نویسندگی
نویسندگی مقاله 
قالب وبلاگ
چرا باید چیزی باشیم که اون نیستیم؟

چرا کمی به واقعیت اینکه ماهم می توانیم کسی باشیم که بقیه بخوان از آن تقلید کنن نمی رسند؟

[ سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ] [ 9:25 ] [ جوینده ]
سلام دوستان عزیز من ازشما سوال کنم آیا روزی خواهد رسید که بتوانیم دراین سرزمین آزادانه نفس بکشیم آزادانه لباس بپوشیم آزادانه حرف بزنیم وبه ابتدایی ترین حقوق خود که ازنظرمن آزادی بیان است برسیم؟ لطفا جواب بدهید چطور ممکن است؟
[ شنبه نهم مهر 1390 ] [ 11:52 ] [ جوینده ]
سلام به همه ی انسانهای آزاد اندیش.

[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ] [ 9:1 ] [ جوینده ]

امید کوکبی کیست؟

توانا-امید کوکبی، دانشجوی فوق دکترای فیزیک اتمی در دانشگاه آستین تگزاس بود که در فرودگاه و در هنگام خروج از کشور، در بهمن ۸۹ بازداشت شد. جرم او در هنگام بازداشت "تجمع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی  کشور" عنوان شد.

او که متولد سال ۱۳۶۱ در گنبدکاووس بوده و سنی مذهب است، با رتبه ۳۹ در دانشگاه صنعتی شریف قبول شد و مدرک کار‌شناسی خود را در دو رشته فیزیک و مهندسی مکانیک از آنجا دریافت کرد. سپس برای ادامه تحصیل  در مقطع کار‌شناسی ارشد و دکترا به خارج از  کشور رفت و دکترای خود را در رشته فیزیک اپتیک و فوتونیک در دانشگاه بارسلون اسپانیا به اتمام رساند. این دانشجوی ترکمن ایرانی نهایتا در سال ۸۹ به دعوت دانشگاه آستین  تگزاس به آمریکا رفت تا تحقیقات فوق دکترای خود را در آنجا ادامه دهد. چون رشته تحصیلی او  در صنایع اتمی کاربرد زیادی دارد،در طی این سال‌ها مدام از طرف مقامات امنیتی دعوت به همکاری در پروژه‌های اتمی شد. او  تمام این دعوت‌ها را به دلیل عدم تمایل شخصی رد کرد. کوکبی استدلال می‌کند که همین مساله موجب بازداشت و زندانی شدن وی شده است.

بازداشت و زندان

امید کوکبی ۳۶ روز را در ایام بازجویی در انفرادی به سر برد. وی در نامه‌ای که به دوست و هم دانشگاهی سابق خودش- علی شریفی- نوشته است، درباره اتهامات خود توضیح می‌دهد که در ابتدا به او اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" را زده بودند اما در ‌‌نهایت به اتهام "ارتباط با دولت متخاصم آمریکا" به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. او درباره این حکم سنگین می‌گوید: «این حکم ۱۰ ساله حبس نه برای خطای رفته از کسی، بلکه تنبیهی است برای کسی که حاضر نشده به خاطر اعتقادش به "آزادی انتخاب شخصی برای برگزیدن مسیر زندگی‌اش،" در داخل سیستم امنیتی و نظامی، علی رغم ارائه انگیزه‌های مالی و فنی فراوان آن، مشغول به کار شود ». وی همچنین به پیشنهادات فراوانی اشاره می‌کند که از سوی سازمان‌های نظامی و امنیتی به او ارائه شد و او به دلیل اینکه تمایلی به همکاری در پروژه‌های طبقه بندی شده و دولتی نداشت، آن‌ها را رد کرد. وی در این نامه از آخرین پیشنهادی می‌گوید که در صبح روز بازداشتش در سازمان انرژی اتمی ایران صورت گرفت. وی با معاون رییس سازمان دیداری داشت و دوباره از او دعوت به همکاری شد. کوکبی بنا به گفته خودش‌‌ همان پاسخ‌های همیشگی را داد و دعوت را رد نمود. وی در این نامه به سه مرحله دعوت به همکاری در داخل زندان اشاره می‌کند. او می‌گوید که حتی یکبار ماموران امنیتی با مراجعه به منزل پدرش در گنبدکاووس، از پدر و مادر وی می‌خواهند که وی را راضی به همکاری در پروژه‌های اتمی نظام کنند و دوباره با پاسخ منفی او رو به رو می‌شوند.

امید کوکبی در حالی که دوران زندان را سپری می کرد، به اتهام"تحصیل مال از راه نامشروع " به ۹۱ روز حبس دیگر محکوم شد. این حکم بدون برگزاری دادگاه به وی داده شد.

او در نامه دیگری که اینبار خطاب به رییس قوه قضاییه، آیت الله صادق لاریجانی نوشته شده است،درباره روند بازجویی‌های خود توضیحاتی را ارائه داده و خواستار تشکیل دادگاهی عادلانه و امکان دفاع از خود می‌شود. او در بخشی از نامه درباره سوء استفاده بازجویان از احساسات عاطفی او نسبت به خانواده‌اش اینگونه می‌گوید:« بازجویان می‌دانستند که من وابستگی عمیق و شدید عاطفی به خانواده‌ام و خصوصاً پدر و مادر رنج کشیده‌ام دارم پدر و مادرم با آنکه از طبقه‌ای محروم در شهرستانی دوردست بوده‌اند... حتی شنیدن یک کلمه درباره بیماری و بستری شدن آن‌ها، آن هم بخاطر وضعیت من در شرایط سلول انفرادی و ترس و بلاتکلیفی، مرا دچار عدم تعادل و تسلیم پذیری شدید می‌کرد... (اولین تماسم با خانواده‌ام ۲۴ روز پس از بازداشت پس از تحمل مانور‌ها و فشارهای روانی فراوان بازجویان و کسب خشنودی آن‌ها برقرار شد که کمتر از ۲ دقیقه طول کشید). وقتی مشاهده می‌کردم که هر وقت مطالبی را که بازجویان دوست دارند می‌نویسم و یا آنچه آن‌ها دیکته می‌کنند مکتوب می‌کنم، روند تحقیق سریع‌تر و با فشار کمتری پیش می‌رود، تهدید و ارعاب کمتر است، بطور خودبخودی به این نتیجه رسیدم که مطالبی بنویسم که خوشایند بازجویان باشد و در بسیاری مواقع خودم برای جلب رضایت و خشنودی بازجویان آنچه را فکر می‌کردم آن‌ها دوست دارند یا دیکته می‌کنند، می‌نوشتم. در آن لحظه نمی‌توانستم فکر کنم و نمی‌دانستم این مطالب چه عواقب سنگینی ممکن است داشته باشد».

واکنش ها به بازداشت امید کوکبی

در واکنش‌هایی که به بازداشت و زندانی شدن امید کوکبی صورت گرفت، می‌توان به نامه جمعی از دانشمندان و برندگان جایزه نوبل به آیت الله خامنه‌ای اشاره کرد. این دانشمندان، در این نامه، امید کوکبی را از اتهامات ارتباط با دولت متخاصم و کسب درآمد از طریق نامشروع مبری و پاک دانستند. اینان در این نامه اشاره کردند که وی صرفا پژوهشگری جوان و در حال تحصیل بوده است. درباره اتهام مالی کوکبی نیز در این نامه اینگونه آمده است: «ایشان به خاطر همکاری در امر آموزش، کمک‌ هزینه می‌گرفتند که به طور معمول به تمامی دانشجویان سال اول دوره دکترا، چه آمریکایی و چه غیرآمریکایی، توسط دانشگاه تگزاس داده می‌شود و این کمک‌هزینه از طرف دولت آمریکا یا دیگر بنگاه‌ها نیست».

در یک نامه دیگر نیز، ۳۱۹ دانشجو و دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف، نسبت به وضعیت امید کوکبی اظهار نگرانی کردند و اشاره کردند که کوکبی نویسنده ۷ مقاله تخصصی فیزیک در نشریات دانشگاهی است و در ۱۶ سمینار علمی آنها را ارائه داده است. آن‌ها از رییس قوه قضاییه خواستند تا کوکبی حق انتخاب وکیل داشته باشد و در ضمن بر اساس اصل برائت قبل از برگزاری دادگاه به دانشگاه محل تحصیل خود برگردد.

