچاق مواد در اندونزی عمدتا از سه محل هستند، چین، ایران و کشورهای آفریقایی و باندهای چینی و ایرانی اکثرا در مقادیر زیاد قاچاق می‌کنند.

 

به گفته سرتیپ ددی فوزی الحکیم، معاون مبارزه با مواد مخدر اندونزی، این باندها از روش‌ها و تاکتیک‌های متفاوتی برای قاچاق استفاده می‌کنند که آنها را مرتب تغییر می‌دهند.

در ژانویه امسال در مجازات دو ایرانی که به جرم قاچاق ۴۰ کیلوگرم مت آمفتامین به مرگ محکوم شده بودند تخفیف داده شد و آنها به حبس طولانی محکوم شدند.

ایران در سال‌های اخیر عملیات کشف و توقیف مت‌آمفتامین و همچنین پیش‌سازهای آن (افدرین و سودوافدرین) را تشدید کرده و مکزیک، آمریکا، چین، تایلند و ایران به ترتیب بالاترین میزان توقیف مت آمفتامین را در دنیا گزارش می‌کنند.

ایران بیش از هر کشوری در منطقه مت‌آمفتامین را کشف و توقیف می‌کند و میزان توقیف این ماده در ایران بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ سه برابر شده است.

به گزارش سازمان ملل، افزایش کشف این ماده از افزایش مصرف آن در بازار داخلی ایران حکایت می‌کند.

اما از طرف دیگر کشف کارگاه‌های تولید آمفتامین در سال‌های اخیر در ایران گزارش نشده است.

آخرین بار در سال ۲۰۰۹، شش کارگاه تعطیل شدند و چهار کارگاه هم پیش از سال ۲۰۰۸ منهدم شده بودند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:57  توسط جوینده  | 

 

 بقّال سر کوچۀ ارسطاطالیس.

من که فکر نمی کنم تا حالا در هیچ جایی از این دنیای خاکی، در هیچ زمانی، از عهد غار نشینی تا امروز که عهد آپارتمان نشینی است، بچّه ای از پدرش سؤالی کرده باشد که از مجهولات آدمیزاد باشد، و پدره چشمهایش را بسته باشد، به پیشانیش تقّه هایی زده باشد، و جوابِ منطقی و قانع کننده ای پیدا نکرده باشد، و دستِ آخِر ماچی آبدار به لُپّ بچّه ش چسبانده باشد، و به او گفته باشد: «قربانت بروم، نمی دانم... راستش نمی دانم! برو از مادرت بپرس

اینی که الآن عرض کردم، یکی از جزءهای اساسی در ترکیبِ زندگیِ اجتماعیِ آدمیزاد بوده است، و حیف که این نکته را بقّال سرِ کوچۀ «ارسطو» (۱) نگفته است. و در تکمیلِ این نکته می گویم که شاید تا همین دویست، سیصد سالِ پیش، هیچ پدری نبوده است که در برابرِ سؤالِ همچین بچۀ فضول و گستاخی بی جواب مانده باشد.

همین واقعیت خودش روشن می کند که چرا در میان یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر مُرسل حتّی یکیشان هم «زن» نبوده است. شاید به ندرت پدری پیدا می شده است که فکر نکند اگر به بچّه اش بگوید: «نمی دانم!» آنوقت دیگر نخواهد توانست او را مطیع و سر به فرمانِ خودش نگهدارد.

امّا البتّه در میانِ فیلسوفها، که مثلِ پیغمبرها، تا همین اواخِر، همه شان «مرد» بوده اند، بوده اند کسهایی که در مقابل سؤالهای بی جواب، مثل مادرها، با صداقت و سر بلندی گفته اند: «نمی دانم!» و ننشسته اند خیالبافی و داستان سازی و حرّافی بکنند.

در عربی به این فیلسوفها گفته اند «لا ادریه»(۲)، یعنی «پیرو فلسفۀ نمی دانم». سابقۀ این طریقۀ فکری در یونان به قرن پنجم پیش از میلاد بر می گردد. یک آدم «لا ادری» نه وجود خدا، به معنای آفریدگار و پروردگارِ عالم و آدم، را ردّ می کند، نه در این باره استدلالهای اهل مذهب را تصدیق می کند. به همین دلیل به اینها «شکّاکین»(۳)، به معنیِ «اهل شکّ» هم می گویند..