آخرین وضعیت امید کوکبی

"صفربی بی‌حق نظری" مادر امید کوکبی درباره وضعیت پسرش در زندان، از مشکلات جسمی او از ناحیه کلیه و معده و در عین حال از پویایی علمی و مطالعاتی فرزندش سخن می گوید. وی اشاره می کند که به رغم سختگیری بسیار مسئولین، امید کوکبی سعی می‌کند خود را از لحاظ علمی به روز نگاه دارد. او می‌گوید:«امید در زندان مشغول تدریس دروس علمی نظیر فیزیک، ریاضی و تدریس زبان های خارجی نظیر انگلیسی، اسپانیایی و فرانسوی به همبندیانش و زندانیان دیگر است. همچنین مشغول مطالعه مقالات و کتاب های علمی نیز است که ما به سختی به دستش می رسانیم، مقالات علمی و کتاب های علمی به سختی و پس از کنترل کامل و طی پروسه طولانی به دستش می رسد. اخیرا مقاله امید در کنفرانس سالانه فیزیک در بیرجند برای سخنرانی پذیرفته شده بود، ولی آنها اجازه ندادند در آنجا حضور پیدا کند. هم اکنون ایشان برای دو کنفرانس دیگر در تهران و شیراز مقاله فرستاده اند و امیدوارند اینبار به او اجازه دهند. همچنین اخیرا جایزه آندره ساخاروف توسط انجمن فیزیک آمریکا به او اهدا شده است.» او درباره وضعیت جسمی فرزندش ادامه می دهد: «هنوز پرونده امید به منوال خود باقی است. با تقاضای مرخصی و درخواست های اعزام برای درمان پزشکی او همچنان مخالفت می شود. وضعیت جسمی او چندان مساعد نیست و از ناراحتی معده و سنگ کلیوی رنج میبرد.»

[ جمعه یکم اسفند 1393 ] [ 14:42 ] [ جوینده ]

آیا غرب اراده متوقف کردن روسیه را دارد؟

به نظر می رسد شورشیان اوکراین به شدت مسلح هستند

مثل بسیاری دیگر از توافق های آتش بس نگرانی عمده این است که آنچه در منیسک مورد توافق قرارگرفت روی کاغذ بماند.

شتاب و اضطرار برای رسیدن توافق آتش بس در شرق اوکراین و پافشاری بر اجرای آن باعث خواهد شد که مباحث و اختلاف نظرها در آمریکا پیرامون نحوه برخورد با روسیه تشدید شود.

باراک اوباما به ولادیمیر پوتین هشدار داده است که اگر روسیه به اقدامات تعرضی خود در اوکراین ادامه دهد "هزینه های این اقدام برای روسیه افزایش خواهد یافت." اما رییس جمهورآمریکا دقیقا منظورخود را از این هشدار بیان نکرده است. و این موضوع بسیار مهم است.

اختلاف نظر بر سر نحوه کمک تسلیحاتی به اوکراین یکی از محورهای مهم سیاست خارجی باراک اوباما را زیر سئوال برده است.

باراک اوباما می گوید که دولت او هنوز در مورد تسلیح ارتش اوکراین به سلاح های پیشرفته تصمیم نهایی را نگرفته است. ولی در عین حال خاطر نشان کرده که چنین اقدامی محتمل است. او این موضوع را در یک کنفرانس خبری مشترک با آنگلا مرکل صدراعظم آلمان بیان کرد.

اما رهبران آلمان، فرانسه و بریتانیا با ارسال سلاح های آمریکایی برای اوکراین مخالفند. آنها هشدار می دهند که با این اقدام شرایط بد اوکراین، بدتر خواهد شد.

تعداد زیادی از داوطلبان به صفوف واحدهای شبه نظامی اوکراین می پیوندند

در واقع کمتر صاحبنظر و سیاستمداری در اروپا معتقد است که با کمک های تسلیحاتی محدود آمریکا ارتش اوکراین قادر خواهد بود شورشیان و روس هایی را که از آنها حمایت می کنند، شکست بدهد. حداکثر تاثیری که ارسال اسلحه برای اوکراین خواهد داشت این است که پوتین را وادار کند تا مکث کرده و کمی فکر کند.

گزارشی که اخیرا درمحافل سیاسی آمریکا منتشر شده و از باراک اوباما می خواهد در مورد اوکراین سیاست فعالتری اتخاذ کند، در نتیجه گیری خود می نویسد: "غرب توانایی متوقف کردن روسیه را دارد. سئوال این است که آیا غرب اراده لازم برای این کار را هم دارد؟"

این نکته اشاره بسیار خوبی است به یک بحث فلسفی بسیار مهمتر که این روزها کسی فرصت آن را ندارد.

گزارش موسسه پژوهش های استراتژیک بروکینگز که توسط کارشناسان معتبر و ارشد تنظیم شده، یادآوری می کند که اگر غرب اراده خود را به نمایش نگذارد مسلما دولت روسیه از آن بهره برداری خواهد کرد. در بخشی از گزارش موسسه بروکینگز گفته می شود: "تاریخ به وضوح نشان می دهد که تنها راه جلوگیری از تبدیل شدن یک چنین تعرض هایی به یک بحران و کشمکش منطقه ای و حتی بین المللی، مقابله با آن و خنثی کردن آن است."

جان هربست از سفرای سابق آمریکا و یکی از تنظیم کنندگان این گزارش به بی بی سی گفت:"درعرصه زورآزمایی و صحنه نبرد هم باید فشارهایی اعمال شود تا پوتین درک کند که یک توافق دیپلماتیک به نفع او هم خواهد بود. صحبت های او و بیانیه های حکومت روسیه در مورد جمهوریهای بالتیک نشان می دهند که اهداف او فراتر از اوکراین است."

جان هربست افزود:"امروزه بزرگترین خطر برای امنیت ملی آمریکا یک روسیه خودسر و یاغی است که باید آن را متوقف کرد و بهترین جا برای این کار اوکراین است."

وزارت خارجه و وزارت دفاع آمریکا به طور کلی با یافته ها و توصیه های این گزارش موافقند اما باراک اوباما و سوزان رایس مشاور امنیت ملی او هنوز در پذیرش آن اکراه دارند.

شکیبایی استراتژیک

اما در مرکز این مباحث عملی و اضطراری یک موضوع نظری مهم وجود دارد.

سوزان رایس مشاور امنیت ملی باراک اوباما اخیرا یک جمعبندی کامل از محورهای اصلی سیاست خارجی رییس جمهور آمریکا را در قالب یک گزارش منتشر کرده است. این مطلب پوشش و توجه چندانی را جلب نکرد و همین نکته موضوع بسیار مهمی است.

_______________________

تلفات انسانی جنگ اوکراین

۵۴۸۶ نفر در شرق اوکراین کشته و حدود ۱۳ هزار نفر نیز زخمی شده‌اند

این تلفات سقوط هواپیمای مالزی در ژوییه سال ۲۰۱۴ را نیز شامل می شود که در آن ۲۹۸ نفر کشته شدند

ارزیابی می شود که حدود ۵.۲ میلیون نفر در مناطق جنگ زده زندگی می کنند

رقمی حدود یک میلیون نفر، شامل حدود ۱۲۰ هزار کودک در داخل اوکراین آواره شده اند

حدود ۶۰۰ هزار نفر به کشورهای همسایه گریخته‌اند که از این میان بالاترین رقم، حدود ۴۰۰ هزار نفر به روسیه رفته‌اند

منبع: گزارش سازمان ملل متحد، ۶ فوریه ۲۰۱۵

____________________

در شرایطی که جهان با تحولات مهم و بحران های جدی و متعددی روبرو است، این گزارش به حدی آرام و بی دغدغه است که می توان آن را نادیده گرفتن خودخواهانه واقعیت های موجود توصیف کرد.

دکترین اصلی که این گزارش بر آن استوار است "شکیبایی استراتژیک" نامیده می شود. خانم رایس در مورد گمراه شدن توسط تیترهای خبری و سرو صدایی که رسانه ها به راه می اندازند هشدار می دهد.

او می گوید:" به جای اینکه تحت تاثیر تیترهای خبری قرار بگیریم، ما به بررسی تحولات دراز مدت و کنترل آینده متعهد هستیم که فراتر از بحران های موردی و روزمره است و دیدگاهی را دنبال می کنیم که به اعتقاد ما جهان باید و می تواند بر آن مبنا شکل بگیرد."

چنین تحلیلی بسیار منطقی است. خانم رایس به درستی یادآوری می کند که در حال حاضر آمریکا با هیچ تهدیدی جدی که موجودیت آن کشور را به خطر بیاندازد روبرو نیست. او به درستی می گوید که اهمیت هند هر روز بیشتر می شود و رابطه با چین برای آینده جهان و منافع استراتژیک آمریکا موضوع کلیدی است. همچنین به درستی یادآوری می کند که درهای همکاری با روسیه در آینده را باید باز نگاه داشت.

اما خطر در این است که اگر کشور دیگری با یک اراده قوی تر ابتکار عمل در بحران های امروزی را به دست بگیرد، آینده روشنی که خانم رایس آن را توصیف می کند ممکن است از کنترل آمریکا خارج شود.

البته باید یادآوری کرد که مشاور امنیت ملی باراک اوباما در همین جمع بندی به شدت از اقدامات روسیه انتقاد می کند و می نویسد: "سیاست تعرضی روسیه دراوکراین یک بی حرمتی فجیع ومرگبار به موازین و توافق های پایدار است. آمریکا با کمک متحدان خود مجازات های سیاسی و اقتصادی شدیدی را علیه روسیه اعمال می کند و تا زمانی که روسیه این سیاست خود را تغییر ندهد ما به فشارهای خود خواهیم افزود."

دیپلماسی شبیه به معنویات ذن

فشارهایی که سوزان رایس به آنها اشاره می کند تاکنون در قالب تحریم های اقتصادی به روسیه فشار زیادی وارد کرده است. اما با وجود مشخص بودن تاکتیک ها هنوز استراتژی آمریکا دقیقا تعیین نشده است.

وجود یک تمایل به گوشمالی دادن روسیه کاملا قابل فهم است. اما مشخص نیست که هدف از فشارهای آمریکا و متحدان غربی آن کشور وادار کردن پوتین به تجدید نظر در سیاست های خود در ناحیه کریمه و شرق اوکراین است و یا هدف نهایی فشارها مجبور کردن او به کناره گیری از قدرت است.

در واشنگتن که اکثر اوقات تحلیلگران می توانند به قدرت برسند و یا نظر خود را به نهادهای تصمیم گیر القاع کنند، بسیاری از این سیاست خارجی ذن گونه دولت باراک اوباما ناراضی هستند.

گزارش تحقیقاتی موسسه پژوهشی بروکینگز با لحن انتقادی شدید را باید بسیار جدی گرفت چون یکی از بانفوذترین مراکز پژوهشی واشنگتن است. سه مقام بلندپایه سابق در وزارت خارجه و وزارت دفاع، دو سفیر سابق آمریکا در اوکراین، یک نماینده سابق آمریکا در ناتو و فرمانده سابق نیروهای ناتو در اروپا آن را امضا کرده اند.

این افراد کسانی هستند که علاوه بر سابقه خود در گذشته می توانند روی آینده نیز تاثیر گذار باشند. منابع مطلع می گویند که تعداد زیادی از این افراد ممکن است تیم سیاست خارجی و امور دفاعی هیلاری کلینتون را در صورت نامزدی او برای مقام ریاست جمهوری تشکیل دهند.

در گزارش موسسه پژوهشی بروکینگز به باراک اوباما توصیه می شود که بدون درنگ یک میلیارد دلار کمک های تسلیحاتی شامل هواپیماهای بدون سرنشین و موشک های ضد تانک به اوکراین ارسال کند و پدافند ضد هوایی آن کشور را نیز تقویت کند.

جان هربست سفیر سابق آمریکا در اوکراین و یکی از تنظیم کنندگان این گزارش با سیاستمداران تندرو و جنگ طلب آمریکایی تفاوت زیادی دارد. ولی حتی او تاکید می کند که در این مورد مشخص رییس جمهور آمریکا با عدم ارسال اسلحه برای اوکراین مرتکب اشتباه شده است.

او در مصاحبه با بی بی سی گفت:"اکثر مقامات ارشد در دولت آمریکا معتقدند که کمک تسلیحاتی به اوکراین درست است. رییس جمهور محتاطانه برخورد می کند و من این موضوع را درک می کنم. او وارث یک سیاست خارجی دخالت جویانه و جنگ طلبانه ای بوده که به شدت شکست خورده است. به عنوان مثال باراک اوباما برخلاف تمایل خودش و به توصیه مشاورانش در جنگ لیبی دخالت کرد و دیدیم که نتیجه آن فاجعه بار بود. وقتی که نوبت به سوریه رسید باز همان مشاوران به او توصیه کردند که در جنگ دخالت کند ولی او قبول نکرد و من این تصمیم او را ستایش می کنم. اما مشکل این است که او همین منطق را در شرایط و موقعیت های متفاوت به کار می برد. شرایط اوکراین با جنگ داخلی سوریه و یا مورد لیبی فرق می کند. در اوکراین یک رهبری توانا وجود دارد که می خواهد آن کشور را به سوی دموکراسی و اقتصاد بازار آزاد ببرد و یک نیروی متجاوز تمامیت خواه تلاش می کند آنها را له کند."

احتیاط قابل فهم

آنگلا مرکل خواستار احتیاط شده است

شین بیرملی که تا سال ۲۰۱۲ مسئول برنامه ریزی استراتژیک در شورای امنیت ملی ریاست جمهوری آمریکا بوده احتیاط و سئوالات موجود در ذهن رییس جمهور را به خوبی درک می کند. او می گوید:"جزییات این کمک تسلیحاتی مورد بحث برای اوکراین اصلا مشخص نیست. چه تسلیحاتی قرار است به آنها بدهیم؟ آیا علاوه بر تسلیحات باید مستشار و کارشناسان نظامی هم بفرستیم؟ به عنوان مثال برخی به تسلیحات ضد تانک اشاره می کنند ولی این نوع تسلیحات بسیار پیچیده هستند و کاربرد آنها به آموزش نیاز دارد."

او می افزاید :"سئوالات دیگر این است که حمایت تسلیحاتی و آموزشی ما از اوکراین تا چه مدتی ادامه خواهد یافت؟ و آیا همه این کمک ها روی تعادل قدرت نظامی تاثیر خواهد داشت؟ به نظر من کاخ سفید به خوبی این سئوالات را می داند و قبل از هر تصمیم گیری مشخصی برای دخالت مستقیم در این بحران، باید تمام این موارد را ارزیابی کند."

اگر به موارد گذشته برگردیم می بینیم که تلاش های دیپلماتیک موثر و توقف و بن بست در یک درگیری منطقه ای ممکن است جلوی پیشروی بیشتر روسیه را بگیرد. یکی از نمونه های آن جنگ کوتاه مدت با گرجستان بود.

بنابراین مذاکرات و توافق اخیر در مینسک با متوقف کردن زد و خوردها ممکن است به نتیجه مشابهی برسد. متاسفانه در مورد هیچ بحران نظامی نمی توان زمان نقض مجدد آتش بس و یا تداوم آن را پیش بینی کرد. اما در یک چنین شرایطی بالا بردن فتیله اقدامات نظامی هر یک از طرفین ممکن است به گسترش جنگ منجر شود و در آن صورت نیروهای طرفدار روسیه پیشروی بیشتری خواهند کرد. هر چند باید پذیرفت که از زمان مذاکرات قبلی تا مذاکرات منیسک ۲ موقعیت نیروهای طرفدار روسیه بهتر شده و قلمرو تحت کنترل آنها گسترش یافته است.

موضوع بنیادی

درگیریهای خشونت آمیز در شرق اوکراین تشدید شده است

تمام این نکات و جزییات به این دلیل مهم است که موضوع بنیادی در بحران اوکراین این است که غرب از خود چه ارزیابی دارد و آمریکا در صحنه جهانی چگونه رفتار می کند.

به نظر می رسد که دو غریزه دیپلماتیک بسیار معقول یکدیگر را به چالش می کشند.

منطق اولی تاکید می کند که اتحاد کشورهای غربی تنها قدرت موجود در جهان نیست و باید با دیگران با حدی از احترام و دلجویی رفتار کرد و هر کسی را نباید به سرعت دشمن قسم خورده غرب قلمداد کرد.

در مقابل منطق دوم معتقد است که معیارهای حاکم در غرب جهانشمول هستند و در نتیجه دموکراسی و حق تعیین سرنوشت برای همگان است.