حالا برگردیم به دورۀ زندگی زراعتی و شبانی که در هر خانواده پدر، «سالار» بود و سالارِ سالارها «سلطان قبیله» بود، و این سلطان، یا «سالار اعظم»(۴)، یا در انگلیسی «پِیتریارک» با اتّکاء به رابطه اش با عالم غیب و موهبتِ «همه چیز دانی»، شد ضامنِ حفظ نظام «پدر سالاری))

و قضیه از این قرار بود و بود، تا چند هزار سال پیش، در گوشه ای از خاورمیانۀ امروز، «ابراهیم» و بعد پسرش «اسحاق»، و بعد نوه اش «یعقوب»، پی در پی شدند «سالار اعظم» قبیلۀ خودشان و همه چیز همین جور ادامه پیدا کرد، و آدمیزاد روستا نشینِ زارع و گلّه دار، شهری و صاحب صنعت هم شد، و «پدر سالاری»، به خواست و عنایت خدا، با ساختن کاخها و معبدها، ریشه هاش محکم و محکمتر شد. تاکی؟

تا همین پانصد، چهارصد سالِ پیش که کم کم، در اینجا و آنجای دنیا، تک و توک بچّه هایی پیدا شدند که رفتند جوابهای «پدر»ها به «بچّه»های چند هزار سالِ گذشته را خوب تو رسی و ته رسی(۵) کردند، و هیچکدام علمی نبود و راضیشان نکرد، و خودشان برای یافتنِ جواب شروع کردند به تحقیق و تجربه، و قدم به قدم جلو رفتند، تا رسیدند به اینجا و امروز

و البتّه با همّت و حرفهای اینها بود که «مادر»ها، یعنی «زن»ها فهمیدند که از لحاظ «می دانمها» و «نمی دانمها» هیچ فرقی با «پدر»ها، یعنی «مرد»ها ندارند و در چشم خدای ناشناخته از لحاظ «انسان کامل بودن» با آنها کاملاً برابرند.

از وقتی که می بینم یک عدۀ، متأسّفانه، خیلی کثیر، از آدمهای سادۀ «ایمان دار»، به هدایت سرِ نخ دارهای «ایمان ساز» راه افتاده اند و با جدیدترین کُلنگهای ساختِ «کفّار»، قدیم ترین آثار «تمدّن» را، عرق ریزان، خراب می کنند، ذهنِ خستۀ بیچاره ام گرفتارِ موضوعِ پیچیدۀ عجیبی شده است که موقّتاً اسم آن را می گذارم «سادگیِ ایمان».

فکر می کنم این ساده های با ایمان، بدونِ اینکه از حرکتهای «اِی وُاللهیِ» انگشتانِ سرِ نخ دارهایِ «ایمان ساز» در پشتِ خیمۀ سیاستهای زمانه(۱) بویی به مشمشان خورده باشد، خیال می کنند که به فکر و به عقیده و به اختیارِ خودشان، می خواهند به مردمِ پیشرفتۀ دنیا حالی کنند که کلاهشان پس معرکه است.

می خواهند در تجدید عهد با خدای قدیمشان به مردم عاصی و روسیاه دنیای جدید بگویند خدا آدمیزاد را برای «عبادت» خلق کرده است. آدم ایمان داری که این عُمرِ چند روزه را در این «دارُ الامتحانِ» برای عبادتِ خدا زندگی می کند، باید سبکبار باشد.راستی اگریک چنین بنای تاریخی ای در آمریکای بی تاریخ پیدا می شد، دولت و مردم آمریکا برای حفظ آن چه می کردند؟

بهترین جایی که آدم می تواند واقعاَ سبکبار باشد، صحراست، صحرای پاک و مطهّرِ خدا، زیر آسمانِ صاف و مقدّسِ خدا، که آدم می تواند بیرون از حایلِ سقف و دیوار، رو به ملکوتِ اعلی، چَشم به درگاهِ خدا، دست به دُعا بردارد، و دل به ستایشِ معبود بسپارد.

و خوب، اگر نمی خواهید گرفتار لعنتِ ابدیِ این بنده های ایمان دار بشوید، باید گردنتان در اطاعت از امرشان در زیرِ تیغِ معروفشان از مو نازک تر باشد، و نگذارید آتشِ معصیتهاتان خون معصومشان را چنان به جوش بیاورد که در نَهیتان از مُنکَر یکراست به «دار المکافات» راهیتان کنند.

پس تکلیفِ معیّن و مُقدّرِ خود را بدانید، و با خلوص نیت تصدیق کنید که برای یک همچین زندگی ای که پایه اش فقط و فقط بر عبادتِ خداوندِ قادر و قاهر استوار شده است، اصلاً «شهر» که کانون فسادِ فی الارض است، چه کوچکش، چه بزرگش، نقضِ غرض است، و با عبادتِ خدا منافات دارد.