درک درست از تاریخ معاصر به ما نشان می دهد که بسیاری در روسیه معتقدند که پس از فروپاشی اتحاد شوروی آن کشور به شدت تضعیف و تحقیر شد. آنها احساس می کنند که حتی امروزه ائتلاف قدرتهای غربی مثل ناتو و یا اتحادیه اروپا از پیشروی خود به سوی حوزه نفوذ روسیه دست برنداشته ومی خواهند حتی اوکراین را که زادگاه مذهب اکثریت مردم روسیه و محل شکل گیری اولین حکومت های مدرن روسیه است، از آنها بربایند.

این احساس و دیدگاه مردم روسیه خود را نه متجاوز بلکه مورد تجاوز می داند.

ولی در عین حال باید با دیدگاه و نیاز مردم اوکراین هم همدلی کرد که احساس می کنند سرنوشت و آینده آنها به اروپا وابسته است. آنها می خواهند به اتحادیه اروپا بپیوندند و برای دفاع از این حق خود حتی حاضرند کشته شوند.

طعنه تاریخ در این است که در همین حال برخی از احزاب اروپایی خواستار خروج کشور خود از اتحادیه اروپا هستند.

در پایان باید گفت که باراک اوباما نمی تواند به این معمای بنیادی که در بحران اوکراین نهفته، پاسخ دهد و حل تاریخی این معضل چیزی فراتر از آن است که آن را به اکراه و یا احتیاط اوباما نسبت بدهیم.

[ دوشنبه بیست و هفتم بهمن 1393 ] [ 10:17 ] [ جوینده ]

حکم جلب رئیس جمهور آرژانتین را تنظیم کرده بود'

 

مدارک پرونده مرگ آلبرتو نیسمان به دفتر ویویانا فین منتقل می شود

سرپرست تحقیقات درباره مرگ مشکوک آلبرتو نیسمان، دادستان ارشد آرژانتینی که درباره پرونده بمبگذاری آمیا تحقیق می کرد، می گوید که این دادستان پیش نویس حکمی را برای دستگیری رئیس جمهور این کشور تنظیم کرده بود.

آقای نیسمان، کریستینا فرناندز رئیس جمهور و هکتور تیمرمن وزیر خارجه را متهم کرده بود سعی داشته اند نقش مقام های ایرانی را در بمبگذاری مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس پنهان کنند.

هر دو مقام مکررا این اتهام را رد کرده اند. ایران هم اتهام دخالت در بمبگذاری سال ۱۹۹۴ که منجر به مرگ ۸۵ نفر شد را رد می کند.

جسد آقای نیسمان درحالی پیدا شد که جای یک گلوله در سرش پیدا بود. هنوز معلوم نیست که آیا او کشته شده یا خودکشی کرده است.

ویویانا فین سرپرست تحقیقات درباره مرگ آلبرتو نیسمان گفت که سند ۲۶ صفحه ای حکم جلب در یک سطل زباله در مجتمع آپارتمانی محل زندگی آقای نیسمان پیدا شد.

این سند همچنین خواستار بازداشت هکتور تیمرمن وزیر خارجه آرژانتین و چند سیاستمدار هوادار رئیس جمهور می شود.

وجود پیش نویس حکم جلب را اولین بار روزنامه آرژانتینی کلارین در روز یکشنبه فاش کرده بود. کلارین نوشته بود که این حکم در ماه ژوئن ۲۰۱۴ تنظیم شده بود شش ماه قبل از آنکه نیسمان، فرناندز را متهم کند.

دولت در واکنش آن گزارش را "زباله" خوانده بود.

خانم فین ابتدا پس از انتشار گزارش کلارین، وجود چنین سندی را رد کرده بود اما سه شنبه صبح در یک رادیوی آرژانتینی گفت:‌ "باید از این کلمات استفاده می کردم: مشهود است که یک پیش نویس وجود داشته."

او در پاسخ به خبرنگاران گفت تحت فشار دولت خانم دی کرشنر نبوده است.

گفته می شود که پیش نویس حکم جلب که در مجتمع آپارتمانی محل زندگی آقای نیسمان پیدا شده بخشی از گزارش ۳۰۰ صفحه ای که آقای نیسمان چند روز پیش از مرگش تسلیم دادگاه فدرال کرده بود نبوده است.

خانم فرناندز هم اکنون در بازدید از چین به سر می برد و در باره این خبر اظهار نظر نکرده است.

جسد آقای نیسمان روز ۱۸ ژانویه در حمام خانه اش پیدا شد درحالی که جای یک گلوله در سمت راست سرش پیدا بود و در کنارش یک اسلحه کالیبر ۰.۲۲ و یک پوکه افتاده بود.

آقای نیسمان در روز مرگش قرار بود در مورد یافته هایش در کنگره آرژانتین شهادت دهد.

محققان ابتدا گفتند که تصور می شود آقای نیسمان خودکشی کرده باشد، اما بعدا گفتند که نمی توانند احتمال قتل یا قرار دادن نیسمان در حالتی که به سر خود شلیک کرده باشد را مردود بدانند.

خانم فرناندز گفته که به اعتقاد او مرگ آلبرتو نیسمان خودکشی نبوده اما آن را بخشی از یک توطئه برای بدنام کردن دولت خوانده است.

او ماموران سابق امنیتی را متهم به سوءاستفاده از آقای نیسمان برای اتهام زدن به رئیس جمهور و بعد قتل او کرده است.

خانم فرناندز همچنین طرحی را برای انحلال دستگاه های امنیتی و ایجاد دستگاه های تازه اطلاعاتی اعلام کرد.

 

 

[ چهارشنبه پانزدهم بهمن 1393 ] [ 9:21 ] [ جوینده ]

آمریکایی انقلابی و روایت ندامتش از اعتماد به آیت‌الله خمینی

ریچارد فالک: آیت الله خمینی حرفمان را قطع کرد و گفت این یک انقلاب ایرانی نیست. اسلامی است؛ برای تمام جهان اسلام اهمیت دارد.

در بین آمریکایی‌هایی که به انقلاب ایران خوش بین بودند و از آن حمایت می‌کردند، شاید هیچ کس به اندازه ریچارد فالک، استاد برجسته حقوق بین الملل دانشگاه پرینستون، به معنی واقعی کلمه به آیت‌الله خمینی اعتماد نکرده و از این کار پشیمان نشده باشد.

پروفسور فالک می‌گوید که بعضی دانشجویان ایرانی‌ را می‌شناخت که در زندان‌های شاه به دست ساواک شکنجه شده بودند؛ به همین خاطر، او در دهه ۱۹۷۰ میلادی به شدت در عرصه حقوق بشر ایران فعال شده بود.

با بالا گرفتن اعتراضات ضد سلطنتی، ریچارد فالک هم به موج انقلاب پیوست. او و دو فعال آمریکایی دیگر در اواسط دی ماه ۵۷ برای مشاهده وقایع ایران به تهران می‌روند و به نشانه همبستگی با خواسته‌های مردم، در تظاهراتی هم شرکت می‌کنند.

آن‌ها سپس در نوفل لوشاتوی فرانسه به دیدار آیت الله خمینی می‌روند و جلسه پرسش و پاسخ مفصلی با رهبر انقلاب برگزار می‌کنند.

شور و هیجان مردم معترض و دیدار با رهبر انقلاب این حقوقدان بین المللی را چنان تحت تاثیر قرار داد که پس از بازگشت به آمریکا، قلم را برداشت و مقاله‌ای تحت عنوان «اعتماد به خمینی» در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رساند که در آن ضمن دفاع از آیت الله خمینی، پیش بینی کرد که انقلاب ایران «الگوی به شدت مورد نیاز حکمرانی رئوفانه برای یک کشور جهان سوم را به ما عرضه کند.»

از قضای روزگار، مقاله روزی چاپ شد که صادق خلخالی، حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب، در پشت بام مدرسه رفاه در تهران، «اعدام‌های انقلابی» سران حکومت سابق را شروع کرده بود. آن اعدام‌ها سرآغاز روند خشونت باری شد که خیلی زود دوستان انقلابی آقای فالک در طیف لیبرال و چپ را هم از گردونه قدرت حذف کرد. این اتفاقات چنان سرخوردگی و ندامتی در وی به وجود آورد که چند سال بعد، در‌‌‌ همان نیویورک تایمز مقاله «تقبیح جنایات خمینی» را به چاپ رساند.