بهترین جایی که آدم می تواند روی خاک، زیر آسمان، سبکبار، دست به دعا بردارد و عبادت خدا را بکند، صحراست

پس در دهۀ دوّم قرن بیست و یکم میلادی بنده های سادۀ ایمان دار خدا چه باید بکنند تا خدا از آنها راضی باشد؟ باید «بیش از این» از غرض اصلی زندگی، که اصولاً و فروعاً عبادتِ خداست، دور نشوند و «بیش از این» خود را با مادّیاتِ اهلِ «کفر» آلوده نکنند، و «بیش از این» در راهِ «تمدّن»، که اساساً از اختراعاتِ «شیطان» است و سزاوارِ لعنتِ خدا، «پیش» نروند، و بکوشند که از این پس به

 

 

صراطِ مستقیم «واپس» بگردند، و برای آمرزشِ کامل، ذکرِ «مرگ بر تمدّن» و «مرگ بر پیشرفت» از ذهن و زبانشان نیفتد!

راستی، اگر بخواهند همین ذکر یا شعار «مرگ بر پیشرفت» را به زبان «انجلیزی» بگویند، چی می شود؟ شاید اگر بگویند: «دِث تو پراگرِس» (۲)، مُرادشان به حاصل آید. البتّه بدیهی است که ذکر اگر به زبانِ عربی باشد، اصلح است! نمی دانم عربی این شعار چی می شود. شاید اگر بگویند «اَلمَوتُ لِلتَطَوّر» یا «لِلتَقَدّم»، دُعاشان مُستَجاب بشود.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 21:22  توسط جوینده  | 

 

اختر منصور چگونه 'امیرالمؤمنین طالبان' شد؟

ملا اختر محمد منصور که جانشین ملاعمر رهبر طالبان شده، پس از ساعت‌‎ها کشمکش و بگومگو در جلسه‌های شورای رهبری طالبان توانست بر رقیب اصلی‌اش مولوی یعقوب، پسر ارشد ملا عمر چیره شود و پا جای پای رهبر پیشین کاریزماتیک طالبان بگذارد.

بر اساس گزارش‌ها این نشست داغ و جنجالی در حاشیه شهر کویته بین کم و بیش ۲۰ عضو شورای رهبری طالبان برگزار شده بود.

منصور طی روند انتخاب رهبر جدید شورشیان توانست سران بانفوذ طالبان مانند قیوم ذاکر، سید طیب آغا، ملا عبدالغنی برادر و مولوی یعقوب را کنار بزند و خود را به مقام "امیر المومنین" که برای جنگجویان بار سیاسی و معنوی دارد، برساند.

ملا منصور ۵۵ ساله است و از تبار اسحاق‌زی از قوم پشتون قندهار. او هم در مدرسه حقانیه در پاکستان آموزش دیده است.

در دوران حاکمیت طالبان به عنوان وزیر هوانوردی امارات اسلامی طالبان کار کرد و با سرنگون شدن امارت اسلامی در پی حملات آمریکا فراری شد.

سپس به عضویت شورای کویته درآمد و در سه سال اخیر که ملا برادر به زندان پاکستان افتاده بود، به‌عنوان فرد شماره دوم این گروه فعالیت داشت.

ملا منصور در غیاب ملا عمر، سرپرستی تمام فعالیت‌های سیاسی، نظامی و تبلیغاتی طالبان را به دوش داشت و خط مشی طالبان را تعیین می‌کرد. اما ظاهرا برای نگهداشتن اتحاد طالبان، مرتب از نام ملا عمر بهره می‌گرفت.

دفتر سیاسی قطر طالبان هم به اجازه شورای کویته که در رهبری آن منصور قرار داشت، شکل گرفت.

همین‌طور، مذاکره‌کنندگان معتبر طالبان که با دولت افغانستان در شهر تفریحی مری اسلام آباد و ارومچی چین پشت میز نشستند، اعتبار خود را از امضای ملا منصور گرفته بودند.

منابع مختلف در پاکستان می‌گویند که ملا منصور رهبر میانه رو طالبان است و به قوت از گفت‌وگوهای صلح پشتیبانی می‌کند.

با آن هم، شکی نیست که او نه اعتبار ملا عمر را میان شورشیان دارد و نه وزنش را.

عده‌ای هستند که از "رابطه نزدیک" او با پاکستان ابراز نگرانی می‌کنند و می‌گویند او به تشویق مقام‌های پاکستانی اعضا یا افراد نزدیک به شورای کویته را برای مذاکره با دولت افغانستان فرستاده و عملا نقش مجری طرح‌ها و سیاست‌های پاکستان در قبال افغانستان را دارد.

گرچه پاکستان گفته که از روند صلح افغانستان پشتیبانی می‌کند تا برای بحران دنباله‌دار ناامنی در افغانستان راه حل مسالمت‌آمیزی پیدا شود.

چهارده سال جنگ خونین افغانستان برای پاکستان هم بی‌دردسر نبوده، شورشیان ضد حکومت پاکستان جان هزاران نفر را در این کشور گرفته است. پناه دادن به طالبان افغان، باعث بدنامی پاکستان شده است و حالا با رویکرد جدید دولت افغانستان به تامین رابطه گرم با اسلام آباد، قول و قرار پاکستان در محک آزمایش است و آبرویش در میان.

دور دوم گفت‌وگوهای نمایندگان دولت افغانستان با طالبان که قرار بود امروز انجام شود، با انتشار خبر مرگ ملا عمر به تعویق افتاد

این است که ملا منصور شاید بهترین گزینه برای موضع‌گیری تازه ارتش پاکستان باشد.

او برای تقویت وحدت میان شورشیان دو معاون هم برگزیده است. سراج الدین حقانی، رهبر شبکه خطرناک حقانی و هیبت‌الله آخوندزاده، قاضی‌القضات طالبان به عنوان معاونان او معرفی شده‌اند تا به این تحلیل که شبکه حقانی، مسئول حملات هماهنگ به کابل، مجزا از طالبان است، نقطه پایان گذاشته شود.

به رغم آن، مخالفت‌ با تعیین ملا منصور به عنوان امیر المومنین طالبان کم نبوده است. برخی او را به به انزوا کشاندن و مرگ ملا عمر متهم کرده‌اند. عده‌ای از سران طالبان حتی گفته‌اند انتصاب او کودتا است.

از این رو، بعید نیست که در روزهای آینده در گروه طالبان و پیروی از رهبر جدید انشعاب به وجود بیاید.

به نظر می‌رسد رخدادهای فوری و پی‌درپی که در رهبری طالبان اتفاق می‌افتد، می‌تواند دورنمای مذاکرات صلح شورشیان با دولت افغانستان را روشن‌تر کند.

چهارشنبه گذشته دولت افغانستان با استناد به گفته مقام‌های پاکستانی تایید کرد که ملا عمر مرده است، ۲۴ ساعت بعد شورشیان طالبان نیز رسما اعلامیه دادند و مرگ او را تایید کردند و کمتر از ۲۴ ساعت دیگر وقت گرفت که امیر تازه خود را معرفی کنند.

همزمان، وزارت خارجه پاکستان در بیانیه‌ای گفته است که به درخواست رهبری طالبان و در پی ابهامی که پس از مرگ ملا عمر به‌وجود آمده، دور دوم مذاکرات که قرار بود امروز در پاکستان برگزار شود، به تعویق افتاده است.

حالا با مرگ ملا عمر نماد اتحاد طالبان هم دیگر مرده است. ملا منصور اول باید ثابت کند که در درون تشکیلات طالبان وزنش چقدر است و پس از آن، رو به روند مذاکرات کند.

گرچه با اتفاق تازه روند صلح افغانستان حالا به بن‌بست خورده، اما اگر پاکستان به تعهدش برای تامین صلح در کشور همسایه‌ پایبند باشد، به نظر می‌رسد ملا منصور می‌تواند به روند پر پیچ و خم صلح افغانستان جان تازه‌ای بدهد.

بدون شک برای دولت افغانستان هم پایان فصل رهبری ملا عمر مرموز که سال‌ها صدایش شنیده نشده بود، روشنگر است. کابل حالا بهتر می‌داند که پشت شورش و جنگ، دست چه کسی است و او به دنبال چه چیزی است.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 15:18  توسط جوینده  | 

پس از آن که خبر مرگ ملا عمر رهبر گروه طالبان از سوی منابع حکومت افغانستان تایید شد، سوال‌ها درباره جانشینی او، آینده گروه طالبان، سرنوشت مذاکرات صلح و اوضاع امنیتی افغانستان جدی‌تر می‌شود.

دفتر ریاست جمهوری افغانستان در بیانیه‌ای مرگ ملا محمد عمر، رهبر طالبان را تایید کرده است. اداره امنیت افغانستان نیز گفته که ملا عمر در آوریل ۲۰۱۳ در یک بیمارستان در شهر کراچی "به شکل مرموزی" درگذشت.

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان، خبر مرگ ملا عمر را نه رد کرده و نه تایید، اما گفته که در مورد خبرهای منتشر شده در این مورد به زودی واکنش رسمی نشان خواهد داد. برخی منابع از قول اعضای ارشد طالبان گفته‌اند که آن‌ها این خبر را پس از تعیین جانشین ملا عمر اعلام خواهند کرد.