ریچارد فالک، ۸۴ ساله، این روز‌ها در شهر سانتا باربارای کالیفرنیا زندگی می‌کند. او به خاطر انتقادهای صریحش از سیاست‌های اسرائیل شهرت جهانی دارد و تا چندی پیش، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر فلسطین بود.

نظرات انتقادی این فعال حقوق بشر علیه سیاست‌های اسرائیل و آمریکا معمولا بازتاب گسترده‌ای دررسانه‌های جمهوری اسلامی دارد ولی دگرگون شدن دیدگاه او درباره آیت الله خمینی تا به حال به درستی به اطلاع مخاطبان ایرانی نرسیده است.

وقتی که در کالیفرنیا به دیدار آقای فالک رفتم از او درباره علت انتخاب تیتر جنجالی «اعتماد به خمینی» برای مقاله اولش پرسیدم؛ گفت، سردبیران نیویورک تایمز تیتر را روی مقاله گذاشته بودند.

دیدار با آیت الله خمینی

کمتر کسی این مجموعه سخنرانی‌های آیت الله خمینی را مطالعه کرده بود. او سال‌ها پیش از انقلاب گفته بود: شما به حوزه علمیه نگاه کنید. آثار همین تبلیغات و تلقینات استعماری را مشاهده خواهید کرد. افراد مهمل و بیکاره و تنبل و بی‌همتی را می‌بینید که فقط مسئله می‌گویند و دعا می‌کنند و کاری جز این از آن‌ها ساخته نیست.... ما مکلف هستیم که اسلام را حفظ کنیم. این تکلیف از واجبات مهم است حتی از نماز و روزه واجب‌تر است. همین تکلیف است که ایجاب می‌کند خون‌ها در انجام آن ریخته شود.

آقای فالک در روز دوم بهمن ۵۷ تنها به دیدار رهبر انقلاب نرفته بود. دو فعال معروف به نام‌های رمزی کلارک (وزیر دادگستری پیشین ایالات متحده) و‌ فیلیپ لوس (فعال مدنی ضد جنگ) هم با او به نوفل لوشاتو آمده بودند تا به عنوان منتقدان سیاست خارجی کار‌تر، با آیت الله خمینی جلسه پرسش و پاسخ داشته باشند.

در زیر خیمه‌ای که آن روز در حیاط منزل آیت الله خمینی برپا شده بود، ریچارد فالک یک روحانی «مترقی» و «آزادی خواه» را به خاطر می‌آورد که از طریق دستیار جوانش صادق قطب‌زاده - که چند سال بعد به اتهام توطئه ترور بنیانگذار جمهوری اسلامی اعدام شد - می‌گفت که به بازی‌های سیاسی و قدرت علاقه‌ای ندارد.

آقای فالک می‌گوید: «او گفت که سیاستمدار نیست ولی وارد عرصه سیاسی شده زیرا بین مردم و شاه جوی خون راه افتاده است. گفت مشتاقانه منتظر است - فکر کنم این دقیقا عبارتی بود که به کار برد - که زندگی طلبگی را از سر بگیرد، به قم برگردد و در آینده سیاسی کشور مداخله نکند.»

آقای فالک، مانند اکثر هواداران آیت الله خمینی، کتاب «ولایت فقیه و جهاد اکبر» که مجموعه‌ای از سخنرانی‌هایش بود را نخوانده بود. نگاهی گذرا به کتاب نشان می‌دهد او تا چه حد به روحانیونی که وارد سیاست نمی‌شدند به دیده تحقیر نگاه می‌کرده و بر این موضوع که باید «فقها» زمام امور حکومت را در دست بگیرند تاکید داشته است.

آیت الله خمینی نوشته بود: «شما به حوزه علمیه نگاه کنید. آثار همین تبلیغات و تلقینات استعماری را مشاهده خواهید کرد. افراد مهمل و بیکاره و تنبل و بی‌همتی را می‌بینید که فقط مسئله می‌گویند و دعا می‌کنند و کاری جز این از آن‌ها ساخته نیست.»

او می‌افزاید: «ما مکلف هستیم که اسلام را حفظ کنیم. این تکلیف از واجبات مهم است حتی از نماز و روزه واجب‌تر است. همین تکلیف است که ایجاب می‌کند خون‌ها در انجام آن ریخته شود.»

«نقشه‌اش را پنهان کرده بود؟»

ریچارد فالک می‌گوید آیت الله خمینی به او گفت سیاستمدار نیست ولی وارد عرصه سیاسی شده زیرا بین مردم و شاه جوی خون راه افتاده است. گفت مشتاقانه منتظر است - فکر کنم این دقیقا عبارتی بود که بکار برد - که زندگی طلبگی را از سر بگیرد، به قم برگردد و در آینده سیاسی کشور مداخله نکند.

آیت الله خمینی این حرف‌ها را حداقل هشت سال پیش از پیروزی انقلاب در دوران تبعید در نجف عراق زده بود. اما او در نوفل لوشاتوی فرانسه - در حالی که مشاوران جوان در غرب تحصیل کرده‌ای چون ابراهیم یزدی، ‌صادق قطب‌زاده و ابوالحسن بنی صدر دور و برش را گرفته بودند - نظرات بسیار معتدلی را به رسانه‌ها و میهمانان خارجی ارائه می‌کرد.

به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب، روشی که او و شاگردانش در حزب جمهوری اسلامی در پیش گرفتند، خیلی‌ها را شگفت زده و مایوس کرد. حامیان انقلاب مانند آقای فالک انتظار نداشتند مرجع تقلید بسیار پرطرفداری که آن روز‌ها بیرق مبارزه با استبداد را در دست گرفته بود و می‌گفت در حکومت اسلامی مارکسیست‌ها در ابراز عقیده آزادند و در حجاب زنان اجباری در کار نخواهد بود، بخواهد ولی فقیه بلامنازع یک حکومت دینی شود و با قلع و قمع رقبا، قدرت را به انحصار خودش و حلقه روحانیان در آورد.

آقای فالک می‌گوید: «آیا او (آیت الله خمینی) نقشه‌اش را پنهان کرده بود؟ یا اینکه بعد از بازگشت به ایران تازه متوجه شد که چقدر طرفدار دارد و نظرش عوض شد؟»

در آمریکا اما فقط فعالانی مانند آقای فالک نبودند که فکر می‌کردند آیت الله خمینی در حال هدایت ایران به سوی یک نظام دموکراتیک است. یک سال پیش از فروپاشی حکومت پهلوی، سفارت آمریکا در تهران که اعتراضات را از نزدیک دنبال می‌کرد نیز در گزارش «ایران: شناخت نهضت اسلامی شیعه» به واشنگتن گزارش کرده بود که نهضت اسلامی تحت رهبری «نمادین» آیت الله خمینی به اصول شایسته سالاری و اجماع پایبند و از ویژگی‌های دموکراتیک برخوردار است.

در گزارش آمده: «بنا بر اصل اجماع، به نظر می‌رسد که در نهضت اسلامی، حاکمیت به طور دسته جمعی باشد نه اینکه به یک فرد - حتی شخصی مانند "امام" خمینی که برابر‌تر از دیگران است - واگذار شود... بر اساس برنامه نهضت، ‌مقدر به نظر می‌رسد که شخصیت‌های سیاسی و نه روحانیان در روند سیاستگذاری نقش غالب را ایفا کنند.»

گزارش را ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا، امضا کرد و به واشنگتن فرستاد، اما نویسنده اصلی آن، دیپلمات جوان تری به نام جورج لمبراکیس، رئیس بخش سیاسی سفارت بود که در ماه‌های آخر حکومت شاه بی‌سر و صدا تلاش می‌کرد با رهبران آینده ایران تماس برقرار کند تا روابط دو کشور پس از سقوط شاه ادامه یابد.

مقامات سفارت آمریکا - مانند ریچارد فالک و دوستانش - با چهره‌های میانه رو مانند آیت الله محمدکاظم شریعتمداری، مهدی بازرگان و عباس امیرانتظام ملاقات کرده بودند و تصور می‌کردند آیت الله خمینی را هم خوب شناخته‌اند.

از تهران تا نوفل لوشاتو

پنج روز پیش از آنکه شاه تاج و تخت سلطنت را بگذارد و برود - ریچارد فالک، رمزی کلارک و‌ فیلیپ لوس به دعوت مهدی بازرگان، دبیرکل نهضت آزادی، به ایران رفتند تا اوضاع را از نزدیک مشاهده کنند. این سه نفر رسانه‌های آمریکا را طرفدار شاه می‌دانستند و معتقد بودند که برای درک بهتر انقلاب باید آن را از نزدیک لمس کرد.

«سفر حقیقت یابی» آنان روز پنجشنبه (۲۱ دی ۵۷) شروع شد و در ظرف اقامت ۱۰ روزه، با اکثر بازیگران اصلی انقلاب دیدار کردند.

در سفارت آمریکا، ویلیام سالیوان را دیدند و از اختلاف نظر عمیق او با کار‌تر خبردار شدند و اینکه به عقیده او: «ارتش ایران مانند یک جانور زخمی شده و غیرقابل پیش بینی است.»

عصر ۲۶ دی که شاه کشور را ترک کرده بود، آقای فالک و دوستانش در ساختمان تقریبا خالی نخست وزیری به دیدار شاپور بختیار، نخست وزیر تازه رای اعتماد گرفته رفتند که به آن‌ها گفت: «من برای اداره کشور برنامه دارم، انقلابیون چیزی جز آرمان‌های گنگ و مبهم ندارند.»

ریچارد فالک می‌گوید که بختیار امکان بازدید آن‌ها از زندان اوین را فراهم کرد.

[ سه شنبه چهاردهم بهمن 1393 ] [ 23:25 ] [ جوینده ]

ما همچنان که از مرگ می ترسیم برای مردن نوبت می گیریم!

و برایتان درخت زیتون که از کوه طور سینا بیرون می آید رویاندیم و از آن روغن به دست می آید و به مصرف طعام می رسد .

همه محققین معتقدند روغن زیتون بهترین روغن دنیا است . زیتون سبز 70 درصد و زیتون سیاه 73 درصد آب دارد .

در آیات سورة نور 35 ، انعام 99 ، انعام 141 ، نحل 11 ، عبس 21 ، مؤمنون 20، از زیتون یاد شده است .

پیامبر (ص)   می فرمایند : « کلوا الذیت و ادهنوا به فأنه من شجرة مبارکة »

« از روغن زیتون بخورید و با آن روغن مالی کنید که از درخت مبارک است »

 

خواص میوه زیتون :

اندام مورد استفاده : میوه ، برگ ، پوست درخت

مشخصات گیاه : درختی است که همیشه سبز و بدون خزان ، دارای گونه های مختلف .

الف ) olea europaeal : که همان زیتون معمولی است . درختی است بلند با برگهای متقابل چرمی کشیده ، کناره برگ پیچیده ، روی برگ سبز تیره با خالهای سفید و پشت برگ نقره ای مایل به زرد ، گل های آن سفید و میوه آن تخم مرغی شکل است .

ب ) Olea ferruginea : این درخت شباهت زیادی به زیتون معمولی دارد . با این تفاوت که برگهایش بزرگ تر و پشت برگها به رنگ قرمز است . این گونه زیتون در بلوچستان ، ایرانشهر دیده می شود . زیتون اغلب در اوایل خرداد شروع به گل دادن می کند و میوه آن در آذر و دی ماه کاملاً رسیده و دارای رنگ تیره می باشد .

خواص درمانی :

برگ و میوه : کاهنده فشار خون ، مقوی معده ، اشتهاآور ، قابض ، تسکین دهنده دردهای روماتیسم ، نقرس ، درد مفاصل ، تب بر ، ادرارآور ، صفرابر ، ضد دیابت " بهترین آن زیتون سبز است ."

روغن زیتون : روغن زیتون به عنوان یک عامل ضد پیری و ضد سرطان ، کمی ملین ، یک عامل ضد انعقاد خون و انسداد شریانی ، ضد برخی بیماریهای قلبی و کاهنده کلسترول و توتال خون ، رفع کننده قولنج ، دل پیچه ، خارج کننده کرم معده ، خرد کنده سنگ مثانه ، دفع کننده سنگهای صفراوی ، رفع کننده یبوست مزمن ، افزایش ترشحات ادرار ، حیض ، عرق ، تسکین دهنده درد مفاصل ، سیاتیک ، وسرین می باشد .

در روغن زیتون ترکیبات شیمیایی وجود دارد که تمایل خون به لخته شدن را متوقف می کند . از رسوب کلسترول در شریانی جلوگیری می کند و برای پیشگیری از حمله های قلبی ، حتی بعد از وقوع اولیه حمله برای جلوگیری از حملات بعدی قلب توصیه می شود.ترکیبات شیمیایی :

مواد قندی ، مواد تلخ ، مواد رزینی ، موم ، تانن ، اسید گالیک ، گلوکوزید ، اولوروپیسین ، لاکتون غیر اشباع ، اولوروپتیک اسید و روغن که عمده در قسمت گوشت زیتون تشکیل می شود  مایعی است به رنگ زرد مایل به سبز ، زلال چسبنده که شامل : اسید سیئولئیک ، اسید والئیک ، اولئین مخلوط با پاسمتین .

 

طریقه مصرف :

زیتون پرورده : خوردن زیتون پرورده با غذا مقوی معده ، اشتهاآور و قابض می باشد. ایجاد بی خوابی می کند . شهوت را زیاد 
می کند و اسراف در خوردن آن باعث کم خونی و لاغری می شود .

ماد میوه زیتون : این ضماد برای رفع پوسته شدن سر مناسب است.

عصاره زیتون : مصرف عصاره آبی رنگ زیتون ، فشار خون را پائین می آورد .

جوشانده برگ زیتون : 20 عدد ( 50 گرم ) برگ زیتون را شسته و در یک لیتر آب به مدت 15 دقیقه بجوشانید و صاف شدة آن را با مقداری قند مصرف نمایید ( به مدت 15 روز ) برای پائین آوردن فشار خون و نقرس و عوارض روماتیسم مفید است .

ضماد برگ زیتون : ضماد برگ زیتون برای ورمهای گرم چشم و التیام زخم سر که بر اثر بریدگی ایجاد شده باشد و هم چنین مخملك مناسب است . این ضماد مخلوط با عسل برای به تحريك  ( آماسی در بین ناخن ها ایجاد و سفید و چرکی می شود و به زبان انگلیسی whittow نامیده می شود ، نافع می باشد.

دمکرده برگ زیتون : 50 گرم از برگ ها را در یک لیتر آب دم کرده و برای رفع تب فنجان میل نمایید. مضمضه با آب دمکردة برگ زیتون برای تسکین درد دندان مناسب است . شستشو با این دمکرده برای زخمهای مقعد و رحم نافع است .

 

صمغ درخت زیتون: این صمغ مقوی ذهن و حافظه و قوی از کندر است . برای سرفه مزمن و اخراج بلغم و رفع رطوبت جراحتها ( به صورت مرهم روی زخم ها گذارده می شود و موجب رویائیدن گوشت می شود ) مفید است .

 

روغن زیتون : برای کاهش کلسترول خون یک قاشق از روغن زیتون را هر صبح میل نمایید .

موارد دیگر استفاده از آن را فقط نام می‌بریم : 1- زغال شاخه درخت زیتون ، 2- روغن زیتون با سیر ، 3- روغن زیتون و اسطوخودوس ، 4- لوسیون جهت رفع شوره ، موخوره ، خشکی پوست ، رفع چروک و...

( روغن زیتون معمولی : 73 درصد زیتون را اولین مخلوط با پالمیتین شکل می دهد بعلاوه دارای مقداری بسیار کم استئارین آراشیرین یک فیتوستدول و غیره است.)

 

زیتون در روایات :

امام رضا (ع) از پیروانش ، از حضرت علی(ع) نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود :

زیتون را بخور و آن را بر بدنت بمال ؛ زیرا هرکس آن را بخورد و با آن روغن مالی کند ، شیطان چهل روز به آن نزدیک نمی شود . 
( عیون الخبار ج2. ص42 )

توضیح : شیطان به معنی همان میکروب است .

 

از پدرانش نقل نموده که )   فرمود : زیتون را داشته باشید ، چون آن سره ) را می شکافد ، بلغم را می برد ، پی ها را محکم می نماید ، اخلاق را خوب می کند ، نفس را پاک می گرداند و غم را می برد .

 

امام صادق(ع)  به خوردن زیتون به ام هانی چنین فرمودند :

در یک ظرفی آب و زیتون و نمک بریز و بخور . ( صحیفه الرضا . ص 28 - عیون الاخبار . ج2 . ص35 )

 

 

خانه کسی که که سرکه و زیتون در آن باشد ، بی خورشت نیست که آنها خورشت پیامبران است . 