سکوت گروه طالبان در این مورد، باعث شده که صحت گزارش‌ها در مورد مرگ ملا عمر بیشتر تقویت شود. این گروه در یک هفته‌ای که این خبر از سوی رسانه‌های پاکستانی پخش شده، سکوت کرده است. حالا اگر گروه طالبان این خبر را رد کند، باید شواهد نیرومندی در اختیار رسانه‌ها قرار دهد؛ صدا، عکس و تصاویر ویدئویی رهبر خود را منتشر کند.

اکنون این سوال مطرح می‌شود که چرا این گروه بر زنده بودن او اصرار داشته است؟ آیا به این دلیل بوده که این خبر را پنهان کند؟ اگر این بوده، پنهان کردن خبر مرگ او چه سودی برای این گروه داشته است؟

اعتقاد بسیاری از کارشناسان مسائل طالبان بر این است که ملا عمر به عنوان رهبر عالی طالبان، نماد اتحاد و حلقه وصل جناح‌های مختلف تشکیل دهنده این گروه شمرده می‌شد. به این دلیل، این گروه می‌کوشید که با پنهان نگهداشتن خبر مرگ رهبر خود، وحدت ظاهری خود را حفظ کند. حالا اگر این خبر تایید شود، آیا چتر اتحاد طالبان فرو می‌ریزد؟

امین‌الله حبیبی، کارشناس مسائل امنیتی معتقد است که ملا عمر برای طالبان چهره کاریزماتیکی بود که نبود او می تواند گروه طالبان دچار تزلزل کند و "اگر چیزی از این گروه به عنوان یک گروه واحد باقی مانده باشد، مورد شک و تردید قرار خواهد گرفت و به احتمال زیاد به شاخه‌های خورد و ریز تقسیم خواهد شد".

با وجود این، آقای حبیبی تاکید می‌کند که باید دید که هدف بازیگران منطقه‌ای از اعلام خبر مرگ ملا عمر در این مقطع زمانی چیست؟ به نظر او این سوال مهم است که آیا "کارت بازی با طالبان" به پایان رسیده است و با ظهور گروه‌های دیگری مانند "داعش" بازی‌های منطقه‌ای ادامه خواهد یافت.

آمریکا ۱۰ میلیون دلار برای پیدا کردن ملامحمد عمر جایزه در نظر گرفته بود

اما امرالله صالح، رئیس پیشین امنیت افغانستان می‌گوید در سال‌های پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ ملا عمر هیچ نقش موثری در رهبری آنها نداشت.

آقای صالح می‌گوید: "پس از یازده سپتامبر [۲۰۰۱] از همان لایه مبهم و تخیلی که در ارتباط شخصیت ملا عمر ساخته شده بود، استفاده صورت گرفت ولی خود ملا عمر به عنوان یک استراتژیست و عملیات‌گر هیچ‌گاهی نقشی نداشت. بلکه تنها از نام او استفاده می‌شد و امروز با مرگش همان لایه ابهام از بین رفت، برای مردم روشن شد که طرف ما ملا عمر نه بلکه همان ارتش پاکستان است."

مساله جانشینی

موضوع جانشینی او سوال مهمی دیگر است که باید به آن پاسخ داده شود. از افراد مختلفی به عنوان جانشین احتمالی او نام برده می‌شود ـ از ملا یعقوب پسر ۲۶ ساله ملا عمر گرفته تا ملا برادر از عضای ارشد گروه طالبان و ملا اختر محمد منصور معاون ملا عمر.

یکی از اعضای شورای کویته، نهاد رهبری کننده طالبان، به گزارشگر بی‌بی‌سی در جنوب افغانستان گفته است که در ۱۶ ساعت گذشته این شورا مشغول بحث داغ بر سر جانشینی ملا عمر بوده است. این عضو شورای کویته که نخواسته نامش گرفته شود، از این دو فرد به عنوان جانشینان احتمالی رهبری گروه طالبان نام برده است.

گزارش‌های دیگر حاکی است که نشست هم در پیشاور پاکستان در جریان است که در آن موضوع جانشینی ملا اختر محمد منصور، معاون کنون ملا عمر مورد بحث است.

روزنامه پاکستانی اکسپرس تریبون نیز گزارش داده که سران طالبان برای شرکت در همایشی برای تعیین جانشین ملا عمر دعوت شده‌اند. به نوشته این روزنامه قرار است این همایش در ۳۱ جولای/ژوئیه در پاکستان برگزار شود. این روزنامه با یکی از افرادی که در این همایش دعوت شده، مصاحبه کرده است.

در روزهای اخیر در رسانه‌های پاکستانی از ملا یعقوب به عنوان یکی از افراد مورد نظر سران گروه طالبان به عنوان جانشین ملا عمر نام برده می‌شود. او اخیرا از مدرسه‌ای در شهر کراچی پاکستان فارغ‌التحصیل شد، اما از نظر بعضی از رهبران طالبان او فردی بیش از حد جوان برای رهبری این گروه دانسته می‌شود.

پیش از این به صورت گسترده‌ای این گمانه‌زنی در مورد احتمال جانشینی ملا برادر والی طالبان در زمان حاکمیت گروه طالبان در هرات در غرب افغانستان پخش شده است. گفته شده که او از سوی خود ملا عمر به سمت جانشین او تعیین شده؛ او سال‌ها در پاکستان زندانی بوده، اما در سال ۲۰۱۳ آزادی او سوی حکومت پاکستان اعلام شد.

او هنوز به خانواده‌اش نپیوسته و دولت افغانستان هم تا حال آزادی او را تایید نکرده است. در سال‌های گذشته زمانی که او در زندان بود، نمایندگانی از حکومت افغانستان برای گفتگو با او به پاکستان رفتند. از قول این مقام‌ها در رسانه‌های افغانستان گزارش شد که ملا برادر را در حال بیهوشی دیدند.

کارشناسانی که مسائل مربوط به گروه طالبان را از نزدیک دنبال می‌کنند، معتقدند که سرنوشت ملا برادر مشخص نیست و اگر زنده هم باشد، در وضعیتی نیست که بتواند رهبری گروه طالبان را به عهده بگیرد.

تاثیر آن بر روند مذاکرات

یکی از مهم‌ترین سوال‌ها پس از مرگ رهبر گروه طالبان چگونگی سرنوشت مذاکرات صلح است. یکی از مذاکره‌کنندگان حکومت افغانستان که اخیرا در اسلام‌آباد با نمایندگان گروه طالبان گفتگو کردند، به بی‌بی‎سی گفته که مرگ ملا عمر بر روند مذاکرات صلح تاثیر منفی بر جا نخواهد گذاشت.

ملا عمر در سال ۱۹۹۴ رهبر طالبان افغانستان شد و در سال ۱۹۹۶ همراه با تصرف بیشتر بخش‌های افغانستان در گردهمایی در قندهار "امیرالمومنین" لقب گرفت

او که به شرط عدم افشای نامش صحبت می‌کرد، گفت که اگر رهبر طالبان دو سال پیش درگذشته باشد، مذاکرات قبلی هم بدون او برگزار شده و حالا که مرگ او فاش شده، ممکن است دور دوم گفتگوهای صلح برای چند روزی به تعویق بیفتد؛ چرا که به گفته او، ممکن است طالبان مشغول تعیین جانشین او شوند.

چرا دولت افغانستان بی‌خبر بود؟

اسدالله خالد رئیس پیشین سازمان امنیت ملی افغانستان در صفحه توییترش نوشته که "سازمان امنیت ملی ما سال‌ها پیش می‌دانست که ملا عمر زنده نیست". اگر این طور بود، چرا مقام‌های دولت افغانستان مردم را بی‌خبر نگهداشتند؟ این در حالی است که تنها دو هفته پیش در نماز عید فطر از ملا عمر ابراز تشکر کرد.

احمد سعیدی کارشناس مسائل پاکستان و گروه طالبان می‌گوید که مقام‌های دولت افغانستان وقتی در مورد زنده بودن ملا عمر شک کردند که اخیراً هیئت مذاکره دولت به پاکستان رفت و نمایندگان طالبان به امضای ملا اختر منصور، معاون رهبر طالبان به این هیئت معرفی شدند.

به گفته آقای سعیدی، وقتی کنجکاوی‌ها در این مورد بیشتر شد، شاخه‌ای از گروه طالبان موسوم به "محاذ فدایی" خبر مرگ ملا عمر را فاش کرد و حالا حکومت پاکستان هم این خبر را با حکومت افغانستان هم در میان گذاشته است. این تحلیلگر مسائل پاکستان معتقد است که دیگر جای پنهان‌کاری نیست.