 

خالد بن نجیح گوید : ا، نخستین غذایی را که می خوردند ، قلیت سرکه و زیتون بود .

 

 

امام صادق (ع) می فرمود : محبوب ترین غذای رنگی بر رسول خدا (ص)  سرکه و زیتون بود که غذای انبیاء است .

 

 

فرمودند : سرکه و زیتون که هضم کننده است . ( 

  : بر تو باد قلیت گوشت ، اگر گوشت نباشد ، پس سرکه و زیتون است . 

 

الحاق بن عمر گوید: بلکه بادها را طرد و از بدن دور می سازد .

 

" الزیتون یزید فی الماء" یعنی: روغن زیتون نطفه سرد را زیاد می کند .

 

با زیتون روغن مالی کنید ، آن را خورشت کنید که روغن برگزیدگان است ، خورشت اختیار شدگان ، درد و جای قرآن و در دو ملت عظمت یافته ، در حالت روی آوری و رو گردانی مبارک گشته ، بدین جهت هیچ سرفهی با آن ضرر ندارد .

 

 

زیتون بوی بد دهان را پاک می کند ، بلغم را می برد ، رننگ را صاف می نمايد، پی ها را محکم می گرداند ، مرض را می برد و خشم را خاموش می کند . 

[ سه شنبه چهاردهم بهمن 1393 ] [ 9:54 ] [ جوینده ]

شورای همکاری خلیج فارس اظهارات جنتی را محکوم کرد

عبداللطیف بن راشد الزیانی، دبیرکل شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس اظهارات احمد جنتی، دبیرکل شورای نگهبان ایران در خطبه های نماز جمعه تهران را غیرمسئولانه و خصمانه خوانده و آن را محکوم کرده است.

آقای زیانی با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که اظهارات آقای جنتی علیه ملک عبدالله، پادشاه درگذشته عربستان را توهین آمیز می داند و معتقد است که این اظهارات به اختلاف میان ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دامن می زند.

او از مقامات ایران خواست که به اصول حسن همجواری پایبند باشند و از بیان اظهاراتی که به روابط مبتنی بر احترام متقابل و عدم مداخله آسیب می زند، بپرهیزند.

ملک عبدالله، پادشاه عربستان روز ۲۲ ژانویه (دوم بهمن) درگذشت و برادرش ملک سلمان بن عبدالعزیز جانشین او شد.

پس از درگذشت ملک عبدالله، آقای جنتی در نماز جمعه تهران او را "قارون سعودی" خواند و گفت که او با شیعیان "خیلی دشمنی کرد" و پس از مرگ "به سزای اعمالش می رسد".

او مرگ ملک عبدالله را به مسلمانان و کسانی که "غصه شیعه را می خورند" تبریک گفت.

این سخنان در خطبه های نماز جمعه روز ۱۰ بهمن (۳۰ ژانویه) بیان شد، اما در همان روز سخنان دو تن از مراجع تقلید شیعه در ایران منتشر شد که از اظهار شادمانی در قبال مرگ پادشاه عربستان انتقاد کرده بودند.

آیت الله عبدالله جوادی آملی در دیدار با سفیر ایران در عربستان گفته بود: "ابراز شادی در مرگ افراد، چه ضرورتی دارد؛ این رفتار نه واجب است و نه مستحب. برای چه باید عواطف یک عده را جریحه دار کرد؟ علی الخصوص که حجاج ما برای انجام فریضه حج باید به این کشور سفر کنند."

آیت الله ناصر مکارم شیرازی هم گفته بود: "به رغم وجود اختلاف دیدگاه‌ها و مواضع رهبران دو کشور، هیچ گروهی از مسلمانان نباید به دیگری اهانت کند."

اظهارات این دو مرجع تقلید واکنشی به مطالب بعضی رسانه های اصولگرا و نحوه پوشش مرگ پادشاه عربستان در این رسانه ها قلمداد شد.

[ دوشنبه سیزدهم بهمن 1393 ] [ 22:22 ] [ جوینده ]

از تهران و استانبول تا ژنو و نیویورک

 

محمدجواد ظریف و جان کری وزرای خارجه ایران و آمریکا در یکی از خیابان های ژنو

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، یکبار دیگر از سوی گروهی از سیاستمداران داخل ایران مورد حمله قرار گرفته است.

اتفاقی که این بار برای ظریف دردسر ایجاد کرد، قدم زدن او با جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، در حاشیه مذاکرات ژنو بود. حرف و حدیث‌ها در این باره وقتی شدت گرفت که وزیر امور خارجه ایران برای دنبال کردن روند مذاکرات به پاریس رفت تا یکبار دیگر با همتای آمریکایی خود دیدار کند. نتیجه این دیدارها آن بود که ۲۱ نمایند مجلس ایران با امضای طرح سوال از ظریف از او خواستار توضیح دادن درباره این دو رویداد شدن که از نگاه آنها "دو خطای دیپلماتیک" به شمار می‌رفت. اما این اولین بار نیست که در طول سه دهه گذشته مقام‌های سیاسی ارشد ایران پس از بازگشت از سفرهای خارجی یا حین میزبانی از همتایان خود با موجی از انتقادها، پرسش‌ها و توضیح‌ خواستن‌ها روبرو می‌شوند.

سفر به تهران پیش از اعدام

یکی از جنجالی ترین سفرهای صورت گرفته، مربوط به دید ار نیکلای چائشسکو رئیس جمهور وقت رومانی به تهران در دی ماه ۱۳۶۸ خورشیدی بود. رئیس جمهور کمونیست رومانی چند روز پس از بازگشت از سفرش به ایران و دیدار با مقامات بلندپایه وقت از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، به دست انقلابیون محاکمه و اعدام شد. در پی این تحولات نمایندگان مجلس شورای اسلامی با پرسش از علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت، خواهان پاسخگویی او در قبال دعوت از "دیکتاتور مخلوع رومانی" به تهران شدند. در پی اعتراضات بی‌سابقه به وزارت امور خارجه ایران و شخص آقای ولایتی، سفیر وقت ایران در رومانی به دلیل اینکه "گزارش جامعی درباره اوضاع داخلی رومانی در آستانه سفر چائوشسکو به تهران نداشته" از کار برکنار و وی برای توضیح به تهران فراخوانده شد.

شایعه و تکذیب در حاشیه مراسم تدفین پاپ

محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران در مراسم تدفین پاپ ژان پل دوم

واتیکان ـ‌ محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران، چندین بار به دلیل سفرها و دیدارهای خارجی خود مورد مواخذه قرار گرفت و حرف و حدیث‌های گوناگونی در مورد حضور او در خارج از کشور به وجود آمد. خاتمی در جریان آخرین سفر اروپایی خود در دوران ریاست جمهوری‌اش در مراسم خاکسپاری پاپ ژان پل دوم حضور پیدا کرد. در آن مراسم رهبران سیاسی بیشتر کشورهای دنیا حضور داشتند. حواشی آن سفر برای خاتمی به همین ماجرا مربوط می‌شد و اینکه رسانه از خوش و بش روسای جمهوری وقت ایران و اسرائیل، و حتی دست دادن آن دو با هم خبر دادند. البته این گزارش ها از سوی مقام‌های رسمی دولت ایران تکذیب شد.

داووس خبرساز

داووس ـ خاتمی یکبار دیگر هم به دلیل سفری به اجلاس داووس مورد مواخذه گسترده قرار گرفت. این جنجال در سال ۱۳۸۸ و زمانی اتفاق افتاد که روزنامه کیهان مدعی شد خاتمی در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ با حضور در اجلاس داووس با جورج سورس، سرمایه‌دار یهودی، دیدار کرده است. هر چند دفتر آقای خاتمی این ادعاها را تکذیب کرد اما مخالفان او در سال‌های گذشته از این ادعا به عنوان عاملی برای سرزنش رئیس جمهور پیشین ایران استفاده کردنده اند. یکی از آخرین نمونه‌ها، سخنرانی حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، در آذر ماه گذشته در دانشگاه تهران بود.