با این حال، اگر مرگ طالبان تایید شود، هرچند این خبر مهمی در فضای سیاسی و امنیتی ین، برای دریافت پاسخ برای سوال‌ها در این رد روزها یا هفته‌هایی باید منتظر ماندمو. افغانستان شمرده می‌شود، اما به‌طور کلی اعتقاد براین است که بر مذاکرات صلح و وضعیت امنیتی تغییرات عمده‌ای پیش نخواهد آمد. با وجود

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 15:14  توسط جوینده  | 

عادل جبیر وزیر خارجه عربستان در جریان دیداری با فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از "بیانیه های پرخاشگرانه" ایران در قبال بعضی کشورهای منطقه انتقاد کرده است

اظهارات وزیر خارجه عربستان بیش از هر چیز متوجه جنگ لفظی است که در هفته های اخیر در پی اظهارات رهبر ایران، میان ایران و بحرین درگرفته است

آقای جبیر در محکومیت اظهارات مقام های ایرانی در مورد بحرین گفت که اینها نشان دهنده "خصومتی است که جمهوری اسلامی ایران به همسایگانش می ورزد

او در یک کنفرانس مشترک خبری در ریاض با خانم موگرینی گفت: "این نشانگر نیات کشوری که خواستار حسن همجواری باشد نیست، بلکه نمایانگر بلندپروازی هایی است که این کشور در منطقه دارد و دست به اقدامات خصومت آمیزی مثل این زده است

بحرین روز شنبه سفیر خود در ایران را در اعتراض به "اظهارات خصمانه مکرر مقام‌های ایرانی" برای مشورت به منامه فراخواند

عادل جبیر

این نشانگر نیات کشوری که خواستار حسن همجواری باشد نیست، بلکه نمایانگر بلندپروازی هایی است که این کشور در منطقه دارد و دست به اقدامات خصومت آمیزی مثل این زده است

این اقدام پس از آن بود که وزارت کشور بحرین از دستگیری دو نفر به ظن "ارتباط با ایران" و خنثی کردن اقدامی برای قاچاق مواد منفجره با قدرت انفجاری بالا، تعدادی مسلسل و مهمات آن به داخل این کشور خبر داد

گزارش شده است که گارد ساحلی بحرین این محموله را - شامل ۴۴ کیلوگرم ماده انفجاری کلاشنیکف و ۳۲ خشاب - در آب‌های این کشور ضبط و توقیف کرد.

به گفته وزارت کشور بحرین یکی از این دو نفر در زمینه "تولید و استفاده از مواد منفجره" در ایران آموزش دیده‌ است و از سپاه پاسداران ایران برای خریداری قایق پول گرفته است

ادعا شد که این مردان سلاح ها را با قایق از نزدیکی آب های ایران می آوردند

محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران روز یکشنبه در جریان دیداری از کویت ادعاهای بحرین را "بی پایه" خواند و آن را تلاشی برای جلوگیری از بهبود همکاری میان ایران و کشورهای عرب خلیج فارس دانست

آقای ظریف ظاهرا در اشاره ای به عربستان گفت:‌ "بعضی کشورها... خواهان مناقشه و جنگ در این منطقه هستند

مرضیه افخم سخنگوی وزارت خارجه ایران هم در تهران گفت که "روشن است که دولت بحرین قصد دارد با تکرار اتهامات بی پایه فضای منطقه را متشنج سازد.

محمد جواد ظریف

بعضی کشورها... خواهان مناقشه و جنگ در این منطقه هستند

آقای جبیر اما این اظهارات را "غیرقابل قبول" خواند و گفت مساله را با خانم موگرینی مطرح کرده است

خانم موگرینی در این دیدار مقام های عربستان را در جریان ضمانت های موجود در توافق روز ۱۴ ژوئیه وین - میان ایران و قدرت ها بر سر برنامه اتمی ایران - گذاشت

عربستان و متحدانش در شورای همکاری خلیج فارس ابراز نگرانی می کنند که این توافق ایران را در یک موقعیت بهتر مالی برای حمایت از گروه های نائب مثل حزب الله لبنان قرار دهد.

این کشورها همچنین نگرانند که ایران همچنان بتواند به ظرفیت ساخت سلاح هسته ای دست یابدخانم موگرینی در کنفرانس خبری اش با آقای جبیر گفت که "ما این نگرانی ها را خیلی خوب درک می کنیم" و گفت که "اعتماد هنوز وجود ندارد" اما تاکید کرد که "این توافق شالوده ای محکم و استوار دارد

او همچنین ابراز امیدواری کرد که این توافق راه آینده ای متفاوت را در منطقه باز کند "تا از رویارویی به سوی همکاری برود

تنش میان ایران و بحرین پس از اظهارات اخیرا آیت الله خامنه ای رهبر ایران بالا گرفت

رهبر ایران در سخنرانی روز جمعه ۲۶ اردیبهشت در مورد توافق یمن و تاثیر آن بر سیاست خارجی ایران، ملت یمن، بحرین و فلسطین را "ملت‌های مظلوم" خواند و گفت که "هر اندازه که بتوانیم از مظلوم دفاع و با ظالم مقابله خواهیم کرد

تنش‌های دیپلماتیک میان دو کشور از حدود چهار سال پیش، هم‌زمان با آغاز ناآرامی‌ها و اعتراضات علیه حکومت بحرین به شدت بالا گرفت

ایران در آن زمان سرکوب معترضان را محکوم کرد و بحرین هم در مقابل ایران را به حمایت از ناراضیان شیعه و دخالت فاحش" در امور داخلی خود متهم کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 10:5  توسط جوینده  | 

 

پلیس نیجریه می گوید که یک دختربچه حدودا ۱۰ ساله عامل حمله ای انتحاری در شمال شرقی این کشور بوده که باعث مرگ حداقل ۱۶ نفر شده است.

این حمله در نزدیکی یک بازار شلوغ در شهر داماتورو در ایالت یوبه انجام شد. حدود ۵۰ نفر هم زخمی شده اند.

تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حمله را به عهده نگرفته است اما گروه اسلامگرای بوکو حرام مسئول بمبگذاری های مشابه در ماه های شناخته می شود.

پیشتر در ماه ژوئیه دو بمبگذار زن ۹ نفر را در حمله ای انتحاری در این شهر کشتند.

تویین گبادگسین سخنگوی پلیس یوبه گفت که تازه ترین حمله صبح یکشنبه روی داد.

او گفت که کودک مواد منفجره را در میان جمعیتی منفجر کرد که منتظر عبور از ایست بازرسی برای ورود به بازار بودند.

در حمله قبلی در روز ۱۷ ژوئیه دو بمبگذار زن - که یکی از آنها دختری ۱۰ ساله بود - مردم را پیش از مراسم نیایش عید فطر کشتند.

بوکو حرام اخیرا پس از تحمل شکست هایی از نیروهای نیجریه و نیروهای چندین کشور همسایه، عملیات خشونت بار خود را تشدید کرده است.

بوکو حرام در یک نگاه

  • بوکو حرام در زبان هوسا یعنی "آموزش غربی ممنوع
  • این گروه در سال ۲۰۰۲ با تمرکز بر ضدیت با آموزش سبک غربی اعلام موجودیت کرد
  • در سال ۲۰۰۹ عملیات نظامی برای ایجاد حکومت اسلامی را آغاز کرد
  • این گروه به مقر پلیس و سازمان ملل در ابوجا، پایتخت، حمله کرده است و هزاران نفر - عمدتا در شمال شرقی نیجریه - را کشته است.
  • این گروه صدها نفر از جمله حداقل ۲۰۰ دانش آموز دختر را ربوده
  • بوکو حرام چند شهر در شمال شرقی این کشور را کنترل می کند و به کشورهای همسایه هم حمله کرده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 10:40  توسط جوینده  | 

 

رهایی از بحران پناهجویان سوری و انتقال بحران به خارج از ترکیه.

جلوگیری از نفوذ برخی از افراد در قالب پناهجو به ترکیه و همچنین ناتوانی از اسکان و تامین امکانات حیاتی و بهداشتی برای پناهجویان سوری یکی دیگر از دلایل دولت ترکیه و دلایل اصرار آن بر ایجاد منطقه حائل است.

 

 

دولت ترکیه تاکنون میلیونها دلار جهت فراهم ساختن امکانات برای پناهجویان سوری صرف کرده است و از دولتهای غربی و سازمان ملل متحد انتقاد می کند که کمکهای نقدی‌شان برای رسیدگی به پناهجویان کافی نبوده است.

دولت ترکیه می‌گوید قریب به دو میلیون پناهجو را در خاک خود اسکان داده و چنانچه منطقه حائل با تصویب سازمان ملل شکل عینی بیابد، خواهد توانست هم از زیر بار این هزینه و مسئولیت رهایی یابد و هم اینکه راه تجارت و صادرات مواد مورد نیاز برای ساکنان این منطقه نیز فراهم شود و سودی عاید خود کند.

در صورتی که ترکیه بدون در نظر گرفتن اراده بین المللی و بدون مشارکت سازمان ملل متحد و با نادیده گرفتن هنجارهای سیاسی و بین المللی دست به ایجاد منطقه حائل بزند، با واکنشهای منطقه‌ای و جهانی مواجه خواهد شد.

چنانچه نقشه منطقه حائل مورد نظر ترکیه که از سه سال و نیم پیش تاکنون، حساسترین و بحرانی ترین منطقه سوریه بوده، تحقق یابد، در ادبیات سیاسی به معنای اشغال تلقی خواهد شد و به نوعی، اقدامی عملی برای تجزیه خاک کشوری دارای حق حاکمیت ملی و عضو سازمان ملل خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 10:34  توسط جوینده  |