دست دادن در استانبول

دیدار آقای خاتمی و راسموسن در رسانه های مختلف بازتاب داشت

استانبول ـ یکی دیگر از دیدارهای پرحاشیه خاتمی زمانی اتفاق افتاد که پس از چاپ کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام در روزنامه‌ای دانمارکی، رئیس جمهوری پیشین ایران با اندرس فوگ راسموسن، نخست وزیر وقت دانمارک، در اجلاس "اتحاد تمدن‌ها" در استانبول دست داد. در آن زمان دست راست راسموسن شکسته بود و به همین دلیل خاتمی دست چپ او را فشرد که همین امر انتقاد روزنامه‌های محافظه‌کار ایرانی را به دنبال داشت که از او به دلیل اصرار در داست دادن با نخست وزیر کشوری به خشم آمده بودند که کاریکاتورهای جنجال برانگیز در آن چاپ شده‌ بود.

دیدار با دشمن دیروز

آخرین دیدار ناجی صبری از تهران، چند هفته پیش از حمله نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق بود

تهران ـ در دوران وزارت کمال خرازی، حضور برخی مهمانان خارجی باعث دردسر برای وزیر خارجه وقت ایران شد. یکی از این میهمانان ناجی صبری، وزیر امور خارجه وقت عراق، بود که سال ۱۳۸۱ به ایران سفر کرد و پیام کتبی صدام حسین را به همتای ایرانی خود داد. وزارت امور خارجه و دولت ایران به خاطر این دیدار با نقدهای زیادی در داخل کشور روبرو شدند. البته کمال خرازی و همتای عراقی‌اش یک ماه پیش از دیدار تهران، در نیویورک با هم دیدار کرده بودند. هر چند در آن زمان بیش از یک دهه از پایان جنگ ایران و عراق می‌گذشت اما دو کشور هنوز روابط دیپلماتیک مناسبی نداشتند. در پایان آخرین دیدار ناجی صبری از تهران که چند هفته پیش از حمله به عراق بود، نمایندگان مجلس، کمال خرازی را تهدید به استیضاح در صورت سفر مجدد وزیر خارجه عراق کردند.

احمدی‌نژاد در نیویورک

محتوای سخنرانی آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا با واکنش طعنه آمیز حاضران رو به رو شد

نیویورک ـ محمود احمدی‌نژاد که پس از خاتمی از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ ریاست جمهوری ایران را بر عهده داشت به همان میزان که تعداد سفرهای خارجی بیشتری نسبت به دیگر رئیس جمهورهای ایران انجام داد، با انتقادهای بیشتری هم مواجه شد. سال ۱۳۸۲ احمدی‌نژاد برای شرکت در شصت و دومین اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفت. او در آن سفر خواهان بازدید از محل حملات یازدهم سپتامبر شد اما این درخواست او رد شد. سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و حاشیه‌های آن نیز با انتقادهای فراوانی در داخل ایران مواجه شد. پیش از سخنرانی احمدی‌نژاد، رئیس دانشگاه کلمبیا به شدت از مواضع سیاسی رئیس دولت ایران و نقض حقوق بشر در این کشور انتقاد کرد.

سفر بدون استقبال و دیدار رسمی

هیچیک از مقام های بلندپایه برزیل به استقبال و بدرقه محمد احمدی نژاد نیامدند. این تصویر مربوط به عکس یادگاری بخشی از گارد امنیتی فرودگاه با رئیس جمهور وقت ایران است

رم ـ سال ۱۳۸۷ زمانی که احمدی‌نژاد برای شرکت در اجلاس سازمان خواربار و کشاورزی (فائو) به کشور ایتالیا وارد شد هیچ استقبال رسمی‌ای از او صورت نگرفت. سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر وقت ایتالیا، و پاپ بندیکت شانزدهم هم درخواست‌های او برای دیدار را رد کردند و احمدی‌نژاد در نهایت توانست از میان سران کشورهای حاضر در اجلاس فقط با عبدالله واد، رئیس جمهوری وقت سنگال و یاسوئو فوکودا، نخست وزیر ژاپن، دیدار داشته باشد. با وجود آنکه حامیان احمدی‌نژاد در ایران از این سفر هم به عنوان یک موفقیت یاد کردند اما بسیاری از مخالفانش حضور او را در اجلاس را فائو به باد انتقاد گرفتند و آن را نشانه‌ای از انزوای سیاسی ایران در عرصه بین‌المللی عنوان کردند.

آقای احمدی نژاد تابستان سال ۱۳۹۱ هم در سفری به برزیل برای شرکت در اجلاس ریو-۲۰ با وضعیت مشابهی رو به رو شد. هیچ یک از مقام های دولتی به استقبال او نیامدند و رئیس جمهور برزیل- میزبان اجلاس- در ملاقات دوجانبه با محمود احمدی نژاد شرکت نکرد. مراسم استقبال او بدون تشریفات مرسوم و مراسم و بدرقه رسمی او با حضور شماری از نیروهای پلیس و گارد فرودگاه در یک عکس یادگاری با آقای احمدی نژاد انجام شد.

تنش در الازهر

شیخ الازهر پس از یک دیدار پرتنش حاضر به شرکت در کنفرانس مطبوعاتی با محمود احمدی نژاد نشد. در کنفرانس خبری مشاور شیخ الازهر با رئیس جمهور وقت ایران هم دو طرف با زبان طعنه با یکدیگر رو به رو شدند و کنفرانس با تلخی به اتمام رسید

قاهره ـ سفر به مصر پس از به قدرت رسیدن محمد مرسی، رئیس جمهوری پیشین این کشور، یکی از پرحاشیه‌ترین سفرهای احمدی‌نژاد بود. او در این سفر با شیخ احمد الطیب (شیخ الازهر)، از مقام‌های دینی نهاد الازهر دیدار کرد که روند آن دیدار به شکلی بود که شیخ الازهر پس از آن در بیانیه‌ای مخالفت خود را با گسترش تشیع در کشورهای سنی اعلام کرد. شیخ الازهر در واکنش به دیدار پرتنشی که با احمدی‌نژاد داشت حتی حاضر نشد در کنفرانس مطبوعاتی پس از آن شرکت کند. در آن زمان حمایت‌ ایران از دولت بشار اسد در سوریه نیز باعث شد گروهی از معترضان سوری علیه احمدی‌نژاد تجمع کنند و حتی یکی از تجمع‌کنندگان تلاش کرد تا با پرتاب کفش به سوی احمدی‌نژاد اعتراض خود را نشان بدهد.

در آغوش گرفتن نامحرم‌

آخرین دیدار آقای احمدی نژاد که برای شرکت در مراسم درگذشت هوگو چاوز بود، با واکنش منفی شماری از سیاستمداران و روحانیون قم مواجه شد

کاراکاس ـ شاید یکی از به یادماندنی‌ترین سفرهای خارجی رئیس جمهوری پیشین ایران، سفر او به ونزوئلا برای شرکت در مراسم تشییع جنازه هوگو چاوز باشد. احمدی‌نژاد که پس از خبر درگذشت چاوز، یک روز عزای عمومی در ایران اعلام کرده بود، او را در پیامی به عنوان یکی از منجیان بشریت معرفی کرد که به همراه همه صالحان و حضرت مسیح باز خواهد گشت. پس از آن، رئیس جمهوری ایران به ونزوئلا رفت و انتشار عکس‌های احمدی‌نژاد در حالی که مادر هوگو چاوز را برای دلداری دادن به او در آغوش گرفته بود، جنجالی دیگر به وجود آورد و حتی بسیاری از حامیان احمدی‌نژاد هم به انتقاد از عملکرد او در این سفر پرداختند.

و باز هم اسرائیل

امان ـ به غیر از خود احمدی‌نژاد که سفرهای پرحاشیه فراوانی داشت، یکی از وزیران او هم در سفری به امان پایتخت کشور اردن جنجال آفرین شد. محمد مهدی زاهدی، وزیر علوم دولت اول احمدی‌نژاد، به گفته برخی منابع خبری در سال ۲۰۰۸ در حاشیه کنفرانس سزامی در اردن با همتای اسرائیلی خود دیدار کرد. هر چند این دیدار از سوی مقام‌های ایرانی تکذیب شد اما انتشار عکس‌های مربوط به آن دیدار درسرها و انتقادهای زیادی را برای آقای زاهدی به وجود آورد که برخی، دلیل اصلی حضور نیافتن او در دولت دوم احمدی‌نژاد را با آن مرتبط می‌دانند. او اکنون از نمایندگان مجلس نهم است.

[ یکشنبه دوازدهم بهمن 1393 ] [ 10:6 ] [ جوینده ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